ابن سینا و هوسرل: پرسش از حقیقت علم و تاسیس فلسفه متقن
محل انتشار: دوفصلنامه پرتو خرد، دوره: 13، شماره: 1
سال انتشار: 1401
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 340
فایل این مقاله در 38 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PKD-13-1_001
تاریخ نمایه سازی: 23 بهمن 1401
چکیده مقاله:
ابن سینا و هرسول در باب لزوم تاسیس فلسفه متقن و ضرورت آن هم نظرند؛ اما تلقی هر کدام از این مسئله متفاوت است. ابن سینا حقیقت علم را در درون پارادایم وجود، بحث کرده و در چنین فضایی از فلسفه برهانی و یقینی سخن گفته است؛ اما هوسول میراث دار دکارت بود و در پارادایم آگاهی می اندیشید. علیرغم فاصله بنیادی و تفاوت مبانی، در محورهایی امکان تقریب میان دیدگاه این دو فیلسوف وجود دارد. هر دو برای خلق یک فلسفه متقن به بداهت تمسک می جویند و شناخت بی واسطه را راهکاری برای رفع تردید معرفی می کنند. در خصوص نسبت فلسفه و سایر علوم، دیدگاه هر دو قابل مقایسه و سنجش پذیر است، زیرا هر دو به نحوی باور دارند که فلسفه مبانی سایر علوم را اثبات می کند. ابن سینا فلسفه اولی را برترین علم می دانست که صحیح ترین و متقن ترین شناخت را به دست می دهد، هوسرل نیز پدیدارشناسی را مانند علم متقن عرضه می کند و معتقد است که در تاریخ فلسفه تنها در پدیدارشناسی، فلسفه متقن تاسیس شده است. به باور هوسرل فلسفه هنوز چونان علم متقن تحقق نیافته است؛ اما در پدیدارشناسی و با توجه به کشف ساحت آگاهی استعلایی، زمینه تاسیس آن فراهم شده است. ابن سینا نیز برای تاسیس فلسفه متقن، بستر مطلق و شک ناپذیری تمهید می نماید و خودآگاهی انسانی را چونان خاستگاه بنیادین هرگونه علم معرفی می کند. در باب تئوریک بودن و کلی بودن فلسفه نیز هر دو دیدگاه مشابه دارند.
نویسندگان
سید آصف احسانی
دکترای فلسفه اسلامی جامعه المصطفی العالمیه