نقش باورهای غیر منطقی در عدم تعادل روانی

سال انتشار: 1387
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 233

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_MFT-3-3_005

تاریخ نمایه سازی: 24 تیر 1401

چکیده مقاله:

بر اساس دیدگاه شناختی، انسان موجودی منفعل در برابر رویدادها نیست بلکه ضمن دریافت یکی از » البرت الیس « . اطلاعات از محیط، به تجزیه و تحلیل می پردازد و سپس عمل می کند طرفداران این دیدگاه و موسس روان درمانی عقلانی عاطفی، معتقد است، افکار انسان بر - احساسات و رفتار او تاثیر می گذارد. به عبارت دیگر مسائل ناراحت کننده نیستند که موجب » الیس « واکنش های هیجانی می شوند، بلکه نظام باورهاست که چنین حالاتی ایجاد می کند. از نظر یک باور غیر منطقی باواقعیت مطابقت ندارد و بر اساس ظن و گمان است و اغلب منجر به حالت های آشفته و هیجان های نامناسب می شود که رفتارهای سازنده و خودیاری را به حداقل رسانده، آرامش روانی فرد را به خطر می اندازد. این باور، ریشه در سه عامل بیولوژی، یادگیری اجتماعی و انتخاب شناخت های غیر منطقی دارد و افراد به دلایل مختلفی از جمله جستجوی علت آشفتگی در گذشته، بی اطلاعی از تاثیر باورهای غیر منطقی و دشواری تغییر آنها، چنین باورهایی را حفظ می کنند؛ در حالی که انسان اندیشمند باید با انتخاب و پیروی از افکار منطقی و کنار گذاشتن افکار غیر منطقی، زمینه عدم تعادل روانی را از بین برده، در راه تعادل، سلامت روان و انجام رفتارهای بهنجار قدم بردارد.

نویسندگان