تحلیلی بر رابطه میان روش آزمون سازی ، گونه شخصیت و جنسیت: موردی از فراگیرندگان ایرانی زبان انگلیسی
محل انتشار: فصلنامه متن پژوهی ادبی، دوره: 8، شماره: 20
سال انتشار: 1383
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 253
فایل این مقاله در 33 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_LTR-8-20_007
تاریخ نمایه سازی: 11 اسفند 1400
چکیده مقاله:
در طول چند دهه گذشته، تحقیقات زیادی برای شناسائی و خنثی کردن عوامل ایذائی تاثیرگذار بر نتیجه آزمونهای زبان صورت گرفته است. در این راستا و باتوجه به فرضیات مطرح شده توسط محققینی از قبیل باخ من (۱۹۹۰)، شو هامی و همکاران (۱۹۹۳) و باخ من و همکاران (۱۹۹۶)، تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر شیوه آزمون، نوع شخصیت آزمودنی ها و جنسیت آنها برنتیجه آزمونها و همچنین بررسی رابطه این متغییرها در ارتباط با آزمونهای زبان صورت پذیرفته است تا بتوان مناسبترین شیوه های آزمون را برای انواع شخصیتها و جنس زن ومرد شناسائی کرد که این به نوبه خود می تواند با کاهش دادن میزان انحراف در طراحی و استفاده از آزمونهای زبان ، اعتبار آنها را تاحد زیادی افزایش دهد. برای تحقق بخشیدن به این هدف، سه نوع آزمون اختصاصی (کلز، چهار جوابی و باز) برای این پژوهش طراحی واستاندارد سازی گردید. افراد شرکت کننده در این پژوهشی علاوه بر سه ازمون فوق، در یک مصاحبه حضوری شرکت کرده و به سوالات آزمون شخصیت آیزنگ ( ای پی کیو) نیز جواب دادند. با بکارگیری تجزیه و تحلیل های آماری لازم (آنالیزواریانس، آزمون تی، آزمون پست هاک و آزمون خی ۲) مشخص گردید که : شیوه آزمون تاثیری در عملکرد افراد شرکت کننده ی آزمونهای این پژوهشی ندارد. نوع شخصیت وجنسیت متغییرهای تاثیرگذار بر عملکرد افراد در آزمونهای زبان میباشند. متغیرهای نوع شخصیت و جنسیت رابطه ی مشخص و معنی داری با شیوهی آزمون ندارند تابتوان شیوه های آزمون متناسب برای انواع شخصیتها و جنس زن و مرد پیشنهاد کرد. در ارتباط با عملکرد افراد در آزمونهای مختلف، رابطه مشخص و معنی داری بین متغییرهای نوع شخصیت وجنسیت وجود ندارد. آنها آزمون تافل داده شد. آزمودنی ها بر اساس نمره آزمون به سه سطح تبحر زبانی تقسیم شدند. تحقیق در دانشگاه آزاد آسلامی قائم شهر انجام شد. در مرحله بعدی، آزمونهای بسته و نیز پرسشنامه استراتژی خواندن در سه سطح برگزار شد. سپس، سه آزمون بسته فارسی به همراه پرسشنامه های استراتژی خواندن اجرا شد. نهایتا، داده ها جمع آوری و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مهارتهای خواندن در زبان اول می تواند در سطوح مختلف تاثیرات متفاوتی را از زبان فارسی به زبان انگلیسی انتقال دهند. ولی در سطوح پایین چنین نتیجه ای مشاهده نشد. و این موید این مطلب است که مهارتهای خواندن در زبان اول تنها زمانی می توانند انتقال یابند که افراد به سطح آستانه زبانی رسیده باشند. بنابراین فرضیه صفر مبنی بر اینکه ارتباط بین توانایی خواندن در زبان اول و دوم وجود ندارد در سه سطح زبانی به آزمون گذاشته شد و تنها در سطح پیشرفته رد شد.
نویسندگان
پرویز بیرجندی
هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
قدرت رستم لو
دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی