وارستگی از دیدگاه اکهارت و مولوی

سال انتشار: 1394
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 448

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IAUZ-12-46_004

تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1400

چکیده مقاله:

هدف نوشتار حاضر پژوهشی تحلیلی درباره «وارستگی» از دیدگاه اکهارت و مولوی،دو عارف بزرگ مسیحی و مسلمان است؛ که با استفاده از منابع کتابخانه ای، مفهوم و ویژگی های وارستگی مورد بررسی قرار گرفته است. وارستگی یکی از محوری ترین آموزه های عرفان در میان همه عرفا و مکاتب عرفانی است. وارستگی در نظر اکهارت و مولوی چنان منزلتی دارد که همگان را به این راه دعوت می کنند. وارستگیدر نزد اکهارت و مولوی عبارت است از عدم تعلق، حریت و ترک؛ حالتی که فرد کاملا از خویش و همه چیز بیرون رفته و به اتحاد با خدا نایل می شود. حالتی است که فرد کاملا ازخویش و همه چیز بیرون می رود. هیچ ندانستن، هیچ نداشتن و هیچ نخواستن سه پیشنهاد اکهارت برای رسیدن به وارستگی است، به همان ترتیب ترک علم، ترک تعلق و ترک اراده برای رسیدن به وارستگی از دیدگاه مولوی ضروری است.

نویسندگان

قربان علمی

دانشیار ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه تهران

فاطمه بابابیگلو

دانش آموخته کارشناسی ارشد ادیان و عرفان تطبیقی.