تجلی عرفانی خدایان ودایی در اوستا و شاهنامه
محل انتشار: فصلنامه عرفان اسلامی، دوره: 18، شماره: 69
سال انتشار: 1400
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 296
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IAUZ-18-69_017
تاریخ نمایه سازی: 22 آبان 1400
چکیده مقاله:
دستیابی به معرفت، مهم ترین هدف تلاش های فلسفی، هنری و عرفانی دنیای دیروز و امروز بشر است که آگاهی از این حقیقت و رسیدن به آن، اگرچه متفاوت و دارای جلوههای گوناگون است، و هرچند گاه بهمدد عقل، گاه به نیروی وحی و گاه با خیالانگیزی و تخیل انجاممیپذیرد؛ اما میتوان همسانیها و اشتراکات فراوانی بین آنها یافت. در این پژوهش، هدف بررسی اندیشههای عرفانی در دو اثری است که، ظاهرا با عرفان درتناقضاند اما تحقیقات درباره آنها نشاندادهاست که، علیرغم تناقضات ظاهری، مشابهات و اشتراکات بسیاری در رسیدن به معرفت دارند. شاهنامه یک اثر عرفانی نیست اما، خاستگاه عرفان، فطرت خداجوی انسان است و هیچ دلی پیدانمی شود که در آن نشانی از تمایلات و تفکرات عرفانی نباشد. تعدادی از شخصیتهای اساطیری و حماسی شاهنامه ،خدایان نغمههای مذهبی ریگودا هستند؛ که پس از ظهور اشوزردشت و رواج یکتاپرستی، بهصورت ایزدان و شاهان، در نخستین اثر حماسی یعنی اوستا جلوهگرشدند و پس از اسلام، بهصورت شاهان و پهلوانان بزرگ شاهنامه درآمدند؛ در سرگذشت این مردان و نیز در برخی دیگر از داستانهای شاهنامه به مباحثی برمیخوریم که دراثنای آن، شعر فردوسی بیشتر شبیه یک منظومه تمثیلی عرفانی میشود. در این تحقیق سعی بر آن است که ضمن معرفی این شخصیت ها به پیشینه اسطورهها و تحول ایشان از وداها تا اوستا و شاهنامه و تحلیل عرفانی هریک اشارهشود.
نویسندگان
زهره سرمد
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران ،ایران. Zohreh _sarmad۱@yahoo.com