خاستگاه ادبیات و مسئله ی تناهی از منظر موریس بلانشو

سال انتشار: 1397
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 232

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_KJSB-11-2_012

تاریخ نمایه سازی: 24 شهریور 1400

چکیده مقاله:

موریس بلانشو، فیلسوف و ادیب فرانسوی، علی­رغم آن­که در زمانه خود شخصیتی کمتر شناخته شده به شمار می­رفت، اما آثارش از نیمه دوم قرن بیستم تا به امروز مورد توجه فلاسفه و منتقدان ادبی واقع شده است. آنچه نوشته­های بلانشو را متمایز می­سازد، رویکرد قطعه­­وار او در قبال فلسفه و ادبیات است که بیش از آنکه به تدوین نظریه­های فلسفی و ادبی بینجامد، منجر به ضد-نظریه و در نتیجه بینشی غیرسیستماتیک به این دو حوزه شده است. از چشمگیرترین جنبه­های اندیشه بلانشو، بحث در باب نسبت غریبی است که او میان خاستگاه ادبیات و مسئله تناهی و مرگ برقرار می­سازد. جستارحاضر، در پی خوانش آراء بلانشو در خصوص ادبیات، به مسئله­ تعریف ناپذیری آن و سپس خاستگاه ادبیات می­پردازد و از خلال تحلیل دیدگاه بلانشو در باب مرگ، نسبت این دو موضوع را به بحث و بررسی می­گذارد. چنان که خواهیم دید، تصور بلانشو در خصوص تناهی و نیهیلیسم را می­توان به نحوی ناسازنما برسازنده­ی راز ابهام ادبیات و خاستگاه آن تلقی کرد.

کلیدواژه ها:

ضد نظریه ، خاستگاه ادبیات – مرگ – تناهی – غیاب – نیهیلیسم ، ایلیا

نویسندگان

نوید افشارزاده

دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

امیر نصری

دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :