فاصلهگذاری در بوف کور
محل انتشار: دوفصلنامه زبان و ادب فارسی، دوره: 55، شماره: 224
سال انتشار: 1390
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 240
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PERLIT-55-224_003
تاریخ نمایه سازی: 20 اردیبهشت 1400
چکیده مقاله:
چکیده برتولت برشت از جامعهشناسان و نمایشنامهنویسانی است که اندیشههایی پیشرو در زمینه هنر، نمایشنامه و داستان داشته است. مهمترین نظریه برشت «فاصلهگذاری» نام دارد که تحت تاثیر رهیافتهای فرمالیستی از جمله آشناییزدایی و برجستهسازی بوده است. «فاصلهگذاری» به معنی آفرینش شخصیتهای تازه، غیرعادی، شگفتانگیز و بیگانه در اثر است. نظریه برشت پیش از همه در نمایشنامه کاربرد دارد. اما منتقدان میتوانند آن را در داستان نیز به کار گیرند، به ویژه در داستانهایی که شخصیتهای شگفتی دارند. بوف کور صادق هدایت دارای شخصیت بیهویت، پوچ انگار و غریبهای است که برای مخاطب تازگی دارد. مقاله حاضر به بررسی داستان بوف کور بر پایه نظریه فاصلهگذاری برشت و گرایشهای اجتماعی- سیاسی وی میپردازد.
کلیدواژه ها: