رابطه کیفیت زندگی عمومی با کیفیت زندگی اختصاصی کاری بهورزان زن ؛ با نقش واسط تعارض کار-خانواده
سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 558
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
IHSC13_065
تاریخ نمایه سازی: 16 فروردین 1400
چکیده مقاله:
زمینه و هدف: موضوع كيفيت زندگي عمومي و تأثير آن بر كيفيت زندگي اختصاصي كاري از مقوله هاي مهم و حياتي درسازمان هاي امروزي است همچنين تعارض كار- خانواده پديده مهمي است كه هم كارمندان و هم كارفرمايانشان را تحت تاثير قرارمي دهد. بهورزان نيز از نيروهاي كليدي در محيطي ترين واحد ارائه خدمات نظام شبكه هاي بهداشتي درماني كشور محسوبمي شوند كه در تماس مستقيم با مردم بوده و نقش آنها در ارائه خدمات پيشگيري و تندرستي به جامعه بسيار ارزشمند است چراكه وضعيت كيفيت زندگي اين گروه بر نحوه ارائه خدمات در جامعه هدف بسيار مهم و تأثيرگذار خواهد بود. اين مطالعه به تعيينرابطه كيفيت زندگي عمومي با كيفيت زندگي اختصاصي كاري در بهورزان زن با نقش واسط تعارض كار –خانواده مي پردازد.مواد و روش ها : پژوهش حاضر توصيفي تحليلي بوده كه در سال 1396 انجام شد. جامعه پژوهش ، بهورزان زن شاغل درمعاونت بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي مازندران بودند كه 101 نفر به روش نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند. اطلاعات بااستفاده از پرسشنامه هاي استاندارد كيفيت زندگي سازمان جهاني بهداشت (WHOQOL-BREF) كيفيت زندگي كاري كاسيو و تعارض كار خانواده كارلسون جمعآوري و نتايج با كمک نرم افزار SPSS 24 و AMOS 22 تحليل شد.نتایج: رابطه كيفيت زندگي عمومي با كيفيت زندگي اختصاصي كاري در بهورزان زن معني دار بوده (t=3/592, P=0/0009) وو بين كيفيت زندگي عمومي با تعارض كار نيز رابطه منفي معني داري وجود داشت (t=-4/414, P=0/0009)، در بررسیها اثر ميانجي گري متغير تعارض كاري، بين كيفيت زندگي عمومي و كيفيت زندگي اختصاصي كاري، معني دار نبود (P=0/16).نتیجه گیری: از آنجا كه كيفيت زندگي عمومي اثر مستقيمي بر كيفيت زندگي اختصاصي كاري بهورزان زن داشته با برنامهريزي صحيح و برگزاري دوره هاي آموزشي مدون در راستاي توانمندسازي، افزايش مهارتهاي زندگي و مديريت زمان و قدرتتطابق بهورزان جهت افزايش كيفيت زندگي عمومي، مي توان شاهد افزايش كيفيت زندگي كاري و كاهش تعارض كار آنان بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محترم ذبیحی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی،واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی ، ساری ، ایران
قهرمان محمودی
دانشیار مرکز تحقیقات مدیریت بیمارستان ،واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی ، ساری ، ایران
قاسم عابدی
دانشیار مرکز تحقیقات علوم بهداشتی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی مازندران ، ساری، ایران
حسین اسمعیلی گلسفید
کارشناسی مهندسی بهداشت حرفه ای ، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی مازندران، شبکه بهداشت ودرمان، چالوس،ایران