خاقانی دریا ضمیر( مفاخره، فخر در شعر خاقانی و علت آن)

سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 745

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF04_092

تاریخ نمایه سازی: 23 اسفند 1399

چکیده مقاله:

خاقانی یکی از بزرگترین شاعران و قصیده سرایان روزگار است. اشعار به جا مانده از او جزء ارزشمند ترین میراث های ادبی و فرهنگی زبان فارسی است.هرچند که شعر او دارای تشبیهات، استعاره ها، کنایه ها و دیگر عناصر ادبی می باشد واین زیبایی، تصویر سازی های شعر او را دوچندان می کند اما در این میان مفاخره هاو خودستایی های او نیز قابل تأمل است. اگرچه خودستایی در شعر سنتی است قدیم و شاید بتوان در کهن ترین آثار ادبی جهان نشانه هایی از آن به دست آورد اما خاقانی شاعر سده ششم مفاخره و خودستایی را به اوج رسانیده تا جایی که خود را بهترین پادشاه اقلیم سخن می نامد»نیست اقلیم سخن را بهتر از من پادشا«و این نشان از شخصیتی خودبین او دارد که خود را برتر از همگان برتر می شمارد.خودستایی های خاقانی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد، شاید یک دلیل آن وجود معارضان و رقیبانی بوده است که می خواسته اند از شأن شعر خاقانی بکاهند.در این مقاله که داده ها به شیوه ی کتابخانه ای جمع آوری شده است ، سعی شده ضمن نمایاندن و بررسی مفاخره در اشعار خاقانی، به بیان برخی علل خودستایی و مفاخره شاعر پرداخته شود. هرچند برخی از نشانه های عقده ی حقارت در اشعار خاقانی وجود دارد اما با توجه به ضعف اجتماعی و علاقه فردی اغراق آمیز در اشعارش و حس برتری جویی شخصی او می توان نتیجه گرفت که این شاعر تا اندازه ای گرفتار عقده ی برتری و خودستایی بوده است

کلیدواژه ها:

نویسندگان

احسان شیرازیان

دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی تطبیقی

ویدا احمدی

استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد

محمد رضازاده زوارم

دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات حماسی