سکوت قانون و روش شکست آن

سال انتشار: 1398
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1,156

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_LEEN-2-3_003

تاریخ نمایه سازی: 19 اسفند 1399

چکیده مقاله:

شرح و تفسیر قانون یکی از روش­های پذیرفته شده در نظام­های حقوقی جهان است؛ بدین­گونه که دادرس در مقام رسیدگی و احقاق حق نیازمند تفسیر مقرراتی است که قصد دارد به آنها استناد نماید و در این راستا مکاتب تفسیری مختلفی پدید آمده­اند که حقوق‌دانان و قضات با مراجعه به مبانی آن از قوانین موضوعه تفسیرهای خاصی را ارائه می­دهند ولی گاه دادرس نه با ابهام قانون بلکه با سکوت آن روبه­رو می­شود؛ چراکه مقنن به علت این که ذاتاً بشر است قدرت پیش­بینی همة حوادث و وقایع پیش رو را ندارد، لذا نمی­تواند همة مطالب ریز و درشت را در قانون بگنجاند و بدین ترتیب گاه دعاویی نزد قاضی مطرح می­شود که در متون قانونی حکمی برایش معین نشده است و از طرفی قاضی ملزم به صدور حکم مقتضی است و نمی­تواند از رسیدگی به بهانة نبود حکم قانون استنکاف کند؛ در این جاست که با پدیده‌ای به نام سکوت قانون روبه­رو می­شویم. در سیستم­های حقوقی مختلف برای حل این مشکل راههای متفاوتی ارائه شده است. در آیین دادرسی مدنی، مصوب 1318 که با الهام از حقوق فرانسه تدوین شده است، قانون‌گذار به تقلید از حقوق فرانسه قاضی را ملزم به مراجعه به روح قانون و عرف و عادات مسلم جامعه نموده که البته خود این متن هم ابهامات متعددی را ایجاد کرده بود. پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران و تدوین قانون اساسی آن رویه تغییر کرد و روش جدید تحلیل سکوت قانونی بنا نهاده شد که اهم آن در اصل 167 قانون اساسی تجلی کرد و قاضی به جای رجوع به روح قانون ملزم به رجوع به منابع فقهی و فتاوی معتبر گردید و در دنبالة آن در مادة 3 قانون آیین دادرسی مدنی، مصوب 1379 علاوه بر منابع فقهی و فتاوی معتبر به مقوله­ای به نام «اصول حقوقی» نیز تصریح شد و بدین ترتیب بر اساس این مبنای ایجاد شده در جمهوری اسلامی ایران قاضی در هنگام روبه­رو شدن با قضیه­ای که حکمش در قانون نیامده و از راه تفسیر قانونی هم نمی­تواند رفع مشکل کند، ملزم است حکم واقعه را در منابع فقهی، فتاوی معتبر و اصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی نباشد، جست‌و‌جو کند. در اینجا نقش قواعد فقه که جایگاه مهمی در حقوق اسلامی دارد آشکار می­شود چراکه می­توان آن را جزء اصول حقوقی که مغایر با موازین شرعی هم نیستند دانست و بدین­ترتیب اهمیت تعریف و شرح مبانی این اصل حقوقی بیش از پیش مشخص می­گردد.

نویسندگان

محمدرضا بندرچی

عضو هیات علمی دانشگاه مذاهب اسلامی

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • الف – فارسی ...
  • 1. امامی، سیدحسن، (1364)، حقوق مدنی، تهران، اسلامیه، چاپ دوازدهم، ...
  • 2. بندرچی، محمدرضا، (1377)، مجموعه نظرات قانونی شورای نگهبان، چاپ ...
  • 3. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1348)، تاریخ حقوق ایران، چاپ اول، ...
  • 4. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1355)، دانشنامه حقوقی، (پنج جلد)، چاپ ...
  • 5. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، (1382)، مبسوط در ترمینولوژی، (پنج جلد)، ...
  • 6. دهخدا، علی اکبر، (1362)، لغتنامه، چاپ اول، تهران، مؤسسه ...
  • 7. رشاد، محمد، (1363)، اصول فقه، چاپ دوم، تهران، اقبال. ...
  • 8. زندی، محمدرضا، (1381)، نظرات قضات دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران ...
  • 9. ضیایی بیگدلی، محمدرضا، (1365)، حقوق بین‌الملل عمومی، چاپ هشتم، ...
  • 10. قاسم زاده، قاسم، (1344)، حقوق اساسی، چاپ دوم، تهران، ...
  • 11. کاتوزیان، امیرناصر، (1380)، اثبات و دلیل اثبات، (دو جلد) ...
  • 12. متین دفتری، احمد، (1381)، آیین دادرسی مدنی و بازرگانی، ...
  • 13. محقق داماد، سیدمصطفی، (1365)، قواعد فقه، تهران، (سه جلد)، ...
  • 14. مدنی، جلال الدین، (1356)، آیین دادرسی مدنی، چاپ دوم، ...
  • 15. ولیدی، محمد صالح، (1367)، حقوق جزای اختصاصی، تهران، امیرکبیر. ...
  • ب – کتب عربی ...
  • 16. ابن منظور، محمدبن مکرم، (1410)، لسان العرب، جلد سوم، ...
  • 17. ابوحبیب، هادی، (1414)، القاموس الفقهی، چاپ اول، دمشق، دارالافتاء. ...
  • 18. ابوریه، محمد، (1412)، اضواء علی السنه المحمدیه، چاپ سوم، ...
  • 19. اصفهانی، راغب، (1412)، المفردات فی غرائب القرآن، چاپ چهارم، ...
  • 20. حکیم، محمدتقی، (1414)، الاصول العامه للفقه المقارن، چاپ دوم، ...
  • 21. رضی، محمدعلی، (1421) الفقه المیسر، جلد دوم، بیروت، نورالاشراق. ...
  • 22. طبرسی، فضل بن حسن، (1416)، مجمع البیان فی تفسیر ...
  • 23. طوسی، ابوجعفرمحمد، (1418)، تهذیب الاحکام، چاپ چهارم، بیروت، دارالکتب. ...
  • 24. فیروزآبادی، ابوطاهر محمد، (1417)، القاموس المحیط، چاپ سوم، بیروت، ...
  • 25. مجمع اللغـﺔ العربیه، (1411)، المعجم الوجیز، چاپ سوم، بیروت، ...
  • 26. مظفر، محمدرضا، (1421)، اصول الفقه، چاپ ششم، بیروت، دارالاضواء. ...
  • 27. یزدی، سیدمحمدکاظم، (1410)، العروه الوثقی، (دو جلد) چاپ ششم، ...
  • نمایش کامل مراجع