اعمال قانون ماهوی مقر در حدوث احاله درجه دوم
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 32
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JPLIL-3-5_010
تاریخ نمایه سازی: 14 مرداد 1405
چکیده مقاله:
درخصوص مفهوم اصطلاحی احاله در حقوق بینالملل خصوصی تعریف واحدی ملاحظه نمیشود و به تعبیری اتفاقنظر وجود ندارد. برای شناخت مسئله احاله ابتدا باید منشاء آن را شناخت. در برخورد سیستم های ملی حل تعارض با یکدیگر سه حالت متصور است؛ حالت اول هماهنگی، حالت دوم تعارض مثبت و حالت سوم تعارض منفی است. احاله، نتیجه حالت سوم یعنی تعارض منفی میباشد به نحوی که قواعد حل تعارض هیچ یک از دو کشور قانون خود را صالح نمیداند که متعاقب آن دو حالت رخ میدهد: احاله درجه اول و احاله درجه دوم. واکنش دولتها در مقابل احاله چه درجه اول و چه درجه دوم با توجه به رویکردشان متفاوت است؛ برخی آن را قابل پذیرش دانسته و برخی دیگر آن را نپذیرفتهاند. قانونگذار ایرانی در ماده ۹۷۳ قانون مدنی صراحتا اقدام به پذیرش احاله درجه اول نموده است لکن در خصوص احاله درجه دوم موضع خود را به طور صریح اعلام ننموده و همین موضوع، محل اختلاف شده و تفاسیر مختلفی از آن صورت گرفته است بدین سبب حقوق دانان ایرانی به چند گروه تقسیم میشوند؛ بهطور مثال گروهی معتقدند که در مقابل تکلیف، اختیار قرار دارد و دادگاه میتواند احاله درجه دوم را بپذیرد، زیرا چنانچه بنا بر ممنوعیت باشد، مقنن صراحتا آن را اعلام مینمود، عدهای بر آن هستند که جمله «...به قانون دیگری احاله داده باشد» در ماده فوق به کشور ثالث اشاره دارد که نشانگر آن است احاله درجه دوم غیرتسلسلی پذیرفته شده است. برخی نیز عقیده دارند که احاله درجه دوم در ایران پذیرفته نشده لکن تحقیق حاضر با مداقه در نظریات ارائه شده با رویکردی کاربردی اقدام به ارائه رهیافتی حقوقی_قضایی نموده است. نگارندگان با تحلیل کاربردی و بررسی نظریات حقوق دانان ایرانی بر این عقیدهاند که ماده ۹۷۳ قانون مدنی استثنایی بر ماده ۷ قانون مدنی است و هردو ماده ذکر شده استثنایی بر ماده ۵ همان قانون میباشند بهنحوی که در صورت وجود شک در اعمال ماده ۹۷۳ که مبهم بوده میبایست به اصلالاصل یا اصل اولی که همان ماده ۵ است رجوع شود لذا مطابق این نظر، قاضی ایرانی باید حکم دعوی را بر اساس مقررات ماهوی مندرج در قانون مقر صادر نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مجید عزیزیانی
قاضی دادگستری، دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری،تهران، ایران.
علی معافی
قاضی دادگستری، کارشناسی ارشد حقوق تجارت دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران، ایران
علی رضا صادقی کیادهی
قاضی دادگستری، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری، ساری، ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :