دریدای لویناسی؛ گذار از هستی شناسی به اخلاق
سال انتشار: 1399
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 530
فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ORJ-9-17_010
تاریخ نمایه سازی: 23 شهریور 1399
چکیده مقاله:
در این مقاله به دنبال فهم اندیشه فلسفی دریدا و رفع ابهام آن هستیم؛ پاسخ ما به این ابهام آن است که دریدا را باید پیش از هرچیز در چارچوب مباحث امانوئل لویناس فهمید و قرار داد. این جایگذاری درید،ا در نوع خود، بسیار کلیدی است و معنای ضمنی فلسفه او را متفاوت میسازد. دلیل این تحول آن است که در خوانش عمومی دریدا را در درجه نخست وارث نیچه و پس از آن هایدگر میدانند که در افق فکری آن دو و در سنت نقد متافیزیک آن دو قرار میگیرد. لویناسی دیدن دریدا به این معنی است که فلسفه او را گذار از فلسفه هایدگری، یعنی هستیشناسی، به اخلاق بدانیم. یعنی آن که سخن دریدا، بر اساس زبان لویناس، در چارچوب عدالت قرار میگیرد. مطابق این سخن، سوال اصلی مقاله پیشرو این است که چگونه میتوان تقدم امر اخلاقی بر هستیشناسی را در فلسفه دریدا نشان داد بر این اساس تلاش فکری دریدا را باید تلاشی برای فراروی از مباحث هستیشناسانه دانست و روش واسازی وی را تحلیلی بدانیم که نه در ساحت هستی که در نیروی الزامآور امر اخلاقی صورت میگیرد، عملی که رو به بیرون و شناخت آن چه هست ندارد، بلکه به نام دیگری، از آنچه که انجام شده و انجام داده، سخن میراند. بر این اساس، هدف مقاله حاضر ایضاح تقدم اخلاق بر هستیشناسی به معنای رویکردی درست به فلسفه دریدا میباشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
احسان کاظمی
استادیار علوم سیاسی دانشگاه شهید چمران اهواز
محسن جمشیدی
دانش آموخته علوم سیاسی، اندیشه سیاسی، دانشگاه تهران
سعید ماخانی
دانشجوی دکتری علوم سیاسی، اندیشه سیاسی، دانشگاه تهران