حاشیه؛ ابزار گفتمان قدرت برای رد انتقاد

26 اسفند 1403 - خواندن 3 دقیقه - 172 بازدید
"حاشیه"
ابزار گفتمان قدرت برای رد انتقاد

چه چیز مهم است و چه چیز نیست؟ چه چیزی ارزش گفته شدن دارد و چه چیزی را گفتن بیهود است؟ چه کسی میتواند بگوید چه سخنی مهم و اساسی است و چه چیزی بیهوده و بی ارزش است؟ آیا این ساز و کار نمی تواند ابزاری برای ساکت کردن صدای مخالف و مزاحم برای نهاد قدرت باشد؟
همیشه در تحلیل ساختار های قدرت توجه من به این جلب می شود که در گفتمان آن ها چه چیزی مرکز توجه تلقی می شود و چه چیزی به صورت کلی اهمیت مسئله شدن و یا حتی گفتن را هم ندارد. دلیل خیلی خوبی هم برای این کار دارم.
اول اینکه نام گذاری یک مسئله به عنوان "حاشیه " و دیگری به عنوان "بحران" و "مرکز توجه"، خود نوعی از سرکوب و دروازه بانی این است که کدام مسئله مطرح بشود و کدام نشود. در واقع خود نظام سیاسی یا نهاد اجتماعی می تواند از طریق ارزشگذاری معانی و مفاهیم با اسامی مثل "حاشیه" و "بی اهمیت" و "مجازی" و ... آنها را به کلی از محل پاسخگویی خارج کند.
حال سوال این است؛ دقیقا چرا باید چنین خط مشی و روشی در مقابل سخن دیگری پی گرفته شود و چه چیز در این سخن انقدر مهم است که باید پوشیده شود؟ میشل فوکو در درس افتتاحی خود در کلژ دوفرانس در سال ۱۹۷۰ اینگونه پاسخ می گوید؛ "نهاد و میل به گفتن هر دو چیزی جز پاسخ به یک نگرانی نیستند. نگرانی از واقعیت مادی گفتار، به صورت چیزی بیان شده با نوشته شده."(فوکو،۱۳۸۰)
بله. واقعیت مادی گفتار، یعنی آن چه پس از این گفتار به صورت مادی جلوه گر می شود. مثلا وقتی سخن از حق پاسخ خواستن از نهادی مشخص مطرح می شود و گسترده می گردد. این گفتار دیر با زود خود را به صورت عینی و مادی نمایان خواهد کرد. با آثاری عینی و مادی. طبیعتا بسیاری از گفتار ها مثل مطالبه گری، اعتراض و انتقاد، آثار مادی دارند که برای نهاد قدرت مناسب و دارای نفع نیست. پس باید به صورتی با آن مقابله بشود که همزمان بنظر برسد مقابله ای هم نشده. چه روشی هم بهتر از اینکه کل مسئله را به صورت یک "حاشیه بی اهمیت" در نظر بگیریم؟ هم لزومی بر پاسخگویی نیست، هم طرف مقابل را بی اهمیت جلوه می دهیم و هم مسئله را تقلیل می دهیم. زدن سه نشان با یک تیر!

منابع:
نظم گفتار: درس افتتاحی در کلژ دوفرانس. دوم دسامبر 1970. میشل فوکو. ترجمه باقر پرهام. تهران: آگه/ آگاه، 1380"چاپ2"