رهبری آموزشی و توسعه مدرسه

24 بهمن 1403 - خواندن 8 دقیقه - 1120 بازدید


مدیران مدارس بیش از هر زمان دیگری با خواسته های جدید، تصمیمات پیچیده تر و مسئولیت های اضافی روبرو هستند. روز آن ها معمولا با عملکردهای مختلف مدیریتی مانند تهیه منابع، مدیریت نظم فراگیرنده، حل تعارضات با والدین و برخورد با بحران های غیرمنتظره معلم و فراگیر پر می شود. بااین حال، ضروری است که مدیران مدارس با تاکید بر بهترین شیوه های تدریس و تمرکز مدارس خود بر برنامه درسی، آموزش و ارزیابی، برای تامین نیازهای فراگیران و تقویت پیشرفت های فراگیران، نقش خود را به عنوان رهبر تدریس کنند.

مقدمه
مدیران با خواسته های جدید، تصمیمات پیچیده تر و مسئولیت های اضافی بیش از هر زمان دیگری مواجه هستند. روز آن ها معمولا با عملکردهای مختلف مدیریتی و مدیریتی مانند تهیه منابع، مدیریت نظم فراگیرنده، حل تعارضات با والدین و برخورد با بحران های غیرمنتظره معلم و فراگیر پر می شود.
یک باور قوی در بین آموزش دهندگان وجود دارد که مدیران می توانند با ایجاد شرایط مناسب برای بهبود مدیریت برنامه درسی، محیط آموزش و یادگیری را بهبود ببخشند آن ها مسئول ایجاد آب وهوای مثبت مدارس، ایجاد انگیزه در معلمان و فراگیران هستند. آن ها نمی توانند بدون درک دقیق و عمیق از آموزش، یادگیری و ارزیابی به این مهم دست یابند. آن ها همچنین باید به طور فعال رفتارها و تعاملات مثبت بین معلمان و فراگیران را ارتقا دهند.
وظایف مدیران به عنوان رهبران آموزشی:
_نظارت بر برنامه درسی در سراسر مدرسه
- ارزیابی عملکرد زبان آموزان از طریق تجزیه وتحلیل
-ارزیابی های مداوم داخلی و نتایج آزمون
_ترتیب برنامه ای برای بازدید از کلاس و به دنبال آن بازخورد معنی دار

رهبری آموزشی در هزاره سوم:
رهبری آموزشی به عنوان عملیاتی توصیف می شود که مدیران مدارس برای تقویت رشد یادگیری فراگیران انجام می دهند یا آن ها را به دیگران واگذار می کنند. یو (2009) توضیح می دهد که رهبری آموزشی شامل رفتارهای مستقیم و غیرمستقیم است که تاثیر قابل توجهی بر آموزش معلم و درنتیجه یادگیری فراگیر دارد. به همین ترتیب، فولان (1991) رهبری آموزشی را نوعی رهبری فعال و مشارکتی می داند که مدیر با معلمان کار می کند تا مدرسه را به عنوان یک محل کار در رابطه با اهداف مشترک، همکاری معلمان، فرصت های یادگیری معلم، تعهد معلم و یادگیری یادگیرنده شکل دهد. می توان ادعا کرد که رهبری آموزشی به مدیران کمک می کند تا چشم انداز مدرسه را شناسایی کنند، معلمان را توانمند و تشویق کنند و استراتژی های مبتنی بر کلاس مدرسه را به منظور بهبود آموزش و یادگیری برای معلمان و فراگیران ابداع کنند

رهبری آموزشی و پیشرفت مدرسه در هزاره سوم
شاتزر، کالدرلا، حلوام و برون (2013) از چهار بعد رهبری که در پیشرفت دانش آموز تاثیر داشتند، حمایت کردند:
_نظارت بر پیشرفت یادگیرنده
_ محافظت از وقت آموزشی
_ایجاد انگیزه برای یادگیری
_ ایجاد انگیزه برای معلمان و پاداش ها
این ابعاد به قابلیت های اصلی زیر اشاره می کنند:
_ملاقات با معلمان برای بحث در موردنیازهای افراد.
_ بحث در مورد نتایج عملکرد با معلمان و فراگیران
_تشویق معلمان برای استفاده موثر از وقت کلاس
_ شناخت زبان آموزانی که ازنظر علمی برتری یا بهبودی نشان می دهند.
_انتظارات واضح و پاداش مناسب برای معلمان فراهم آورید.
_ شناخت را در مجامع، ملاقات اداری و ارتباطات با والدین فراهم می کند.
گلانز (2006) دریافت که رهبری آموزشی موثر شامل بسیاری از زمینه های اصلی رفتار است که شامل ارتباطات خوب و باز است. اعتماد به روابط، ایجاد انگیزه در معلمان و فراگیران.

پیش نیازهای رهبری موثر آموزشی بر اساس مدل پیشنهادی هالینجر (2009):
• تعریف ماموریت مدرسه: این بعد مربوط به نقش مدیر در تعیین اهداف اصلی مدرسه است. این بعد بر نقش مدیر در کار با کارکنان متمرکز است تا اطمینان حاصل شود که مدرسه اهداف مشخص، قابل اندازه گیری و بر اساس زمان را، دارد. همچنین مدیرمسئول است که این اهداف را ابلاغ کند تا این اهداف به طور گسترده در کل جامعه مدرسه شناخته و پشتیبانی شوند.

• مدیریت برنامه آموزشی بر هماهنگی و کنترل آموزش و برنامه درسی متمرکز است. مدیر مدرسه باید عمیقا درگیر تحریک، نظارت بر آموزش و یادگیری باشد. این وظایف می طلبد که مدیر باید در امر آموزش و یادگیری و همچنین تعهد به پیشرفت مدرسه و اثربخشی مدرسه، مهارت داشته باشد. این بعد است که مدیر را ملزم می سازد که در برنامه آموزشی مدرسه عمیق باشد.

• ترویج جو مثبت یادگیری مدارس: این بعد با این مفهوم مطابقت دارد که مدارس موثر از طریق ایجاد استانداردها و انتظارات بالا برای فراگیران و معلمان، «مطبوعات دانشگاهی» ایجاد می کنند. ازنظر آموزشی، مدارس موثر فرهنگ بهبود مستمر را ایجاد می کنند که در آن پاداش برای زبان آموز و کارکنان با اهداف و روش ها مطابقت دارد. مدیر مدرسه در محل مدرسه و حتی در کلاس های درس بسیار دیده می شود. مدل اصلی ارزش ها و روش هایی را فراهم می نماید که جو را برای حمایت از بهبود مستمر آموزش و یادگیری ایجاد می کند.
در پایان می توان استنباط کرد که مدیران به عنوان رهبران آموزشی هدف گرا هستند. آن ها در تعیین جهت مشخص برای مدارس خود پیش قدم می شوند و شخصا تلاش ها را برای افزایش پیشرفت یادگیرنده هماهنگ می کنند. آن ها باید مدیریت برنامه درسی و نظارت و ارزیابی کیفیت آموزش و یادگیری را انجام دهند. مدیران باید همیشه در تلاش برای ایجاد یک محیط آموزش و یادگیری عالی باشند که بر پیشرفت بالای دانش آموز تاکید دارد. آن ها ملزم هستند منابع لازم را برای یادگیری فراهم کنند و فرصت های جدید یادگیری را برای فراگیران و معلمان ایجاد کنند. گفتگوهای حرفه ای و توسعه حرفه ای باید حول بهبود آموزش، نحوه یادگیری فراگیران و استراتژی های مناسب تدریس برای زمینه های مختلف باشد. انتظار نمی رود که مدیران در هر محتوای موضوعی تبحر داشته باشند اما آن ها در مورد آخرین روند آموزش، روش های ابتکاری تدریس، منابع پیشرفته و روش های ارزیابی پیشرفته آگاهی کسب کنند.

سبک رهبری توزیع شده (مشارکتی) در هزاره سوم
مدیران منتخب کنترل امور را از اصلی ترین دغدغه های خود می دانند؛ بنابراین آن ها از سبک رهبری توزیع شده استفاده می کنند و بیشتر مسئولیت های آموزشی خود را به معاونین محول می کنند... رهبری توزیع شده یا مشارکتی، حجم کار مدیران را کاهش می دهد بوش (2007)، همچنین به زیردستان قدرت می دهد که موقعیت های رهبری را به دست گیرند و روابط سالم کارمندان را تسهیل کنند.

نتیجه گیری
هسته اصلی رهبری آموزشی تبدیل مدارس به محیطی مناسب است که در آن معلمان و فراگیران به تمام توانایی های بالقوه خود برسند. برای پیشبرد فرهنگ آموزش و یادگیری در مدارسی که ویژگی های پیشرفت دانش آموز به شدت در آن ها دیده می شود، مدیران موظف اند وظایف اداری و مدیریتی خود را با عملکردهای رهبری آموزشی متعادل کنند. یکی از دلایل اصلی ضعف دروس تحصیلی فراگیران در مدارس دولتی، نقش بی تاثیر مدیریت آموزشی مدیران است. بسیاری از مدیران بیشتر بر وظایف مدیریتی و اداری خود تاکیددارند تا تمرکز بر آموزش و یادگیری. اگرچه مدیران در مورد انبوهی از وظایف اداری و مدیریتی پاسخگو هستند، اما نیاز مبرم به آن ها برای ایفای نقش فعال در نقش رهبری آموزشی که برای تقویت عملکرد یادگیرنده محوری است، وجود دارد. مدیران باید با نظریه ها و شیوه های ابتکاری آموزش آشنا باشند و معلمان را به مدل سازی آن ها در کلاس ها تشویق کنند. مدیر مدرسه می تواند با تعیین اهداف مدرسه و ترویج شیوه های موثر آموزشی، بر نتایج یادگیری یادگیرنده تاثیر بگذارد. اگرچه مدیران می توانند از یک سبک توزیعی در مدیریت مدرسه استفاده کنند، اما نباید مسئولیت خود را در هدایت دستورالعمل های یادگیری کنار بگذارند. مدیر اصلی می تواند با تفویض وظایف مختلف مدیریتی به زیردستان، از سبک توزیعی رهبری استفاده کند. به این ترتیب، آن ها به زیردستان خود قدرت می دهند تا موقعیت های رهبری را به دست گیرند درحالی که وقت بیشتری را به امور آموزشی اختصاص می دهند؛ بنابراین، در مواردی که مدیران توجه جدی تری به رهبری آموزشی دارند، تغییر پارادایم موردنیاز است. مدیران باید برای تولید دانش، مهارت، ارزش و نگرش جدید برای مدیریت امور برنامه درسی به طور موثر و کارآمد، توانمند شوند. این امر از طریق برنامه های توسعه حرفه ای امکان پذیر است.
شاید لازم باشد که مدیران دوره جدید منصوب شده یک دوره رهبری ساختاریافته را که توسط موسسات آموزش عالی ارائه می شود، اجباری کنند. این دوره باید بر نقش مدیران به عنوان رهبران آموزشی تاکید کند. به عنوان مثال، به عنوان بخشی از توسعه مداوم حرفه ای، مدیران مشتاق مدارس باید دوره گواهینامه پیشرفته در آموزش - دوره رهبری و مدیریت را که در موسسات عالی مختلف ارائه می شود، تکمیل کنند.