شهید بهشتی و تحول خواهی برای حوزه های علمیه

13 بهمن 1403 - خواندن 19 دقیقه - 550 بازدید

شهید بهشتی (ره) و تحول خواهی برای حوزه های علمیه 


مقدمه

همچنان در ذهن تاریخ، نگرانی هایش، توصیه ها و توصیف هایش از روحانیت و روحانی، از طبلگی و طلبه و از حوزه های علمیه حک شده است، آنچنان که در نوشته هایش روحانیت مطلوب و ارزنده را معرفی می کند و داشتن ویژگی های آن را مورد توصیه قرار می دهد:

روحانی باید پیشتاز و پیشگام در مبارزات سیاسی گسترده، نیرومند، همراه با زد و خورد و کشته شدن و کشتن باشد تا یک روحانی تمام عیار باشد. علی وار، حسین گونه، پیامبروار باشد. مگر نه اینکه روحانی می گوید من جانشین پیامبرم ؟ مگر نه اینکه می گوید من نایب امام زمان سلام الله علیه هستم ؟ پس چگونه می تواند خود را از مسئولیت های سنگین سیاسی و مبارزاتی برکنار بداند؟ روحانی باید مرد سیاست و مبارزه نیز باشد. (حسینی بهشتی،302:1397)[1]

اما این، واپسین و تنها پیام و تلاش ایشان برای رساندن روحانیت و حوزه به حالتی مطلوب و تراز نبود، نصیحت ها و اندرزهایی که از دلواپسی ها، دل مشغولی ها و احساس مسئولیت عالمی گرانقدر در قبال حوزه های علمیه پرده بر می دارد. نگرانی هایی که نشات گرفته از توجه به خروجی های ضعیف حوزه های علمیه و بی توجهی روحانیون نسبت به مشکلات بود. از اوایل دوران تحصیلش در حوزه هویدا بود که او طلبه ای متفاوت و نو اندیش است، با حفظ همان تفاوت در اندیشیدن و نوع نگاه نسبت به مسائل در تاریخ ایران اسلامی جاودان گشته و با همان ژرف اندیشی و خردورزی کوشید تا عیوب و معضلات حوزه های علمیه را تا حد امکان شناسایی کند، سامان دهد و از چالش های پیش روی آن بکاهد.

در اینجا قصد داریم به بهانه سالگرد اندیشمند مظلوم آیت الله شهید دکتر بهشتی (ره) به آرا، اندیشه ها و اقدامات این شهید بزرگ در راستای برطرف سازی مشکلات و نقاط ضعف حوزه های علمیه برای بالا بردن بهره وری و خروجی حوزه ها بپردازیم و اندیشه های ایشان را در سه مبحث نظام آموزشی، مسئله اقتصادی حوزه و تعاملات حوزه با مردم را مورد بررسی قرار بدهیم.


 



1.تحول خواهی در نظام آموزشی

1،1.تربیت برای بحث های نوین اجتماعی

یکی از مواردی که ما همچنان می توانیم آن را از مشکلات مهم حوزه های علمیه به حساب بیاوریم، نبود مهارت مباحثه و توانایی استقامت در مقابل بحث های نوین و به روز اجتماعی است، مسئله ای که نه تنها به پیکره خود حوزه علمیه بلکه به جامعه نیز آسیب خواهد زد؛ زیرا امری طبیعی و بدیهی است که یکی از اقشار مهم و تاثیرگذار در پیشبرد مفاهیم و آموزه های اجتماعی اسلام و مقابله با آموزه های الحادی و دیگر مفاهیم انحرافی و نادرست طلاب بوده و هستند. از دیگر سو، مسئله دیگری که همواره گریبان گیر طلاب حوزه های علمیه بوده است؛ انزوای نسبی نسبت به جامعه که از طرف اندیشمندان بزرگی مانند شهید بهشتی، شهید مطهری، امام موسی صدر و بسیاری دیگر نفی شده است و سعی بر آن شده تا طلاب همواره با حضوری همیشگی شانه به شانه عوام الناس زندگی کنند.

برای برون رفت از مشکلات بیان شده، بهترین ایده، تاسیس مدرسه ای به سبک و سیاق مدرسه حقانی است. مدرسه حقانی به همت شهید مظلوم و با هدف تربیت طلاب جوان برای بحث های نوین اجتماعی تاسیس شد. شهید بهشتی مسئولیت مدرسه را به آیت الله قدوسی سپرد. آیت الله میلانی به مدرسه حقانی، که با مدیریت شهید بهشتی و آیت الله قدوسی اداره می شد، توجه ویژه ای داشت و بخشی از بودجه مدرسه را تامین می کرد. به همت شهید بهشتی روش های نوینی در پذیرش طلاب، تدریس متون درسی، نحوه مدیریت، تدوین مطالب درسی و... در این مدرسه اجرا شد. شهید بهشتی پس از بازگشت از آلمان در سال ۱۳۴۹، نیز همکاری با مدرسه حقانی را ادامه داد (مهدوی، 1395: 130)[2]

با برنامه 17 ساله ای که توسط مرحوم شهید دکتر بهشتی (ره) تدوین گشته بود سعی بر آن بود که طلاب توانایی برخورد با حوادث و بحث های روز اجتماعی را داشته باشند و همچنین جایگاه پررنگ خود را در تاثیرگذاری اجتماعی حفظ کنند؛ در ادامه تاریخ نیز همان طوری که می دانید مدرسه حقانی منشا فعالیتهای بسیاری شد و فضلای مبارز و فضلای محققی را تربیت کرد که همه مشغول کار و فعالیت در نقاط مختلف کشور هستند. (بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله دکتر بهشتی،1380: 16)

1،2. به استقبال نقد و بررسی آرا مورد توجه در جامعه

مشکل دیگری که بازهم در حال حاضر شاهد وجود آن در حوزه های علمیه می باشیم عدم رغبت نسبت به برخورد با آرا جدی مطرح شده در جامعه است، به این شکل که طلاب علاقه ای به نقد و بررسی چه اندیشه و آرا های مطرح شده و چه شخص مطرح کننده ندارند؛ در همین حال یکی از نقاط قوت مدرسه حقانی برخورد با چنین مسائلی بود؛ به عنوان مثال یکی از شاخص ترین افراد که آرای متفاوتی را بیان کرده بود و همچنین مورد استقبال بخش عظیمی از جوانان قرار گرفته بود مرحوم دکتر شریعتی است، در آن زمان برخلاف عدم تمایلی که چه در آن ایام و چه در زمان حال نسبت به چنین مسائلی از دید حوزه و طلاب دیده می شد در مدرسه حقانی یکی از مورد بحث ترین مسائل به شمار می رفت، به شکلی که در کلاس های درس مرحوم آیت الله مصباح به نقد آثار دکتر شریعتی پرداخته بود و شهید بهشتی نیز دیدگاه ایشان را نسبت به دکتر شریعتی مورد نقد قرار داد؛ با وجود صراحت در نقد نظرات آقای مصباح، توصیه فراوان به حفظ حرمت ایشان به عنوان مدرسی دلسوز و تلاشگر شده است تا مبادا فضای سالم برای گفتگو و مناظره علمی به عصبیت و هوای نفس آلوده گردد. (حسینی بهشتی،11:1390)[3]

این استقبال نسبت به آرا و اشخاص آنچنان در وجود دکتر بهشتی وجود داشت که حتی بعدها نیز سخنرانی مفصلی در تاریخ 29 خرداد سال 1359 در دانشکده نفت شهر آبادان ایراد کردند؛ صریح ترین سخن ایشان در این باره در کتاب «دکتر شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» آمده است که شامل دیدگاه های ایشان درباره مرحوم شریعتی است. (بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله دکتر بهشتی،400:1395)[4]

البته باید این مورد را نیز بازگو کرد که افراد دیگری نیز با نگاه تحول خواهانه به شکل دقیقی به استقبال چنین مسائلی می رفتند؛ به عنوان مثال استاد شهید آیت الله مطهری که با توجه به آگاهی خود به نقد و بررسی اندیشه های مارکسیستی و الحادی پرداخت؛ در همین امر نیز باز شاهد نمود این مسئله در شخصیت علمی دکتر بهشتی هستیم، به صورتی که ایشان در مناظرات مختلفی حاضر می شدند و به نقد و بررسی اندیشه های مارکسیستی و دفاع و اعلام مواضع خود و حزب جمهوری اسلامی مبتنی بر اسلام ناب می پرداختند؛ به عنوان مثال می توان به مناظره های تلویزیونی اوایل انقلاب اشاره کرد. (مهدوی،276:1395)[5]

1،3. ضرورت یادگیری علوم اجتماعی و انسانی جدید به منظور شناخت موضوع

در وضعیت فعلی یکی از انتقاداتی که چه مردمان عادی و چه متخصصان در هر رشته آن را متوجه حوزه علمیه می کنند عدم شناخت فقها و علما نسبت به علوم و مسائل مطرح شده جدید و نوظهور می باشد و پس از آن این مطلب را بازگو می کنند که بدون شناخت یک مسئله فقیه نمی تواند درباره آن حکمی صادر کند، زیرا به علت نبود شناخت کامل این حکم می تواند منجربه خسارات هنگفتی در هر عرصه شود.

از این رو در زمانی که شهید بهشتی (ره) با هم فکرانش به اداره و برنامه ریزی مدرسه منتظریه الشمس (که بعدها به نام بانی آن به مدرسه حقانی شهرت یافت)می پرداخت، دعوت از اساتید دانشگاهی علوم اجتماعی و انسانی به منظور تدریس برای طلاب علوم دینی صورت گرفت. همچنین، کلاس های شبانه در دبیرستان دین و دانش قم که مدیریت آن بر عهده آیت الله بهشتی بود، به منظور آشنایی فضلای حوزه با علوم جدید و زبان های خارجی تشکیل شد. پرسش این است که این همه تلاش برای درک علوم اجتماعی و انسانی جدید برای دانش آموزان و دانش آموختگان علوم دینی که عمدتا با فقه سروکار دارند به چه منظور انجام می شد؟ پاسخی مبسوط به این پرسش اساسی، فرصتی بسیار گسترده تر از نوشتار حاضر می طلبد، اما پاسخی خلاصه را می توان در این عبارت از «طرح کوششی نو در راه شناخت تحقیقی اسلام» یافت:

استفاده صحیح از فرآورده های علوم عقلی و علوم تجربی آن است که به منظور شناخت بهتر موضوعات تعالیم اسلامی به منظور شناخت بهترین راه عملی برای تحقق بخشیدن به این تعالیم باشد. (حسینی بهشتی، ۱۳۸۰: ۲۶)

این بدان معناست که برای اسلام شناس (فقیه یا غیر فقیه)، کسب شناخت صحیح از موضوعی که قرار است درباره آن حکمی صادر شود، ضروری است. آیت الله بهشتی خود چنین پایبندی را داشت. از نمونه های آن، حضور و جست وجوی او در شرکت های بیمه برای درک چگونگی فعالیت های آن، و حضور و بحث و گفت وگو در رصدخانه هامبورگ برای درک شیوه محاسبه اوقات شرعی و رابطه آن با محاسبات نجومی جدید است. (بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله دکتر بهشتی، 1395: 231 )[6]


 


2.تحول خواهی در نگرش مالی و معیشتی

متاسفانه شکلی دیگر از انفعال اجتماعی در کنار دیگر انفعال هایی که در بین طلاب مشاهده می شود همچنان درحال گسترش است؛ انفعالی که منجربه خسارت های اجتماعی، اقتصادی، معیشتی و حتی اعتقادی می شود.

2،1. برو کار کن، مگو چیست کار

معضل و مشکلی که عالمان معاصری همچون شهیدان بهشتی و مطهری پیش از انقلاب نیز سعی در ارائه راه حل و نقد آن داشتند؛ نحوه ارتزاق طلاب و همچنین شیوه و حدود کار خارج از محیط حوزه توسط طلاب از مباحث مطرح بوده و حتی هم اکنون نیز انتقادات زیادی به شکل معیشتی طلاب و وضعیت اقتصادی آنان وارد است که سعی داریم تعداد کمی از مشکلات را به شکل ریز تر و جزئی تر بررسی کنیم. در ابتدا لازم است دو مسئله ارتزاق اهل علم و همچنین قرار دادن روحانیت را به عنوان وسیله امرار معاش را شفاف کنیم که اسلام در مسئله ارتزاق اهل علم دستور بالخصوصی ندارد؛ یعنی اسلام نگفته است که آن کسانی که عالم دینی هستند چون عالم دینی هستند از یک وظیفه عمومی و یک واجبی که متوجه همه مردم هست یعنی تلاش برای معاش معافند. این خود یک مسئلهای است که اولا در اسلام بر هر کسی واجب است که برای معاش و زندگی خود کار کند.(مطهری، 1399: 560) و همچنین در بحث قرار دادن روحانیت به عنوان وسیله معاش و درآمد نیز، بر طبق تعالیم اسلام، روحانیت جنبه سمت و مقامی که در سایه آن روحانیون امتیازات مادی کسب کنند یا حرفه ای که نظیر حرفه های دیگر یک دسته آن را پیشه و وسیله امرار معاش خود قرار دهند ندارد. (حسینی بهشتی،55:1395)[7]

اما متاسفانه می توان دید بسیاری از روحانیون و طلاب تلاش و یا حداقل، رغبتی برای استقلال مالی و ایجاد برنامه ای برای مدیریت معیشت خود ندارند؛ متاسفانه بدتر از آن شاهد گسترش عقیده ای هستیم که با صراحت ابراز می دارد که روحانیون و طلاب نیازی به کار و کسب درآمدی مستقل ندارند زیرا اهل علم هستند و در مراتبی بدتر حتی کاری مستقل از روحانیت و حوزه را ننگ و پست می پندارند؛ در حالی که شهید بهشتی در طی دوران تحصیل در حوزه با تدریس زبان انگلیسی در دبیرستان های قم امرار معاش می کردند. (قاسمی،118:1395)[8]

2،2.ارتزاق از حوزه و مردم، ریش زیر تیغ

روحانی و طلبه ای که صرفا از حوزه علمیه و مردم ارتزاق می کند در دو حالت دچار آسیب می شود:

اول، همانطور که پیش تر با عنایت به کلام شهید مطهری از تغییر دید یک روحانی به علت نحوه مدیریت معیشتش سخن گفتیم، باید در نظر داشت که در چنین حالی روحانی نمی تواند به شکل کامل و خالص در راه تبلیغ قدم بردارد، البته که این گزاره مطلق نیست اما باید در نظر داشت که مسئله معیشت فشارهای سنگین و طاقت فرسایی را متوجه افراد می کند و چنین اتفاقی کاملا معقول و منطقی است؛ جدای از آن وقتی یک روحانی وابسته به مردم برای معیشت و ارتزاق خود می باشد همواره باید سعی کند محبوبیت و مقبولیت خود را بین مردم حفظ کند؛ شاید در نگاه اول چنین چیزی امری منفی به نظر نیاید اما با کمی فکر و تامل بر روی این مسئله می توان دریافت که در چنین حالتی اگر مردم وارد یک فرایند انحرافی و کج روی شوند، آن روحانی به علت نبود محلی برای ارتزاق مجبور است زبان در کام گیرد و برای ادامه زندگی و مدیریت معیشت خود سکوت کند.

دوم آنکه در حالتی دیگر وقتی یک روحانی وابسته به حوزه است و از حوزه ارتزاق می کند که آن هم به شکلی غیر مستقیم ارتزاق از مردم حساب می شود، در حالاتی که متوجه یک امر نادرست و اشتباه در حوزه می شود توانایی و قدرت نقد را نخواهد داشت، از این رو اشکالاتی که وجود دارند به علت وابستگی طلاب به حوزه صرفا در خلوتگاه های طلاب و روحانیون مطرح می شود و قدمی برای حل آن برداشته نخواهد شد.

این چنین، درک این مسئله برای مخاطب آسان تر می شود که چگونه بزرگ مردانی مانند شهید بهشتی و شهید مطهری با قدرتی مضاعف، به نقد ساختارهای سیاسی و اجتماعی می پرداختند، قدرتی که عملا در عدم وابستگی و استقلال آنان ریشه داشت. شهید بهشتی طی دوران تحصیل در حوزه به شهریه های پرداختی از سوی مراجع وابسته نبود و با تدریس زبان انگلیسی در دبیرستان های قم امرار معاش می کرد. پس از آن هم به استخدام آموزش وپرورش درآمد و تا پایان عمر از حقوق بازنشستگی آن استفاده می کرد. این استقلال مالی و عدم وابستگی و ارتزاق از وجوهات شرعیه، موقعیتی ممتاز به ایشان می بخشید تا برای مثال، در زمینه بازنگری در نهادهای سنتی و اصلاح اندیشه دینی در قید ملاحظات رایج روحانیت نباشد. (قاسمی، 1395: 118)[9]


 



3.تحول خواهی در ارتباط حوزه با مردم

آخرین مسئله مورد بحث در این یادداشت به مسئله فاصله ی میان روحانیت و عامه ی مردم می باشد. متاسفانه این معضل، امروزه تا حد بسیاری گریبان گیر حوزه ها است و ما شاهد هستیم که گاهی برخی از طلاب در جهانی دیگر زیست می کنند و با ادبیاتی دیگر می اندیشند و جوانی معمولی در جامعه و جوانی دانشجو در جهانی دیگر و با ادبیاتی دیگر در حال زندگی است. اگر روحانی در متن جامعه زندگی می کند و با وجدان جامعه رابطه برقرار می کند برای این است که به راستی با مردم زیست می کند. (بهشتی،300:1397)[10]

فاصله ای که رفته رفته منجربه عدم درک زمانه توسط روحانیون خواهد شد و آنان را از مردم جدا خواهد کرد؛ اگر بخواهیم دلایلی را که چرا شهید بهشتی و افرادی مانند امام موسی صدر و یا شهید مطهری دچار این فاصله نشدند را بیان کنیم، می توان مواردی را مانند: آگاهی نسبت به زمانه و آشنایی با علوم روز و تحصیل، ارتباط و تعامل با دانشگاه، ارتباط بی واسطه مستقیم با مردم، حضور در عرصه های اجتماعی مختلف و عدم فاصله گیری از سبک زندگی روزمره عام، نزدیک کردن ادبیات تشریحی و کلامی به هنگام ارتباط با عموم مردم بیان کنیم و در دیدی جامع تر نوع برداشت آنان از درمیان مردم بودن را در نظر بگیریم، به نحوی که شهید بهشتی زندگی با مردم را کمال روحانی می داند. (بهشتی،300:1397)

در اهمیت نبود این فاصله و خلا بین روحانیت و مردم همین امر بس که مردم غریبگی و دوری از روحانیت را حس کنند و به چشم افرادی به دور از زندگی روزمره خویش به آنان بنگرند؛ وضیعتی که کمابیش هم اکنون نیز حس می شود آن است که روحانیون و طلاب متوجه عینیت های مشخص و معلوم جامعه نمی شوند و در نتیجه جریان شناسی درستی صورت نمی گیرد تا بخواهند اقدامی در راستای آن در برابر حوادث مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مرتبط با مردم انجام دهند، این چنین، با گذشت زمان از مردم فاصله خواهند گرفت و در دو دنیای متفاوت زیست خواهند کرد و هم به علت همین دوری توانایی تاثیرگذاری و مقاومت دربرابر حوادث را از دست خواهند داد؛ زیرا حتی اگر بخواهند در آن زمان در برابر یک مسئله اجتماعی واکنشی نشان بدهند به علت نبود شناخت نسبت به آن مسئله از دید ملت و عوام یا آن واکنش در همان ابتدا سرنگون خواهد شد و یا به علت دوری دیدگاه ها و نبود تعامل بین حوزه و جامعه، شاهد واکنش و بازخوردی منفی از سمت مردم ،جامعه و اذهان عمومی خواهند بود.


 


جمع بندی

برای برون رفت از چالش های پیش رو، حوزه های علمیه باید بکوشند که طلاب را با علوم جدید و کلاسیک آشنا کنند، سیستم مالی و اقتصادی را برای ارتزاق طلاب خود فارغ از وابستگی به حوزه و مردم با آموزش یک حرفه و کار طراحی کنند، طلاب را در برابر انتقادات و آرا جدید منعطف و منطقی بپرورد و آنان را از هرگونه افراط و تفریط نفی کرده و به معنی واقعی کلمه با مردم زندگی و معاشرت کنند و در آخر فقهایی مسلط به یک تخصص روز پرورش دهد تا آنان بتوانند احکامی دقیق، اصولی و با تسلط صادر کنند، حوزه ای بسیار شگفت انگیز و دلنشین خواهد بود؛ حوزه ای که در ساختار نظام جمهوری اسلامی دارای تاثیری عمیق، بزرگ و برجسته است و با ارتقاء خروجی های آن می توان شاهد ارتقاء خروجی در بسیاری از دیگر ارکان و عرصه های جامعه بود؛ در آخر امیدوارم بازخوانی اندیشه و آرا شهید عالیقدر و دانشمند، آیت الله دکتر بهشتی (ره) مورد توجه قرار گیرد، و رفته رفته شاهد پیشرفت هرچه بهتر میهن عزیز اسلامی مان باشیم.



 


کتاب نامه

[1] بهشتی سید محمد. 1397. ولایت، رهبری، روحانیت. تهران - ایران: روزنه.

[2] مهدوی رحمت. 1395. آزادی مترقی در اندیشه شهید بهشتی. تهران - ایران: موسسه غیر انتفاعی مطالعات دین و اقتصاد، نهادگرا.

[3] بهشتی سید محمد. 1390. دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن. تهران - ایران: بقعه.

[4] بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله دکتر بهشتی. 1395. نگاهی دوباره: بازخوانی اندیشه های قرآنی شهید آیت الله دکتر بهشتی. قم - ایران: دانشگاه مفید.

[5] مهدوی رحمت. 1395. آزادی مترقی در اندیشه شهید بهشتی. تهران - ایران: موسسه غیر انتفاعی مطالعات دین و اقتصاد، نهادگرا.

[6] بنیاد نشر آثار و اندیشه های آیت الله دکتر بهشتی. 1395. نگاهی دوباره: بازخوانی اندیشه های قرآنی شهید آیت الله دکتر بهشتی. قم - ایران: دانشگاه مفید

[7] بهشتی سید محمد. 1395. روحانیت در اسلام و در میان مسلمانان. تهران - ایران: روزنه.

[8] قاسمی صدیقه. 1395. شناخت اندیشه های اجتماعی شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی. تهران - ایران: روزنه.

[9] قاسمی صدیقه. 1395. شناخت اندیشه های اجتماعی شهید آیت الله دکتر سید محمد حسینی بهشتی. تهران - ایران: روزنه.

[10] بهشتی سید محمد. 1397. ولایت، رهبری، روحانیت. تهران - ایران: روزنه.



 

(منتشر شده در شماره 48 نشریه بهشتی نگار وابسته به موسسه اندیشه بهشتی)