نظریه چیست ؟؟
نظریه ونقش وهدف آن به صورت زیر می باشد:
نظریه چیست؟؟
نظریه ها ارکان اساسی علوم را تشکیل می دهند؛ زیرا تمام تفسیرها و تحلیل های ما از پدیده های طبیعی و اجتماعی در قالب نظریه ها صورت می گیرد. بدون ذهن مسلح به نظریه قادر به درک علمی از جهان پیرامون خود نیستیم نظریه به داده ها و مشاهدات هر فرد نظم ترتیب و میدان دید می دهد. وی می نویسد: «نظریه پردازی یعنی گردهم آوردن تکه ها و قطعات زیادی از تجارب و رویدادها به گونه ای که الگوی آن ها را مشاهده کنیم و احتمالا درک زنجیره علل یا به زبان دیگر درک این که مردم برای آن چه انجام داده اندچه دلایلی دارند»
نظریه وار صحبت کردن یعنی صحبت کردن با هدف درک چیزی نظریه خالق درک جدیدی است و بدین خاطر خالق
نوع جدیدی از دانش است که به نوبه خود اقدام جدید را امکان پذیر می سازد»
کوین ویلیامز در تعریف نظریه می نویسد «نظریه بخشی از کوشش محققان برای قابل فهم کردن رویدادهایی است که پیرامون آن ها جریان دارد.
هدف نظریه: تشریح و کمک به درک و تفسیر پدیده ها و ارائه رهنمودهایی است تا نشان دهد که چرا چنین پدیده هایی به شیوه هایی خاص اتفاق می افتد. (ویلیامن 1386:14).
وی توسعه نظریه ها مفاهیم و چشم اندازها را برای درک و فهم رسانه ها ضروری می داند.
در تعریفی دیگر استیفن لیتل جان (1384) نظریه را تلاش در جهت توصیف تبییت و تفسیر یک تجربه، پدیده و
رویداد تعریف می کند.
لیتل جان دو کلیت را درباره نظریه ها مطرح می کند . 1- انتزاعی -2- ساختاری
پردازش مفهوم اساسا در وجود انسان هاست. تمام دنیای نمادین با تمام شناخته ها و ناشناخته های آن از شکل گیری مفاهیم نشات می گیرند بنابراین یکی از اهداف نظریه ارائه مفاهیم مفید و مناسب است» لیتل جان (1384:4-73
جولیا وود (2000) اهداف نظریه پردازی در حوزه علوم انسانی را توصیف»، «تبیین» ، «پیش بینی یا درک» و اصلاح یا تغییر پدیده های اجتماعی و انسانی بیان می کند. وی گام اول در شناخت و معرفی یک پدیده را توصیف آن پدیده می داند که الزاما انعکاس بی طرفاته واقعیت عینی نیست بلکه دارای بعد ذهنی است.
تبیین کوششی برای فهم چرایی و چگونگی رفتار و عملکرد پدیده ها و شناسایی روابط (علی) بین آن هاست. سومین هدف نظریه پردازی پیش بینی و کنترل است که پس از شناخت روابط قانونمند و علی بین پدیده هاصورت می گیرد.
نقش وکاربردنظریه :
اندیشمندان و پژوهشگران عرصه علم و معرفت بر نقش و اهمیت نظریه در علم اتفاق نظر دارند و هر یک نقش هایی را برای آن برمی شمارند. لیتل جان نقش های هشتگانه زیر را برای نظریه برمی شمرد:
۱_ نقش نظریه تنظیم و خلاصصه کردن دانش است.مزایای این نقش محقق میتواند برای هر تحقیقی از دانش منظمی که دانش پژوهان پیشین به دست آورده اند استفاده کند.
2- نقش نظریه تمرکز است. بر بعضی از متغیرها و روابط آنها تاکید و بقیه موارد را خارج می کنند.
3-نقش نظریه روشن کردن یا توضیح مشاهدات است نظریه علائمی برای نفسیر توضیح و درک پیچیدگی روابط انسان ارائه می دهد.
۴- نقش نظریه پیش بینی است. اکثر نظریه ها به نظریه پرداز امکان پیش بینی حوادث و رویدادها را می دهند.
5- نقش نظریه نقش کاوشگرانه آن است. این نقش نظریه در کمک به کشف مطالب به منظور کسب شناخت بیشتر و گسترش هر یک از نقشهای دیگر آن بسیار مهم و حساس است.
۶-نظریه ها نقش ارتباطی ضروری و لازمی دارند نظریه چارچوبی برای ارتباطات و محل آزادی برای بحث تبادل نظر و انتقاد فراهم می آورد.
7- نقش نظریه کنترل است که در آنها نظریه پرداز میکوشد تاثیر و خصوصیات رفتاری خاص را مورد قضاوت و بررسی قرار دهد.
۸- نقش نهایی نظریه حالت زایشی آن است. این نقش به معنای استفاده از نظریه در جهت برخورد بازندگی فرهنگی حاکم و ایجاد راههای جدید زندگی و به معنی استفاده از نظریه برای رسیدن به تحول است. لیتیل جان علاوه بر برشمردن نقشهای هشتگانه برای نظریه چهار کاربرد نظریه را چنین بیان میکند
1 نظریه ها به ما کمک میکنند تا ببینیم.
2 نظریه ها به ما کمک میکنند جستجو کنیم.
- نظریه ها به ما کمک میکنند انتقاد کنیم.
4 نظریه ها به ما کمک می کنند عمل کنیم.
آزمون نهایی هر نظریه این است که درک ما را از جهانی که در آن زندگی میکنیم تا چه حد گسترش میدهد. آزمون هر نظریه در عرصه ارتباطات و رسانه هم این است که درک ما را از نقش و تاثیر رسانه ها و ارتباطات در زندگی روزمره تا چه حد بسط میدهد. نظریه خوب کمک میکند تا دانش ما از رسانه های جمعی گسترش یابد با شناخت انواع نظریه های رسانه و درک آنها امکادن تفسیر رخدادها به شیوه هایی قابل انعطاف تر سودمندتر و مشخص تر فراهم می آید.