طرحواره خویشتن تحول نیافته در روابط عاطفی
طرحواره خویشتن تحول نیافته در روابط عاطفی
ارتباط عاطفی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین، در پسران بخصوص مادر)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی طبیعی؛ غالبا اعتقاد بر این است که هیچ یک از این افراد گرفتار، بدون حمایت دیگری، قادر به ادامه زندگی نبوده یا نمی توانند شاد باشند. فردی که چنین طرحواره ای دارد ممکن است احساس کند وجودش در دیگران ادغام شده و هویت جداگانه ای ندارد. این طرحواره اغلب به صورت احساسی پوچی و سردرگمی، جهت نداشتن و بی هدفی و یا در موارد شدید به صورت شک و تردید در موجودیت و ساختار وجودی فرد بروز میکند۔
افراد دارای طرحواره خویشتن تحول نیافته در روابط عاطفی به این صورت هستند که:
1- فرد گزارش کل روز را به فرد نزدیک خانواده می دهد.(با جزئیات کامل)
2- عزت نفس پایین؛ مثلا یک جاهایی بیان می کنه خودش رو دوست نداره.
3- به شدت رفتارهای انتقادآمیز دارد نسبت به افراد نزدیک پارتنر اش.
4- ناتوانی در بیان مشکلات و حل مسئله.
5- مسخره کردن عقاید افراد و کنترلگر بودن نسبت به انتخاب های افراد نزدیک.
6- فکر مستقل شدن را دارند اما نمی توانند.
7- تظاهر به اینکه آدم ها براشون مهم نیستن.
8- مراقب به شدت مسئولیت پذیر دارند.(به شکل افراطی گونه)
9- داشتن احساس سردرگمی و پوچی.
10- تمایل به احساس یکی شدن در روابط عاطفی.
11- رابطه هیجانی بسیار نزدیکی با نماد والدین دارند به گونه ای که از فردیت یابی کامل و رشد اجتماعی طبیعی آنها جلوگیری می کند.
12- آنها تمام آرزوها و اسرار خود را به طرف مقابلشان میگویند و انتظار دارند، آنها نیز همین کار را بکنند.
13- والدین پرتوقع.
14- وقتی بیماران تلاش می کنند از فردی که گرفتارش شده اند به طریقی جدا شوند، به شدت دچار احساس گناه می شوند.
تمرکز اصلی درمان، زندگی فعلی بیمار است. تکنیک های شناختی و تجربی که به بیماران کمک می کنند تا تمایلات و استعدادهای طبیعی شان را بشناسند و تکنیک های رفتاری که به آنها کمک می کنند خویشتن واقعی شان را به منصه ظهور برسانند، از اهمیت بسزایی برخوردارند.
بخشی از تجزیه و تحلیل های طرحواره خویشتن تحول نیافته در اتاق درمان
پدیدآورنده: سارا صافیان - دانشجوی ارشد رشته روان شناسی بالینی