مدیریت در عصر کوانتومی
مدیریت کوانتومی، با سیستم های انسانی سر و کار دارد، بخش ضروری این تئوری استدلال می کند که اهداف، ارزش ها، آرمان ها و انگیزه های افراد شاغل در یک سازمان و فرهنگ سازمانی نوظهور باید به عنوان بخشی از پویایی سیستم آن تلقی شود. این روش مهمی است که در آن، هم خود فیزیک کوانتومی، و هم مدیریت کوانتومی با فیزیک نیوتنی و مدیریت تیلوری متفاوت است. در فلسفه یونان باستان، نظریه علیت ارسطو شامل یک علت نهایی یا هدف، هنگام توضیح هر عملی از رویداد بود و این مفهوم که حتی سیستم های فیزیکی نیز دارای هدف هستند، دلالت بر انگیزه ها و ارزش های مرتبط دارد. اما هم در فلسفه مدرن غرب و هم در فیزیک مکانیکی نیوتن، که جدایی دکارتی بین ذهن و بدن را فرض می کرد، سیستم های فیزیکی فقط بر حسب شکل، عملکرد و پیامدشان در نظر گرفته می شدند. در مدیریت تیلوری، سازمان؛ شکل و عملکرد یک ماشین را داراست و تنها نتیجه مطلوب آن، تولید سود است. در مقابل، فیزیک کوانتومی، مرز واضح بین ذهن و ماده، بین نتیجه آزمایش و آگاهی یا هدف دانشمندی که آن را انجام می دهد، از بین می برد. بنابراین خواهیم دید که سوالات رهبر یک سازمان کوانتومی بدین شرح است: «هدف ما چیست؟ ارزش های ما چیست؟ چه انگیزه هایی باید مردم را هدایت کند؟» و این هدف، در حالی که همیشه شامل نتیجه لازم برای تولید سود می شود، مبتنی بر ملاحظات اخلاقی گسترده تری است که از مسئولیت سازمان در قبال کارکنان، مشتریان و محیط اطراف، اعم از اجتماعی و طبیعی ناشی می شود.
سیستم های انسانی مانند سیستم های طبیعی به بهترین شکل رشد می کنند
