سیاست گذاری تقسیم سود براساس عملکرد مالی

20 مرداد 1403 - خواندن 7 دقیقه - 678 بازدید

خط مشی گذاری تقسیم سود شرکتی بر اساس عملکرد مالی

پیشگفتار

در دنیای امروزی کسب و کارها با چالش های متعددی مواجه هستند و برای بقا و پیشرفت خود، به

مدیریت مطلوب منابع مالی نیاز دارند. این منابع شامل عملکرد مالی، راهبرد سرمایه‎ گذاری و سیاست

سود سهام 1 می باشد که برای بهبود عملکرد و ارتقای وضعیت مالی شرکت باید با دقت بررسی شوند.

توجه به عملکرد و اهرم مالی و سیاست تقسیم سود 2 از جنبه های گوناگون دارای اهمیت است. نخست

اینکه، عملکرد مالی به ما کمک می کند تا راندمان سرمایه گذاری ها را ارزیابی کنیم. این ارزیابی با

بررسی عملکرد مالی در یک دوره زمانی خاص، مشخص می کند که آیا سرمایه گذاری ها و

فعالیت های ما بازدهی مناسبی داشته اند یا خیر؟ برای مثال، اگر سود خالص سالانه دارای افزایش قابل

توجهی باشد، بر موفقیت سرمایه گذاری دلالت دارد. پژوهش های اخیر نشان می دهند که شرکت های

دارای عملکرد مالی بالا، رغبت بیشتری به تقسیم سود شرکت داشته اند (میتون 3 ، 2012).

دوم اینکه، اهرم مالی 4 ما را قادر می سازد تا از تمامی ظرفیت های سرمایه گذاری بهره مند شویم.

برخی از سازمان ها به منظور افزایش سرمایه گذاری و عملکرد مالی خود، از خارج کردن بدهی برای

تامین منابع استفاده می کنند. با استفاده از اهرم مالی، می توان نسبت بین سرمایه گذاری های خود و

منابع به دست آمده را سنجید. سازمانی که دارای اهرم مالی موفق است، قادر به بهره برداری کامل از

ظرفیت سرمایه گذاری خود می باشد. بحث اهرم مالی به نحوه ترکیب منابع تامین مالی شرکت یا

سازمان، از قبیل بدهی های کوتاه مدت، بلندمدت، اوراق قرضه، سهام ممتاز و سهام عادی اشاره دارد.

برخی از شرکت ها برنامه ای از پیش تعیین شده برای ساختار سرمایه خود در نظر نمی گیرند و فقط به

تناسب تصمیم های مالی اتخاذشده از سوی مدیریت مالی، بدون هیچ گونه برنامه ریزی مشخصی اقدام به

1 stocks

2 stocks Dividend

3 Mitton

4 Financial leverage


تغییر ساختار سرمایه شرکت می کنند. اگرچه این شرکت ها ممکن است در کوتاه مدت به موفقیت دست 

یابند، اما سرانجام در تامین منابع مالی لازم برای فعالیت های خود با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند

شد. این شرکت ها ممکن است قادر به استفاده بهینه از منابع موجود در اختیار نباشند. در واقع، این

موضوع آشکار می شود که یک شرکت باید اهرم مالی خود را به گونه ای برنامه ریزی کند که به کسب

حداکثری از میزان بهره وری وجوه دست یافته، وضعیت موجود را به آسانی تغییر داده و خود را با

شرایط در بازار رقابت وفق دهد. شرکت ها ناچارند اهرم مالی اولیه خود را هنگام تاسیس و راه اندازی

واحد انتفاعی طرح ریزی نموده، در صورت نیاز به تامین وجوه برای انجام سرمایه گذاری ها،

تصمیم های ساختار سرمایه را تحت تاثیر قرار دهند.

سوم اینکه، سیاست تقسیم سود بین سهامداران به ما ایده نحوه توزیع و کیفیت سودهای تولیدشده بین

اعضای سازمان را می آموزد. این سیاست می تواند آثار زیادی بر روی عملکرد سهامداران و قیمت

سهام داشته باشد همچنین سازمان، می تواند سودهای خود را توزیع کرده و یا در عوض، آن را برای

سرمایه گذاری داخلی و توسعه به کار گیرد. علاوه بر این، اعتماد سهامداران و بازار سرمایه را جلب

نماید. در واقع، وقتی شرکت سود سهام را به طور منظم منتشر می کند، سرمایه گذاران این تداوم و ثبات

را ناشی از ادامه روند عملیات عادی شرکت تلقی می کنند. البته، با اعلام کاهش سود سهام توسط شرکت،

سرمایه گذاران از وجود یک مشکل بالقوه در شرکت آگاه خواهند شد. در نتیجه، مدیریت شرکت تلاش می

کند از سیاست تثبیت پرداخت سود استفاده کرده، در صورت استمرار روند کاهشی سود، میزان سود

تقسیمی را در سطح قبلی نگه داشته یا حتی آن را افزایش دهد. این مسئله اهمیت سیاست تقسیم سود و تاثیر

روانی میزان سود تقسیمی بر ارزش شرکت، قیمت سهام و انتظارات سهامداران را بیان می کند(حاجیان،

1393). شرکت های سرمایه پذیر با برگزاری مجمع سالانه، ضمن ارائه گزارش عملکرد، از مجمع

تقاضای مشارکت در تصمیم گیری درباره برخی از امور شرکت را مطرح می کنند. در اغلب اوقات،

بخش دارای مناقشه مجمع، تصمیم گیری درباره تقسیم سود است؛ به این علت که سهامداران برای

دریافت بازده نقدی سرمایه گذاری خود، پیشنهاد توزیع حداکثری سود را ارائه می کنند و در نقطه مقابل،

مدیران شرکت ها به منظور جبران کمبود نقدینگی و جلوگیری از خروج منابع مالی از چرخه عمل و

اقدام شرکت، رغبتی به تقسیم سود ندارند. بنابراین، مباحث گوناگونی درباره تقسیم سود از جمله میزان

تقسیم و زمان پرداخت سود بین مدیران و سهامداران مطرح می شود که تعیین کننده نهایی سیاست

شرکت در مورد تقسیم سود نقدی است.

کتاب حاضر با هدف بررسی تاثیر عملکرد مالی و اهرم مالی بر سیاست تقسیم سود سهام در پنج فصل

نگارش یافته است که در هر فصل جنبه های خاصی از موضوع مورد بررسی قرار گرفته اند. فصل اول

به عملکرد مالی شرکت به ویژه جنبه های مهم مالی، ارزیابی عملکرد، مدل های مالی، تاثیر ریسک بر

عملکرد مالی و جنبه های گوناگون آن می پردازد. فصل دوم به اهرم مالی شرکت و نسبت های آن با

شقوق تصمیم گیری به ویژه در بحث تقسیم سود بین سهامداران اشاره دارد. فصل سوم به سیاست های سود

سهام، مفهوم اقتصادی، کاربرد و فلسفه وجودی و ماهیتی سود سهام، مدیریت هزینه و عملکرد و انواع

مدل های آن، عوامل موثر بر خط مشی سود سهام، عوامل مداخله گر یا میانجی در سیاست تقسیم سود،

انواع و روش های تقسیم سود، سیاست تقسیم سود و نقدینگی و نتایج اقتصادی حاصل از تقسیم و پرداخت

سود را در بر می گیرد. در فصل چهارم بر سازوکارهای تاثیر سیاست سود سهام بر ارزش شرکت،

تسهیل کننده های تاثیر سیاست سود سهام بر ارزش شرکت و نظریه های مرتبط با آن، تاکید شده است.

سرانجام در فصل پنجم ضمن مرور مطالعه موردی، نکات پیشنهادی و راهکارهای مرتبط با

سیاست گذاری تقسیم سود سهام شرکت ها با هدف ارزش آفرینی و ایجاد ارزش افزوده منطبق با مزیت

رقابتی و حفظ جایگاه شرکت و ارتقای آن در بین رقبا بیان شده اند.

بهترین سرمایه نویسندگان، نقدها، پیشنهادها و راهنمایی های استادانی است که همواره با نشر دانش

خویش، آنان را در این مسیر یاری می دهند. در اینجا، از همه آنها به ویژه اسادان ارجمند جناب آقایان

دکتر غلامرضا معمارزاده طهران و دکتر حمیدرضا وکیلی فرد که با راهنمایی ها و نقدهای خویش، به

نویسندگان کمک کرده اند، سپاسگزاری می شود.

امید آنکه مخاطبان به ویژه کارآفرینان، مدیران مالی و دانشجویان با مطالعه این کتاب، بتوانند با نحوه

مدیریت منابع مالی و عملکرد مالی شرکت ها آشنایی بیشتری به دست آورده، در مقام سیاست گذاری و

اجرا، تصمیم های کارآمدتری درباره رشد و توسعه سازمان ها اتخاذ کنند.