اضطرار در دعای فرج

20 مرداد 1403 - خواندن 6 دقیقه - 1011 بازدید

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض االه مع الله قلیلا ما تذکرون

کیست که درمانده را، چون وی را بخواند اجابت می­کند و گرفتاری را برطرف می ­سازد و شما را در زمین جانشین می­ کند؟ آیا با این خداوند خدایی هست؟ چه کم متذکر می­ شوید! (نمل، آیه62)


گاه انسان به جایی می­ رسد که گویی تمام درهای عالم به روی او بسته شده و از هر نظر درمانده و ناچار شده است. هیچ پناه و ملجایی نمی ­یابد و هیچ راهی برای خلاصی از گرفتاری خود ندارد. این حالت "اضطرار" است. در این حالت، انسان نسبت به عالم اسباب به انقطاع کامل می­ رسد و کلید حل مشکلش را فقط در دست خدا می­ بیند، بنابراین تماما خود را در اختیار خدا قرار می­ دهد، ارتباطی قوی با خدا پیدا می­ کند و با همه وجود او را می­ خواند. خدای­تعالی به عیسی علیه ­السلام وحی کرد: «ای عیسی، مرا بخوان همچون شخص غرق شده و غمگین که نجات دهنده ای ندارد. ای عیسی، قلبت را برای من ذلیل کن.» (عده الداعی: ص 159).


خدا هم در این حالت، طبق این آیه شریفه، وعده فرموده دعای او را مستجاب و گرفتاری او را برطرف می سازد. از امام صادق و امام باقر علیهم­السلام نقل شده که در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: «آن خدایی که مضطر را اجابت می ­نماید؛ یعنی آن کسی که از شدت گرفتاری و مشکلات به خدا پناهنده شود، خدا آن گرفتاری و آن چه که انسان را ناراحت می­ کند برطرف می­ فرماید.» (بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۱۸)

گویا ما هنوز، فراق و دوری از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را گرفتاری و درماندگی نمی­ دانیم و از این جهت هنوز به اضطرار و ناچاری نرسیده ­ایم. چون خصلت انسان این است که با سخت ­ترین شرایط هم خو می­ گیرد. به قول معروف، بنی­ آدم، بنی­ عادت است و بعد از مدتی همه چیز ولو سخت­ ترین سختی­ ها و دشوارترین مشکلات برای او عادی می شود.

ما در شرایط سخت غیبت به دنیا آمده­ ایم، با همین شرایط بزرگ شده ­ایم و با همین شرایط انس گرفته­ ایم، لذا فکر می­ کنیم همیشه باید همین طور باشد و به همین گونه سخت بگذرد. همه این­ها برای ما عادی شده، از این رو نسبت به ظهور حضرت ولی­ عصر ارواحنا فداه بی­ تفاوت بار آمده ­ایم. چون همه چیز را خوب، معمولی و طبیعی می­ بینیم. ولی خدا این شرایط را "سوء" یعنی بسیار بد، غیر طبیعی و ناراحت­ کننده می ­داند و از ما می­ خواهد از این شرایط غیر عادی خارج شویم. نه فقط خارج بلکه ناآرام و بی ­قرار شویم، درمانده و مضطر گردیم تا او از این سوء و گرفتاری و بدبختی این دوران نجاتمان دهد.

باید این یخ­ های بی­ تفاوتی و بی ­توجهی ذوب شود، به آب طلب تبدیل شود، جمع گردد، به هم بپیوندد، راه بیافتد، سیل شود، رودی شود بی ­قرار، ناآرام، مواج و خروشان تا هر مانعی را که بر سر راه است بردارد و در نهایت خود را به آغوش دریای بی­کران اهل ­بیت عصمت و طهارت علیهم ­السلام برساند.

شیعه باید کوتاهی گذشته ­اش را با یک اراده جمعی، با یک حرکتی فراگیر و با یک اضطراری همگانی جبران کند. (و لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حق المعرفه...) (الاحتجاج ، ج2 ، ص 499 )

دعا برای ظهور حضرت ولی ­عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نه فقط به صورت یک درخواست قلبی و درونی بلکه باید ظهور و بروزی عملی آن هم از روی درماندگی، بیچارگی و اضطرار و اصرار داشته باشد.

این آیه شریفه، به وجود نازنین حضرت بقیهالله ارواحنا فداه تفسیر شده و ایشان را مضطر واقعی معرفی فرموده است: امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه می ­فرمایند: «نزلت فی القائم من آل محمد علیهم­ السلام، هو والله المضطر اذا صلی فی المقام رکعتین و دعا الی الله عزوجل، فاجابه و یکشف السوء و یجعله خلیفه فی­ الارض: این آیه در مورد آن قیام کننده­ از آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است. به خدا سوگند، او همان مضطر است، هنگامی که در مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز می ­خواند و به سوی خدا دعا می ­کند، پس خداوند به او جواب می­ دهد و ناراحتی ­اش را برطرف می­ کند و او را در زمین خلیفه قرار می دهد. (تفسیر نورالثقلین، جلد4، صفحه94)


با این وجود، معنای آیه منحصر در این وجود مبارک نیست بلکه مفهومی گسترده دارد و هر درمانده ­ای را شامل می­ شود که درمان دردش را با اضطرار از خدا بخواهد و عرض کند:

یا من یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ارحمنی و اکشف ما بی من غم و کرب و وجع و داء : ای کسی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری و ناراحتی را برطرف می سازد! به من رحم فرما و هرگونه ناراحتی، اندوه، درد و رنجی را [که از فراق محبوبم به من رسیده] از من برطرف ساز!...(بحارالانوار، ج 92، ص 103)


m.mahdirastgoo@gmail.com