محمد مهدی راستگو
9 یادداشت منتشر شدهاضطرار در دعای فرج
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض االه مع الله قلیلا ما تذکرون
کیست که درمانده را، چون وی را بخواند اجابت میکند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را در زمین جانشین می کند؟ آیا با این خداوند خدایی هست؟ چه کم متذکر می شوید! (نمل، آیه62)
گاه انسان به جایی می رسد که گویی تمام درهای عالم به روی او بسته شده و از هر نظر درمانده و ناچار شده است. هیچ پناه و ملجایی نمی یابد و هیچ راهی برای خلاصی از گرفتاری خود ندارد. این حالت "اضطرار" است. در این حالت، انسان نسبت به عالم اسباب به انقطاع کامل می رسد و کلید حل مشکلش را فقط در دست خدا می بیند، بنابراین تماما خود را در اختیار خدا قرار می دهد، ارتباطی قوی با خدا پیدا می کند و با همه وجود او را می خواند. خدایتعالی به عیسی علیه السلام وحی کرد: «ای عیسی، مرا بخوان همچون شخص غرق شده و غمگین که نجات دهنده ای ندارد. ای عیسی، قلبت را برای من ذلیل کن.» (عده الداعی: ص 159).
خدا هم در این حالت، طبق این آیه شریفه، وعده فرموده دعای او را مستجاب و گرفتاری او را برطرف می سازد. از امام صادق و امام باقر علیهمالسلام نقل شده که در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: «آن خدایی که مضطر را اجابت می نماید؛ یعنی آن کسی که از شدت گرفتاری و مشکلات به خدا پناهنده شود، خدا آن گرفتاری و آن چه که انسان را ناراحت می کند برطرف می فرماید.» (بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۱۱۸)
گویا ما هنوز، فراق و دوری از امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را گرفتاری و درماندگی نمی دانیم و از این جهت هنوز به اضطرار و ناچاری نرسیده ایم. چون خصلت انسان این است که با سخت ترین شرایط هم خو می گیرد. به قول معروف، بنی آدم، بنی عادت است و بعد از مدتی همه چیز ولو سخت ترین سختی ها و دشوارترین مشکلات برای او عادی می شود.
ما در شرایط سخت غیبت به دنیا آمده ایم، با همین شرایط بزرگ شده ایم و با همین شرایط انس گرفته ایم، لذا فکر می کنیم همیشه باید همین طور باشد و به همین گونه سخت بگذرد. همه اینها برای ما عادی شده، از این رو نسبت به ظهور حضرت ولی عصر ارواحنا فداه بی تفاوت بار آمده ایم. چون همه چیز را خوب، معمولی و طبیعی می بینیم. ولی خدا این شرایط را "سوء" یعنی بسیار بد، غیر طبیعی و ناراحت کننده می داند و از ما می خواهد از این شرایط غیر عادی خارج شویم. نه فقط خارج بلکه ناآرام و بی قرار شویم، درمانده و مضطر گردیم تا او از این سوء و گرفتاری و بدبختی این دوران نجاتمان دهد.
باید این یخ های بی تفاوتی و بی توجهی ذوب شود، به آب طلب تبدیل شود، جمع گردد، به هم بپیوندد، راه بیافتد، سیل شود، رودی شود بی قرار، ناآرام، مواج و خروشان تا هر مانعی را که بر سر راه است بردارد و در نهایت خود را به آغوش دریای بیکران اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برساند.
شیعه باید کوتاهی گذشته اش را با یک اراده جمعی، با یک حرکتی فراگیر و با یک اضطراری همگانی جبران کند. (و لو ان اشیاعنا وفقهم الله لطاعته علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تاخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حق المعرفه...) (الاحتجاج ، ج2 ، ص 499 )
دعا برای ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نه فقط به صورت یک درخواست قلبی و درونی بلکه باید ظهور و بروزی عملی آن هم از روی درماندگی، بیچارگی و اضطرار و اصرار داشته باشد.
این آیه شریفه، به وجود نازنین حضرت بقیهالله ارواحنا فداه تفسیر شده و ایشان را مضطر واقعی معرفی فرموده است: امام صادق(علیه السلام) در تفسیر این آیه می فرمایند: «نزلت فی القائم من آل محمد علیهم السلام، هو والله المضطر اذا صلی فی المقام رکعتین و دعا الی الله عزوجل، فاجابه و یکشف السوء و یجعله خلیفه فی الارض: این آیه در مورد آن قیام کننده از آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) است. به خدا سوگند، او همان مضطر است، هنگامی که در مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز می خواند و به سوی خدا دعا می کند، پس خداوند به او جواب می دهد و ناراحتی اش را برطرف می کند و او را در زمین خلیفه قرار می دهد. (تفسیر نورالثقلین، جلد4، صفحه94)
با این وجود، معنای آیه منحصر در این وجود مبارک نیست بلکه مفهومی گسترده دارد و هر درمانده ای را شامل می شود که درمان دردش را با اضطرار از خدا بخواهد و عرض کند:
یا من یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ارحمنی و اکشف ما بی من غم و کرب و وجع و داء : ای کسی که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری و ناراحتی را برطرف می سازد! به من رحم فرما و هرگونه ناراحتی، اندوه، درد و رنجی را [که از فراق محبوبم به من رسیده] از من برطرف ساز!...(بحارالانوار، ج 92، ص 103)
m.mahdirastgoo@gmail.com