ذهن خودآگاه و ناخودآگاه
ذهن خودآگاه و ناخودآگاه
پس در حالی که ذهن آگاه ما می تواند کارهای کمی بکند در عین حال ذهن ناخودآگاه ما می تواند وظایف زیادی را انجام بدهد.
اخیرا عصب شناسان درباره این حرف می زنند که چطور ذهن ناخودآگاه شما باعث شکل دادن به زندگی ما می شود. ما تنها از ۵ درصد فعالیت های خودمان آگاهی داریم. این یعنی اینکه ۵ درصد زیاد است و اکثر مردم تنها یک درصد از روزشان را با ذهن آگاه خودشان اداره می کنند و تصمیم می گیرند. ۹۵ الی ۹۹ درصد از زندگی را از برنامه ریزی و ذهن ناخودآگاه شما ناشی می شوند یعنی ممکن است وقتی شما هم بچه بودید والدینتان در فروشگاه به شما گفت شما شایسته اسباب بازی نیستی آن وقت ۹۵ درصد از روزتان را خراب می کنید تا اینکه بگویید شما شایسته چیزی نیستید. چون وظیفه ذهن ناخودآگاه ا ین است که برنامه های موجود را به واقعیت تبدیل کند. برای همین اگر برنامه های منفی دارید باعث می شوند ۹۵ درصد از روز شما منفی باشید. مشکل اینجاست که ذهن آگاه و ناخودآگاه با هم کار می کنند هر چیزی که ذهن آگاه روی آن تمرکز کند کنترل می کند و هر چیزی که روی آن تمرکز نکند ذهن ناخودآگاه کنترل می کند. پس بیشتر روزمان را داریم درباره آینده یا گذشته فکر می کنیم که توسط ذهن آگاه ماست. پس اگر ذهن آگاه تمرکز کند بقیه روز را برنامه ها اداره خواهند کرد.اما مشکل این است که چون ذهن آگاه توجه نمی کند پس نمی بیند برنامه ها دارند توسط ذهن ناخودآگاه اجرا می شوند.
برای شما یک مثال می زنم.
وقتی اولین بار گواهینامه تان را گرفتید و می خواستید ماشین برانید حواستون به همه چیز بود اما حالا برای ۱۰ یا ۱۵ سال است که رانندگی می کنید و مثل خود من شدید. ممکن است یکی در صندلی بغلی باشد و ذهن آگاه من دارد با اون حرف می زند و ۱۰ دقیقه است من مشغول رانندگی هستم یک دفعه فکر می کنم که در این ۱۰ دقیقه اصلا توجه نکردم و ناخودآگاه رانندگی کردم.
اگر به شما بگم کارهایی که در آن ۱۰ دقیقه انجام دادید را به من بگویید جواب می دهید نمی دانم توجه نکرده بودم.
این موضوع درباره تمام کارهای ما صادق است یعنی صدق می کند مصداق دارد.
یک مثال دیگر نیز برای شما می زنم.
اگر کسی را می شناسید و والدین او را هم می شناسید می بینی که رفتار او درست مانند رفتار والدینش هست و می گویی رضا تو درست مثل مادرت هستی. و رضا می گوید چه می گویی شما مگر دیوانه شدی.
چرا رضا خودش نمی بیند که شبیه مادرش است. چون وقتی آن رفتارها را دارد توجه نمی کند. پس خودش نمی بیند که رفتاری را دارد که توسط مادرش برنامه ریزی شده است. پس بیشتر اوقات برنامه های دلخواه خودتان را اجرا نمی کنید که برنامه هایی را اجرا می کنید که دیگران به شما دادند شما آن برنامه ها را نمی بینید.
وقتی که در زندگیتان به مشکل برخوردید می گویید کائنات مرا حمایت نمی کند. در حالی که حقیقت این است که رفتار نامرئی خودتان است که شما را نابود کرده است.
چیزی که مهم است این است که بعضی ها می گویند خوب. یه کمی فکرهای مثبت می کنیم.
کدام ذهن افکار مثبت را انجام می دهد؟
ذهن آگاه که ۵ درصد روز را با ۴۰ بیت پردازش کار می کند.
و آیا وقتی با آن کار می کنید به هر چیزی که دارد اتفاق می افتد توجه دارید؟
پس چه چیزی این ها را اداره می کند؟
برنامه های تجربی از ذهن ناخودآگاه که ۹۵ درصد روز را با ۴۰ میلیون بیت پردازش کار می کند.
آیا افکار مثبت تاثیری روی این دارند؟
حالا خودتان در این باره بیندیشید.