نفقه ی اخلاقی؛ توقعی که یک طرفه می ماند

سلسله یادداشت های نفقه | مسیر اول: نفقه ی زنان | یادداشت چهارم
نفقه ی اخلاقی؛ توقعی که یک طرفه می ماند
مقدمه
در دو یادداشت پیشین، از نفقه ی مالی و نفقه ی عاطفی گفتیم. گفتیم که نفقه فقط پول نیست؛ محبت است، احترام است، دیده شدن است. اما یک لایه ی دیگر هم هست که کمتر به آن پرداخته می شود: نفقه ی اخلاقی. توقعی که گاهی یک طرفه می ماند. مردی که از زن می خواهد چادر بپوشد، اما خودش چشم چران است. مردی که از زن می خواهد با کسی حرف نزند، اما خودش با همه چت می کند. این نابرابری، نه دینی است، نه اخلاقی. این، یک تحمیلاست. و تحمیل، رابطه را نابود می کند.
توقع دوطرفه؛ وقتی قاعده فقط برای یکی است
در بسیاری از خانواده ها، قواعدی برای زن گذاشته می شود که برای مرد وجود ندارد. زن باید حجاب داشته باشد، اما مرد لازم نیست. زن باید در خانه بماند، اما مرد می تواند هر جا برود. زن باید با کسی حرف نزند، اما مرد می تواند با همه صحبت کند. و وقتی زن اعتراض می کند، می گویند «تو ناشکری.» اما سوال اینجاست: چرا قاعده، فقط برای یکی است؟
توقع، در رابطه، طبیعی است. اما وقتی توقع، یک طرفه شود، به تحمیل تبدیل می شود. و تحمیل، رابطه را نابود می کند. مردی که از زن می خواهد چشم پاک باشد، اما خودش چشم چران است، در واقع دارد رابطه را به حکومت یک طرفهتبدیل می کند. و حکومت یک طرفه، برابری ندارد. و رابطه ی بدون برابری، رابطهنیست. اسارت است.
چشم پاکی؛ دوطرفه است
چشم پاکی، فقط برای زن نیست. برای مرد هم هست. و کسی که خودش چشم پاک نیست، حق ندارد از دیگری توقع چشم پاکی داشته باشد. چشم پاکی، یک ارزش است. و ارزش، دوطرفهاست. اگر مرد انتظار دارد زن به کسی نگاه نکند، خودش هم باید به کسی نگاه نکند. اگر مرد انتظار دارد زن با کسی حرف نزند، خودش هم باید با کسی حرف نزند. و اگر مرد انتظار دارد زن به او وفادار باشد، خودش هم باید به او وفادار باشد. این عدالتاست. و عدالت، پایه ی هر رابطه ای است.
نیازهای اولیه؛ وقتی مرد ندیده می گیرد
مردی که نیازهای اولیه ی زن (محبت، همراهی، حمایت، همدلی) را برطرف نمی کند، اما توقع دارد زن همه ی خواسته های او را برطرف کند، در واقع رابطه را به حکومت یک طرفه تبدیل کرده است. زن، فقط همسر نیست. انسان است. و انسان، نیاز دارد. نیاز به این که دیده شود. نیاز به این که شنیده شود. نیاز به این که کسی باشد که وقتی خسته است، بفهمد. وقتی می ترسد، آرامش کند. وقتی تنهاست، کنارش باشد. و اگر مرد این نیازها را برطرف نکند، زن سردمی شود. ساکت می شود. و بعد، شاید به دنبال کسی برود که ببیندش. و آن وقت، همه می گویند «خیانت کرد.» اما هیچ کس نمی پرسد: «چند بار قبل از خیانت، نیازش را گفته بود؟».
دین؛ بهانه نیست
دین، برای عدالتآمده. نه برای تحمیل. و کسی که دین را بهانه ی تحمیل می کند، دین را نفهمیده. دین می گوید: «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف.» (بقره، ۲۲۸) یعنی: «و برای زنان، همانند وظایفی که بر آن هاست، حقوقی به شکل شایسته است.» این آیه، برابری را می گوید. نه تحمیل را. و کسی که این آیه را می خواند، باید برابر باشد. نه فرمانده. نه فرمانبر.
نتیجه گیری
نفقه ی اخلاقی، فقط برای زن نیست. برای مرد هم هست. و اگر مرد این را نفهمد، قانون نمی تواند زن را نگه دارد. فقط رابطه می تواند. و رابطه، با برابری ساخته می شود. نه با تحمیل. و برابری، شروع عدالت است. و عدالت، پایه ی آرامش. پس بیایید از نفقه ی اخلاقی شروع کنیم. نه به عنوان وظیفه. به عنوان حق. حق هر انسان، برای برابر بودن.
«نفقه ی اخلاقی، فقط برای زن نیست. برای مرد هم هست. و برای هر انسانی».
🆔 شناسه کانال بله: https://ble.ir/nikbakhtir