لحظه ی اشراقی

[سهراب سپهری] (1)
bodhi
آنی بود، درها وا شده بود
برگی نه، شاخی نه، باغ فنا پیدا شده بود
مرغان مکان خاموش، این خاموش، آن خاموش. خاموشی گویا شده بود
آن پهنه چه بود : با میشی، گرگی همپا شده بود
نقش صدا کم رنگ، نقش ندا کم رنگ. پرده مگر تا شده بود؟
من رفته، او رفته، ما بی ما شده بود
زیبایی تنها شده بود
***
[یزدانپناه عسکری]
« آن » در عرف عمومی به معنای لحظه می باشد که اگر آن « آن » صرف ادراک عمومی جهان و تداوم ادراک « جهان شناخته » (جهانی که برای همه شناخته است . عالم ملک ) باشد به عنوان « آن » عمومی یا لحظه نامگذاری می گردد .
اگر آن « آن » صرف تغییر کیفیت ادراک گشته و یا تغییر کیفیت ادراک منجر به آن « آن» گردد و ادراک جهان به صورت خارج از عرف « جهان شناخته شده توسط همه » رخ دهد آن « آن» ، لحظه ی اشراقی یا « آن خاص» خواهد بود. با توجه به پیوند « آن » و « ادراک » با هم ، ادراک تغییر یافته منجر به تغییر « آن » می گردد و بالعکس « آن » تغییر یافته منجر به تغییر ادراک می گردد .
____
1- هشت کتاب ، سهراب سپهری – تهران : انتشارات طهوری 1385 - مجموعه شرق اندوه