رقیه پورغفار
88 یادداشت منتشر شده«هفته وحدت» در مصاف با تفرقه مدرن

«هفته وحدت» در مصاف با تفرقه مدرن
در عمق معارف قرآنی و سنت نبوی، وحدت نه یک «سازش مقطعی»، بلکه یک «اصل وجودی» و شرط بنیادین برای بقای هویت تمدنی اسلام است. بازتعریف وحدت؛ از تاکتیک سیاسی تا فریضه وجودی در ادبیات سیاسی و دینی جهان معاصر، مفهوم «همبستگی اسلامی» غالبا با تقلیل گرایی مواجه شده و به نوعی تساهل مصلحتی یا مانور تبلیغاتی بنوعی کم می شود. فاصله تاریخی میان ۱۲ ربیع الاول (روایت مشهور اهل سنت) تا ۱۷ ربیع الاول (روایت مشهور امامیه) درباره سالروز ولادت پیامبر اعظم (ص)، سال ها می توانست دستمایه ای برای مرزبندی های مذهبی باشد؛ اما ابتکار نام گذاری این فاصله به عنوان «هفته وحدت»، این دوگانگی روایی را به پل ارتباطی تمدن ساز بدل کرد. پرسش بنیادین این است: چرا در شرایط کنونی، بازخوانی این مفهوم بیش از هر زمان دیگری حیاتی است و جهان اسلام چگونه می تواند از چالش فرسایشی تفرقه عبور کند؟
۱. میلاد رسول اعظم (ص)؛ نقطه عطف گذار از عصبیت قبیله ای به «اخوت توحیدی« برای درک فلسفه وحدت، باید به رخداد عام الفیل و جغرافیای جاهلیت شبه جزیره عربستان بازگشت؛ سرزمینی که در سال ۵۷۰ میلادی شاهد طلوع نور خاتم المرسلین (ص) بود. جامعه ای که بر مدار خون، قبیله و عصبیت های کور می چرخید، با ظهور اسلام شاهد یک دگرگونی بنیادین در ساختار اجتماعی خود شد. پیامبر اکرم (ص) با اجرای عقد اخوت میان مهاجر و انصار و پیوند زدن عرب و عجم و سیاه و سفید بر محور تقوا، نشان داد که تنوع نژادی و تفاوت های ظاهری نه تهدید، بلکه آیتی از آیات الهی است. قرآن کریم این دگرگونی شگرف را نعمتی نجات بخش از لبه پرتگاه توصیف می کند: واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا...» (آل عمران/ ۱۰۳) این آیه به روشنی هشدار می دهد که تفرقه، گام نهادن در پرتگاه نابودی است و اعتصام به حبل الله، همان رشته پیونددهنده ای است که پراکندگی ها را به قدرت هم افزا بدل می سازد.
۲. تبارشناسی فکری و سیره عملی تقریب؛ از دارالتقریب تا انقلاب اسلامی اندیشه تقریب مذاهب و پرهیز از تکفیر، جریانی ریشه دار در تاریخ تفکر اسلامی است. از تلاش های سید جمال الدین اسدآبادی و شیخ محمد عبده گرفته تا مجاهدت های آیت الله العظمی بروجردی، علامه شیخ محمدتقی قمی، علامه محمدحسین کاشف الغطاء و شیخ محمود شلتوت در دارالتقریب قاهره، همگی تلاشی نخبگانی برای صیانت از پیکره اسلام بود. اما نقطه عطف این مسیر، تبدیل «تقریب نخبگانی» به «راهبرد حاکمیتی و مردمی» پس از پیروزی انقلاب اسلامی اتفاق افتاد.
سال ها پیش از رسمیت یافتن این نام در تقویم، آیت الله خامنه ای رهبر شهید ایران اسلامی در دوران تبعید به ایرانشهر در سال ۱۳۵۶ش، با درک بافت بومی منطقه، ایده جشن مشترک میان شیعه و سنی در فاصله ۱۲ تا ۱۷ ربیع الاول را به اجرا گذاشت؛ امری که نشان داد تقریب، خاستگاهی کاملا تجربی و برآمده از بطن جامعه دارد. پس از انقلاب و در سال ۱۳۶۰ش، با پیشنهاد آیت الله منتظری و تایید و تبیین قاطع امام خمینی (ره)، این بازه رسما «هفته وحدت» نام گرفت. کلام تاریخی امام راحل که فرمودند: «ما فریاد می زنیم که باید همه با هم باشیم... دین ما یکی است، قرآن ما یکی است، پیغمبر ما یکی است»،و از آن لحظه بیانیه رسمی جهت اعلام موضع و هدف و درحقیقت مانیفست بنیادین سیاست خارجی و داخلی جمهوری اسلامی شد.
نهادسازی پایدار: تاسیس «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» در سال ۱۳۶۹ش و برگزاری مستمر «کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی»، این امکان را فراهم آورد تا متفکران جهان اسلام، ورای موانع جغرافیایی و سیاسی، پیرامون مشترکات بنیادین به گفت وگو بنشینند.
۳. کالبدشکافی تفرقه مدرن؛ پروژه تکفیر و مهندسی شکاف مذهبی در جهان معاصر، بیش از ۱.۵ میلیارد مسلمان با در اختیار داشتن حساس ترین شاهراه های ارتباطی و عظیم ترین منابع انرژی، ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب بلامنازع در نظم نوین جهانی را دارند. دقیقا به همین دلیل، راهبرد سنتی «تفرقه بینداز و حکومت کن» با ابزارهای نوین بازتولید شده است.
جریان های تکفیری که اوج آن در پدیده شوم «داعش» و شاخه های مشابه نمود یافت، زاییده طبیعی فقه اسلامی نیستند؛ بلکه پروژه ای مهندسی شده در اتاق های فکر استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل به شمار می روند. اذعان مکرر دولتمردان ارشد غربی به نقش مستقیم یا غیرمستقیم در شکل گیری و هدایت این گروه ها، پرده از این واقعیت برمی دارد که جریان تکفیر ماموریتی جز تخریب چهره رحمانی اسلام، فرسایش زیرساخت های کشورهای اسلامی و به حاشیه راندن مسئله محوری فلسطین نداشته است. امیرالمومنین علی (ع) در بیانی تکان دهنده، آسیب شناسی این پدیده را چنین ترسیم می فرمایند: "به خدا سوگند! این واقعیت دل انسان را می میراند و اندوه می آورد که آنان در باطل خود متحدند و شما در حق خود پراکنده اید... و از پراکندگی بپرهیزید، زیرا انسان تنها، طعمه شیطان است؛ همان گونه که گوسفند دورمانده از گله، شکار گرگ می شود". شکست نظامی داعش در عراق و سوریه پایان ماجرا نیست؛ تا زمانی که آبشخورهای فکری این تحجر و حمایت های آشکار و پنهان برخی رژیم های وابسته منطقه متوقف نشود، بازتولید این تفکر ویرانگر به اشکال دیگر محتمل خواهد بود.
۴. الزامات تحقق وحدت؛ فراتر از همایش و تشریفات برای آنکه هفته وحدت از سطح گردهمایی های موسمی عبور کرده و به یک کارکرد عینی و ملموس در زیست اجتماعی و سیاسی بدل شود، نیازمند سه گام اساسی هستیم:
1. نهضت فکری و عقلانیت اجتهادی نخبگان: علمای طراز اول شیعه و سنی باید مرز میان «اختلاف علمی روشمند» و «تفرقه مخرب اجتماعی» را شفاف کنند. تکفیر باید به عنوان خط قرمز فقهی و کلامی اعلام شود و تریبون های افراطی از هر دو سو مهار گردند.
2. عدالت، توجه به مناطق تلفیقی و زیست مسالمت آمیز: در سطح ملی، وحدت پایدار تنها در سایه عدالت اجتماعی، توسعه متوازن، شنیدن مطالبات و پرهیز از رویکردهای تبعیض آمیز محقق می شود. تقویت مشترکات فرهنگی و اقتصادی در مناطق مرزی و تلفیقی، مستحکم ترین سد در برابر نفوذ جریان های انحرافی است.
3. دیپلماسی تمدنی و رسانه ای: دستگاه های فرهنگی از جمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، حوزه هنری انقلاب اسلامی، آموزش و پرورش، دانشگاه ها، صداوسیما، شهرداری ها، شوراهای اسلامی شهر و روستا، کانون های فرهنگی و هنری مساجد، سازمان تبلیغات اسلامی، مراکز دینی، انجمن های فرهنگی و هنری و رسانه های ملی و محلی، هر یک مسئولیتی مهم در تقویت فرهنگ همدلی دارند، و رسانه ها باید از زبان کلیشه ای فاصله بگیرند و گفتمان وحدت را در قالب تولیدات هنری، رسانه ای و جوان پسند به تصویر بکشند. با تفاسیر فوق، نخ تسبیح اقتدار امت اسلامی وحدت اسلامی، همان «نخ تسبیحی» است که دانه های پراکنده امت را در نظمی هدفمند و نفوذناپذیر کنار هم نگاه می دارد؛ گسستن این نخ، معنایی جز نابودی سرمایه ها و تاراج عزت مسلمین نخواهد داشت. هفته وحدت، تجدید عهدی است با پیامبری که وجود مبارکش مایه رحمت برای جهانیان بود («وما ارسلناک الا رحمه للعالمین»). امروز پیروی راستین از آن رسول مهر، نه در دامن زدن به اختلافات تاریخی و مذهبی، بلکه در ایستادگی بر مشترکات توحیدی، خنثی سازی فتنه های استکباری و پی ریزی آینده ای عزتمند و مقتدر برای جهان اسلام نهفته است. این مسیر، نه یک گزینش ذوقی، بلکه یک الزام تمدنی و آزمونی بزرگ برای نسل امروز پژوهشگران، عالمان و متولیان فرهنگی است.
نویسنده و پژوهشگر: رقیه پورغفار
1405/05/31