نقش رسانه در تاب آوری یا resiliency و در اطلاع رسانی و تقویت پایداری اجتماعی

24 تیر 1405 - خواندن 11 دقیقه - 30 بازدید

رسانه تاب آوری یا resiliency؛ نقش رسانه در اطلاع رسانی و تقویت پایداری اجتماعی


در جهان امروز که بحران های طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با سرعتی زیاد بر زندگی مردم اثر می گذارند، بحث درباره نقش رسانه از هر زمان دیگری مهم تر شده است. رسانه دیگر یک ابزار ساده برای انتقال خبر نیست، چون در متن زندگی روزمره مردم حضور دارد و بر نوع نگاه، سطح آگاهی، کیفیت تصمیم گیری و میزان آرامش یا اضطراب جامعه اثر مستقیم می گذارد. در این میان، مفهوم رسانه تاب آوری یا resiliency به عنوان یک موضوع کلیدی مطرح می شود؛ مفهومی که پیوند میان اطلاع رسانی دقیق و توان جامعه برای عبور از شرایط دشوار را روشن می کند. هر جامعه ای که رسانه های حرفه ای، مسئول و آگاه داشته باشد، در برابر بحران ها منسجم تر عمل می کند و سریع تر به مسیر تعادل بازمی گردد.






رسانه در نخستین گام، وظیفه اطلاع رسانی دارد. مردم برای شناخت رویدادها، تحلیل شرایط و درک پیامدهای حوادث به رسانه رجوع می کنند. اگر این فرایند با دقت، سرعت و صداقت همراه باشد، جامعه در وضعیت بهتری قرار می گیرد. خبر درست می تواند از گسترش شایعه جلوگیری کند، مسیر اقدام عمومی را روشن سازد و اعتماد اجتماعی را افزایش دهد. وقتی مردم بدانند چه رخ داده، چه اقداماتی در حال انجام است و چه تصمیمی باید بگیرند، احساس سردرگمی کاهش می یابد. این موضوع در حوادثی مانند زلزله، سیل، بیماری های فراگیر، آلودگی هوا، اختلال های اقتصادی و تنش های اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می کند. در این وضعیت ها، رسانه تاب آوری یا resiliency به معنای رسانه ای است که هم خبر را منتقل می کند و هم به مدیریت روانی و اجتماعی جامعه کمک می رساند.


اطلاع رسانی موثر، پایه شکل گیری تاب آوری جمعی است. تاب آوری به این معناست که فرد یا جامعه بتواند در برابر فشار، بحران و شوک مقاومت کند، خود را با شرایط تازه سازگار سازد و پس از عبور از دشواری ها دوباره به سطحی از ثبات و کارآمدی برسد. رسانه در این میان، نقشی محوری دارد، چون نوع روایت آن از بحران می تواند امید یا هراس تولید کند. اگر رسانه به شکلی مسئولانه عمل کند، از بزرگ نمایی آسیب دوری کند، داده های معتبر ارائه دهد و راه حل های عملی را در کنار خبر قرار دهد، ذهن جامعه به سوی اقدام منطقی هدایت می شود. در مقابل، اگر رسانه فضای احساسی، مبهم و پرتنش بسازد، قدرت تصمیم گیری عمومی کاهش می یابد و آسیب های روانی افزایش پیدا می کند. از همین رو، رسانه تاب آوری یا resiliency یک ضرورت اجتماعی است، نه یک انتخاب حاشیه ای.


یکی از مهم ترین کارکردهای رسانه در تقویت تاب آوری، آموزش عمومی است. بسیاری از مردم در زمان بحران نمی دانند چه رفتاری درست است، چه اقدامی خطر را بیشتر می کند و چگونه باید از خود و دیگران محافظت کنند. رسانه می تواند پیش از وقوع بحران، هنگام بحران و پس از آن، آموزش های کاربردی و ساده در اختیار مخاطبان قرار دهد. این آموزش ها ممکن است درباره آمادگی برای زلزله، مدیریت استرس، شیوه مصرف درست منابع، مقابله با اخبار جعلی، حفظ همبستگی خانوادگی یا حمایت از گروه های آسیب پذیر باشد. وقتی رسانه محتوای آموزشی را به زبان قابل فهم و با تکرار مناسب منتشر می کند، جامعه آمادگی بیشتری پیدا می کند و سطح آسیب پذیری کاهش می یابد. در این چارچوب، رسانه تاب آوری یا resiliency به شکل مستقیم با ارتقای سواد رسانه ای و سواد اجتماعی گره می خورد.


نقش رسانه در ایجاد اعتماد نیز بسیار مهم است. در شرایط بحرانی، اعتماد عمومی یکی از سرمایه های اصلی هر جامعه به شمار می آید. مردم باید به منبع خبر اطمینان داشته باشند تا بتوانند بر اساس آن تصمیم بگیرند. رسانه ای که سابقه صداقت، شفافیت و مسئولیت پذیری دارد، در روزهای دشوار می تواند آرامش بیشتری به جامعه منتقل کند. این اعتماد با انتشار اطلاعات ناقص، تیترهای هیجانی و رقابت ناسالم برای جلب توجه آسیب می بیند. رسانه حرفه ای باید بداند که در بحران، سرعت مهم است، ولی صحت از آن مهم تر است. هر خطای خبری ممکن است پیامدهای گسترده ای بر امنیت روانی و رفتار جمعی داشته باشد. از این منظر، رسانه تاب آوری یا resiliency بر پایه اعتبار رسانه ساخته می شود و بدون اعتماد عمومی، کارکرد آن کامل نخواهد شد.


از سوی دیگر، رسانه می تواند صدای جامعه باشد و نیازها، دغدغه ها و تجربه های مردم را بازتاب دهد. این کارکرد به مدیران، نهادهای عمومی و گروه های امدادی کمک می کند تا تصویر دقیق تری از واقعیت میدان داشته باشند. وقتی رسانه از دل جامعه گزارش تهیه می کند، مشکلات محلی را منعکس می سازد و روایت های واقعی از زندگی مردم منتشر می کند، فرایند همدلی و مشارکت تقویت می شود. در چنین فضایی، مخاطب حس می کند که دیده می شود و مسئله او در حاشیه نمانده است. این احساس، بخشی از تاب آوری روانی و اجتماعی را شکل می دهد. جامعه ای که دردهای خود را بیان کند و برای حل آن ها گفت وگو داشته باشد، آمادگی بیشتری برای بازسازی و ادامه مسیر دارد. در نتیجه، رسانه تاب آوری یا resiliency با تقویت گفت وگوی اجتماعی، به استحکام پیوندهای جمعی کمک می کند.


رسانه در کنار اطلاع رسانی و آموزش، نقش مهمی در مدیریت هیجان عمومی دارد. در فضای بحران، ترس، خشم، ناامیدی و بی اعتمادی به سرعت گسترش می یابد. اگر رسانه نتواند میان واقع گرایی و آرام سازی تعادل برقرار کند، این هیجان ها از سطح فردی به سطح جمعی منتقل می شوند و بحران را عمیق تر می کنند. رسانه مسئول باید واقعیت را پنهان نکند، با این حال آن را در قالبی منتشر کند که موجب آشفتگی شدید نشود. استفاده از زبان دقیق، پرهیز از روایت های اغراق آمیز، ارائه تحلیل کارشناسی و نمایش تجربه های موفق از عبور از بحران، همگی به تنظیم فضای روانی جامعه کمک می کنند. این همان جایی است که مفهوم رسانه تاب آوری یا resiliency معنا پیدا می کند؛ رسانه ای که آگاهی می دهد و در عین حال، توان مقابله را افزایش می دهد.


در عصر شبکه های اجتماعی، اهمیت این موضوع چند برابر شده است. اکنون خبر با سرعتی بسیار بالا منتشر می شود و هر کاربر می تواند به تولیدکننده محتوا تبدیل شود. این وضعیت فرصت های تازه ای برای آگاهی رسانی ایجاد کرده، با این حال میدان بزرگی برای شایعه، تحریف، هراس آفرینی و انتشار اطلاعات بی پایه نیز فراهم آورده است. در چنین شرایطی، رسانه های حرفه ای باید مرجعیت خود را حفظ کنند و با تولید محتوای معتبر، سریع و روشن، فضای مبهم را مدیریت کنند. اگر رسانه رسمی یا حرفه ای دیر واکنش نشان دهد، میدان در اختیار منابع غیرمعتبر قرار می گیرد. در نتیجه، رسانه تاب آوری یا resiliency در روزگار دیجیتال نیازمند چابکی، تخصص، حضور مستمر و ارتباط نزدیک با مخاطب است. این رسانه باید از ابزارهای نوین بهره بگیرد و در عین حال، اصول اخلاقی و حرفه ای را حفظ کند.


یکی دیگر از ابعاد مهم نقش رسانه، تقویت امید اجتماعی است. امید با خوش بینی سطحی تفاوت دارد. امید اجتماعی زمانی شکل می گیرد که مردم در کنار آگاهی از دشواری ها، چشم اندازی از امکان بهبود نیز ببینند. رسانه می تواند با روایت تجربه های موفق، معرفی الگوهای مقاومت، نمایش همبستگی مردم و پوشش تلاش نهادهای مسئول، این چشم انداز را تقویت کند. چنین رویکردی به جامعه یادآوری می کند که بحران پایان راه نیست و می توان با همکاری، دانش و برنامه ریزی از آن عبور کرد. البته این کار باید با صداقت کامل همراه باشد تا به تبلیغ بی اثر تبدیل نشود. رسانه تاب آوری یا resiliency زمانی موفق است که امید را بر پایه واقعیت، مشارکت و شفافیت بسازد.


همچنین رسانه در دوره پس از بحران نیز مسئولیت سنگینی دارد. بسیاری تصور می کنند نقش رسانه با پایان لحظه حادثه به اتمام می رسد، در حالی که دوره بازسازی، ترمیم اعتماد، پیگیری مطالبات مردم و ارزیابی عملکرد نهادها به همان اندازه اهمیت دارد. رسانه باید در این مرحله، روند جبران خسارت ها، کیفیت خدمات، وضعیت سلامت روان مردم و تجربه های آموخته شده را دنبال کند. این پیگیری مستمر باعث می شود جامعه از بحران درس بگیرد و برای رویدادهای آینده آماده تر شود. یکی از ویژگی های اصلی رسانه تاب آوری یا resiliency همین نگاه بلندمدت است؛ نگاهی که بحران را یک رویداد مقطعی نمی بیند، بلکه آن را بخشی از فرایند یادگیری و تقویت ظرفیت اجتماعی می داند.


برای تحقق این هدف، فعالان رسانه ای باید آموزش ببینند و با مبانی ارتباطات بحران، روان شناسی اجتماعی، سواد داده، اخلاق حرفه ای و تحلیل افکار عمومی آشنا باشند. خبرنگاری بحران نیازمند مهارت ویژه است. هر تصویر، تیتر، واژه و روایت می تواند بر رفتار عمومی اثر بگذارد. از این رو، سرمایه گذاری بر توانمندسازی اهالی رسانه، بخشی از برنامه توسعه اجتماعی هر کشور به شمار می آید. هرچه خبرنگاران و سردبیران حرفه ای تر عمل کنند، کیفیت ارتباط میان مردم و نهادهای مسئول بهتر می شود و در نتیجه، امکان مدیریت بحران با هزینه کمتر فراهم می آید. این مسیر، بنیان شکل گیری رسانه تاب آوری یا resiliency را محکم تر می کند.


در جمع بندی می توان گفت که رسانه دو ماموریت درهم تنیده دارد: اطلاع رسانی دقیق و تقویت تاب آوری جامعه. این دو وظیفه از هم جدا نیستند، چون خبر درست، آموزش کاربردی، مدیریت هیجان، تقویت اعتماد، گسترش گفت وگو و حفظ امید اجتماعی، همگی اجزای یک منظومه واحد هستند. جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر به رسانه ای نیاز دارد که آگاهی را با مسئولیت اجتماعی همراه کند و در زمان بحران، بخشی از راه حل باشد. رسانه تاب آوری یا resiliency در چنین چشم اندازی معنا می یابد؛ رسانه ای که واقعیت را می گوید، به مردم قدرت فهم و اقدام می دهد، از فرسایش روانی جامعه جلوگیری می کند و بستر بازسازی اجتماعی را فراهم می سازد. هر اندازه این نوع نگاه در نظام رسانه ای تقویت شود، ظرفیت جامعه برای عبور از بحران ها بیشتر خواهد شد و مسیر توسعه پایدار با اطمینان بالاتری ادامه پیدا می کند.