جمال الدین کاظمی گلوردی
1 یادداشت منتشر شدهکاربردهای عملی در روان درمانی اگزیستانسیال (۱)
روان درمانی اگزیستانسیال، بیش از آنکه مجموعه ای از تکنیک های درمانی باشد، یک رویکرد و یک فلسفه درمانی است که بر مواجهه با دغدغه های بنیادین هستی، از جمله مرگ، آزادی، تنهایی و معنا، تمرکز دارد. هدف اصلی این رویکرد، کمک به مراجعان برای زیستن به شیوه ای اصیل تر، مسئولانه تر و معنادارتر، حتی در مواجهه با محدودیت ها و رنج های اجتناب ناپذیر زندگی است. در ادامه به برخی از کاربردهای عملی این دیدگاه در فرآیند درمان پرداخته می شود:
اساس روان درمانی اگزیستانسیال، یک رابطه درمانی اصیل، حاضر و برابر بین درمانگر و مراجع است. درمانگر اگزیستانسیال نه به عنوان یک متخصص که تمام پاسخ ها را می داند، بلکه به عنوان یک "همسفر" (fellow traveler) در کنار مراجع قرار می گیرد و او را در کاوش تجربیات و دغدغه های وجودی اش همراهی می کند. این رابطه، خود به بستری برای تجربه اصالت و مواجهه تبدیل می شود. درمانگر با حضور کامل خود، فضایی امن و قابل اعتماد ایجاد می کند که در آن مراجع می تواند بدون ترس از قضاوت، عمیق ترین اضطراب ها و تردیدهای خود را، از جمله آنچه مربوط به مرگ و فناپذیری است، آشکار سازد.
درمانگران اگزیستانسیال به طور مستقیم، اما با حساسیت و در زمان مناسب، به موضوع مرگ و اضطراب ناشی از آن می پردازند. این کار به معنای افزایش بیمارگونه اضطراب نیست، بلکه هدف، عادی سازی این اضطراب به عنوان بخشی از تجربه انسانی و کمک به مراجع برای درک و پردازش آن است. تکنیک هایی مانند مرور زندگی (life review)، که در آن مراجع به بررسی دستاوردها، شکست ها، روابط و معنای کلی زندگی خود می پردازد، می تواند در این زمینه مفید باشد. گاهی، با احتیاط و با در نظر گرفتن آمادگی مراجع، می توان به او کمک کرد تا مرگ خود را تصور کند و به این بیندیشد که چه میراثی می خواهد از خود به جای بگذارد و اگر زمان محدودی داشت، چگونه زندگی خود را تغییر می داد. این تمرین ها می توانند به شفاف سازی ارزش ها و اولویت ها کمک کرده و انگیزه ای برای زندگی هدفمندتر ایجاد کنند.
درمانگر به مراجع کمک می کند تا بین ترس از فرآیند مردن (مثلا ترس از درد یا از دست دادن کنترل) و اضطراب وجودی عمیق تر در مورد نیستی، زندگی نزیسته یا از دست دادن معنا تمایز قائل شود. با کاوش این اضطراب ها، مراجع می تواند به درک عمیق تری از آنچه واقعا برایش اهمیت دارد، دست یابد و مسئولیت زندگی کردن به شیوه ای هم سوتر با این ارزش ها را بپذیرد.