سرمد ستوار
11 یادداشت منتشر شدهمردان خاموش بحران؛ فرسودگی روانی، فشار معیشتی و گسست حمایت های اجتماعی به عنوان عوامل خطر خودکشی در مردان سرپرست خانوار
وقتی از خودکشی سخن می گوییم، ذهن بسیاری از ما ابتدا به سمت اختلالات روان پزشکی می رود. اما آیا می توان فشارهای اقتصادی، ناامنی شغلی و احساس تنهایی را از این معادله جدا کرد؟ شواهد علمی سال های اخیر نشان می دهند که خودکشی تنها نتیجه یک مشکل فردی نیست، بلکه می تواند بازتاب تعامل پیچیده عوامل روان شناختی، اجتماعی و اقتصادی باشد.
در این میان، مردان سرپرست خانوار به دلیل مسئولیت تامین معاش خانواده و انتظارات فرهنگی مرتبط با نقش «نان آور»، ممکن است در دوره های بحران اقتصادی و اجتماعی با فشارهای مضاعفی روبه رو شوند؛ فشارهایی که گاهی خاموش می مانند، اما آثار عمیقی بر سلامت روان بر جای می گذارند.
فشار اقتصادی و بار سنگین نقش نان آوری
در بسیاری از فرهنگ ها، از جمله جامعه ایران، توانایی تامین نیازهای خانواده همچنان بخشی از هویت اجتماعی مردان تلقی می شود. از دست دادن شغل، کاهش درآمد یا ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای معیشتی خانواده می تواند احساس ناکارآمدی، شرم، درماندگی و ناامیدی را تشدید کند.
پژوهش های مروری و فراتحلیل های اخیر نیز نشان داده اند که بیکاری، درآمد پایین و ناامنی شغلی با افزایش خطر خودکشی، به ویژه در مردان، ارتباط معناداری دارند. همچنین تجربه کشورهای مختلف نشان می دهد که در دوره های رکود اقتصادی، نرخ خودکشی در بسیاری از جوامع افزایش یافته است.
فرسودگی روانی؛ آسیبی که کمتر دیده می شود
فشارهای اقتصادی معمولا تنها به مشکلات مالی محدود نمی شوند. نگرانی مداوم درباره آینده، مسئولیت تامین خانواده و احساس نداشتن کنترل بر شرایط، به مرور منابع روانی فرد را تحلیل می برد و زمینه فرسودگی روانی را فراهم می کند.
فرسودگی روانی با خستگی هیجانی، کاهش توان مقابله، احساس ناتوانی و ناامیدی همراه است و در صورت تداوم، می تواند خطر افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب و افکار خودکشی گرایانه را افزایش دهد.
وقتی حمایت های اجتماعی تضعیف می شوند
یکی از مهم ترین عوامل محافظت کننده در برابر خودکشی، برخورداری از حمایت اجتماعی و عاطفی است. خانواده، دوستان و شبکه های اجتماعی می توانند نقش مهمی در کاهش فشارهای روانی و افزایش تاب آوری ایفا کنند.
با این حال، بسیاری از مردان به دلیل هنجارهای فرهنگی مرتبط با مردانگی، مشکلات روانی خود را کمتر بیان می کنند و دیرتر برای دریافت کمک تخصصی اقدام می کنند. این سکوت، در کنار کاهش حمایت های اجتماعی، ممکن است آنان را در برابر بحران ها آسیب پذیرتر کند.
مردان؛ قربانیان خاموش بحران
در بسیاری از کشورها، مرگ ناشی از خودکشی در مردان بیش از زنان گزارش می شود. پژوهشگران این تفاوت را تنها با عوامل زیستی توضیح نمی دهند؛ بلکه نقش فشارهای اقتصادی، انتظارات اجتماعی، دشواری در درخواست کمک و محدود بودن شبکه های حمایت عاطفی را نیز موثر می دانند.
در شرایطی که جوامع با نااطمینانی های اقتصادی، تنش های اجتماعی یا بحران های منطقه ای روبه رو هستند، توجه به سلامت روان مردان سرپرست خانوار اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا آنان علاوه بر مدیریت فشارهای شخصی، مسئولیت حمایت از خانواده را نیز بر دوش دارند.
راهکارها
پیشگیری از خودکشی در مردان سرپرست خانوار نیازمند نگاهی چندبعدی است. توسعه حمایت های اقتصادی و شغلی، افزایش دسترسی به خدمات سلامت روان، آموزش مهارت های مقابله ای، کاهش انگ مراجعه به روان شناس و تقویت شبکه های حمایت اجتماعی، از مهم ترین اقداماتی هستند که می توانند خطر خودکشی را کاهش دهند.
همچنین ضروری است سیاست گذاران، سلامت روان مردان را به عنوان یکی از اولویت های کمتر دیده شده سلامت عمومی در برنامه های پیشگیری از خودکشی مورد توجه قرار دهند.
جمع بندی
خودکشی را نمی توان تنها از دریچه اختلالات روانی بررسی کرد. فشارهای معیشتی، فرسودگی روانی، انزوای اجتماعی و ضعف حمایت های عاطفی نیز می توانند در افزایش آسیب پذیری افراد، به ویژه مردان سرپرست خانوار، نقش داشته باشند.
اگر شواهد علمی بر اهمیت این عوامل تاکید دارند، شاید زمان آن رسیده باشد که سلامت روان مردان را نه صرفا یک مسئله فردی، بلکه بخشی از سیاست های اجتماعی، اقتصادی و سلامت عمومی بدانیم.
نظر شما چیست؟ آیا در جامعه امروز، حمایت از سلامت روان مردان سرپرست خانوار به اندازه کافی مورد توجه قرار گرفته است؟ تجربه ها و دیدگاه های شما می تواند به غنای این گفت وگوی علمی کمک کند.