پروین علی پور
دکتری جامعه شناسی، عضو هیات علمی موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
1 یادداشت منتشر شدهطرد اجتماعی و جنبش طردشدگان
طرد اجتماعی[1] بازتابی از جامعهای ناعادلانه، نابرابر و تبعیضآمیز است آن مجموعه پیچیده و پویایی از فرآیندها و روابط است که افراد یا گروهها را از دسترسی به منابع، مشارکت در جامعه و استیفای حقوق خود باز میدارد. طرد اجتماعیبه توصیف این مسئله میپردازد که چگونه گروه(هایی) از مردم از فعالیتهای عادی جامعه خود به طرق مختلف طرد میشوند. طردشدگان اجتماعی در گذر زمانهای بیتوجهی بدانها در نهایت یک گروه اجتماعی را تشکیل میدهند و این قرابت گروهی خاصه در نارضایتی، میتواند منبع نیرومندی برای بسیج و به پشتوانه آن شکلگیری اعتراضات و جنبشهای اجتماعی شود. اعتراضات برآمده از طرد معمولاً به درگیریهای خشونتآمیز منجر میشود (استوارت، 2017) چرا که بسیج مسالمتآمیز ممکن است اولین گام باشد، مانند راهپیمایی، اعتصاب و تظاهرات. اما اگر آنها تأثیری نداشته باشند، یا اگر دولتها به چنین اعتراضهایی واکنش خشونتآمیز نشان دهند و اگر گروهها احساس کنند جایگزینی وجود ندارد، به احتمال زیاد به درگیری خشونتآمیز متوسل میشوند (وزارت توسعه بینالمللی بریتانیا، 2005) و این دلیل محکمی است که طرد اجتماعی باید همواره بخش مهم هر سیاست توسعهای مرتبط با توسعه و رفاه باشد زیرا که تضادها و درگیریهای خشونتآمیز یکی از عوامل اصلی سقوط در برنامههای اقتصادی و اجتماعی است و آن منجر به رشد پایین و توسعه انسانی ضعیف میشود. این فرایند به احتمال زیاد در جایی که طرد اقتصادی با طرد سیاسی همراه است، بیشتر نمود پیدا میکند. همچنین طرد اجتماعی منجر به حمایت سیاسی از احزاب و گروههای افراطی میشود (فالک و همکاران، 2011) علاوه بر این، طرد اجتماعی نه تنها ممکن است بر نسل فعلی تأثیر بگذارد، بلکه ممکن است به نسل بعدی نیز منتقل شود (ماشین، 1998). به این مسائل احساس تحقیر اجتماعی[2] برآمده از طرد را نیز باید اضافه کرد که در اثر تعاملات نابرابر با نهادها و سازمانها بر افراد عارض میشود. در اهمیت احساسات باید توجه داشت که حتی مارکس و انگلس که در نظر داشتند یک نظریه صرفاً ساختاری داشته باشند، احساسات را در تنشهای طبقاتی و همبستگی طبقات شورشی دخیل کردند و به گفته کالینز (1990) آنچه که تضاد را بسیج میکند، انرژی گروههای بسیج شده احساسات هستند (شف، 2000: 84). نکته قابل تأمل این است که فرهنگ عاطفی شبیه یک عادت است، یک محیط فرهنگی و اجتماعی تجسمیافته که احساس و عمل را شکل میدهد. کنش پراکتیکال فرهنگ عاطفه را فعال میکند و توسط آن هدایت میشود. عواطف، از جمله احساساتی همچون طرد و تحقیر کنش جمعی و جنبشهای اجتماعی را شرط و همراهی میکنند (یانگ، 2007). از این رو، از منظر سیاستگذاری، درک مکانیسمهای پشت ارتباط بین طرد اجتماعی و اعتراضات مهم است. اگر بخواهیم بهگونهای مؤثر با آن مقابله کنیم، باید تشخیص دهیم که این مشکل کجاست، آن را بهتر درک کنیم و راههای مختلفی را برای غلبه بر آن پیدا کنیم.
در این میان آنچه بایسته توجه است این است که ریشه اصلی هر نوع طردی، فقدان قدرت[3] یا روابط نابرابر قدرت است. به سخن دیگر بیقدرتی در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از عوامل اصلی طردشدگی انسانهاست.
با رصد اعتراضات اخیر در ایران میتوان ادعا کرد که همیشه پای یک عامل در میان است: طرد شدگی. معترضانی که به طور کامل یا جزئی از مشارکت کامل در زندگی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی طرد شدهاند. از این رو با روگردانی از تحلیلهای نسلی، میتوان عنوان «جنبش طردشدگان» را به جنبشهای اخیر شکلگرفته در ایران اطلاق کرد. چرا که به نظر میرسد در همبستگی طردشدگی اجتماعی و جنبشها و اعتراضات اجتماعی «سن» را نمیتوان بهعنوان میانجی در نظر گرفت.
در این بین طرد شدگی اقتصادی که در بیکاری و عدممشارکت اقتصادی متجلی است پررنگتر از دیگر بیقدرتیهاست. طرد شدن از شغل ممکن است منجر به بیگانگی از جامعه شود (بولر و همکاران، 2017 نقل شده در پوهلان،2019: 274). باید توجه داشت که اشتغال فقط به درآمد مربوط نمیشود، بلکه در مورد شبکههای اجتماعی، و نیز احساس خودارزشمندی مطرح هست و اینکه بیکاران از مشارکت در فعالیتهای عادی جامعه «حذف» میشوند نیز قابل طرح هست (سعیث، 2001). از این روست که در برخی رویکردهای طرد اجتماعی، اشتغال کم و بیش مترادف با شمول تلقی میشود (بیلی،2017: 160). بنا به گزارش اکو ایران (1401)نرخ بیکاری از 8/8 درصد در بهار 1400 به 2/9 درصد در بهار 1401 افزایش یافته است، بر این اساس تعداد کل بیکاران کشور در بهار امسال نسبت به بهار سال گذشته از 2 میلیون و 291 هزار نفر به 2 میلیون و 399 هزار نفر افزایش یافته است. همچنین در بهار امسال نرخ مشارکت اقتصادی 9/40 درصد به ثبت رسیده است که نسبت به این عدد در بهار سال قبل نیم درصد کاهش داشته است. از منظر اقتصاد کلان همزمان شدن کاهش نرخ مشارکت اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری به معنی بدتر شدن بازار کار و اشتغال است. به بیان دیگر در بهار امسال علاوه بر اینکه عدهای از پیدا کردن شغل ناامید شدهاند و از بازار کار خارج شدهاند، به تعداد بیکاران نیز نزدیک به 100 هزار نفر افزوده شده است. در مسئله مشارکت اقتصادی نیز نابرابری جنسیتی مشهود است بنا به همین گزارش، از نزدیک به 26 میلیون جمعیت فعال اقتصاد کشور که در بهار 1401 تمایل به کار کردن داشتهاند، نزدیک به 17 درصد از این تعداد سهم زنان است که نشاندهنده نقش کمرنگ زنان در بازار کار ایران است. وضعیت در سهم زنان از تعداد بیکاران و شاغلین کل بدتر نیز است به گونهای تنها حدود 15 درصد شاغلین کشور را زنان تشکیل می دهند. این امر نشاندهنده وضعیت نامناسب زنان در بازار کار کشور است و شاید از این روست که زنان بهویژه زنان تحصیلکرده احساس طرد شدگی بیشتری نسبت به مردان دارند و پیشقراولان جنبش طردشدگان هستند.
در رخداد طرد سیاسی «بیتفاوتی سیاسی» بروز میکند چرا که پدیده نقطه مقابل مشارکت سیاسی که شمول سیاسی را در بردارد، بیتفاوتی سیاسی است که در اکثر کشورهای با ساختار دموکراتیک، بهمثابه مسئله اجتماعی تلقی میشود؛ چرا که هرآیینه ممکن است عمومیت پیدا کرده و مشروعیت ساختار سیاسی را به چالش بکشد. بیتفاوتی سیاسی ایرانیان در انتخابات ریاست جمهوری 1400 خود را نشان داد به طوری که مشارکت مردم در این انتخابات ۴۸ درصد و رایهای باطله ۱۳ درصد بوده که پایینترین میزان مشارکت و بالاترین میزان رایهای باطله در تاریخ انتخاباتهای ریاستجمهوری ایران بودهاست. چرا که مردم تصور میکنند رای دادن؛ بیشترین سهم آنان از سیاست است و آنها به کل از عرصه سیاسی و تأثیرگذاری در آن محروم هستند و خواستهها و مطالبات آنان از سوی سیاستمداران منتخب بههیچ انگاشته میشود و از این روست که دیگر صندوق رأی برای آنان مجذوبتی نداشته و خیابان را برای پیگیری و ستاندن مطالبات خود انتخاب میکنند.
«نداشتن حق انتخاب» یکی دیگر از عرصههای طرد شدگی ایرانیان است. گزینههای انتخاب بر اساس ایدئولوژی حاکم دستچین و عرضه میشوند از این روست که ایرانیان با محدودیت انتخاب مواجهاند و این مسئله در عرصه اجتماعی و فرهنگی بیشتر نمود پیدا کرده و نمایان است. بهعنوان مثال سبکهای متفاوت زندگی خیلی به رسمیت شناخته نمیشوند و مدل رایج سیاستگذاری اجتماعی «همانندسازی» است و این سیاستی است که حاکمیت برای از بین بردن تفاوتهای هویتی گروههای مختلف اجتماعی و یکسانسازی بر مبنای هویت اسلامی برساخته خود، در پیش گرفته و در این میان نفی و طرد «دیگری» بسیار مشهود است. مسئله پوشش از این نوع است و موضوع نزاع، درگیری و خشونت شده است. و در این میان تحقیر متفاوتان و «دیگر»ان به انحای مختلف زمینه را برای طغیان اجتماعی فراهم آورده و این همان احساس تحقیر زنان و طغیان بعد آن است که در جنبش حاضر قابل مشاهده است.
با تأمل در مفهوم طرد اجتماعی و نقش آن در اعتراضات و فکتهای مورد اشاره و با توجه به اینکه طرد اجتماعی فرآیند چند بعدی پویایی است که در آن کمبودهای مختلف یکدیگر را تقویت میکنند؛ لازم است سیاستمداران بهعنوان صاحبان بیشترین قدرت؛ خود را از بیانگیزگی و بیارادگی برای گشودگی و شمولیت و رفع انسدادهای سیاسی و اجتماعی رهانیده و مردم به اطلاق «ملت» و «شهروند» را به رسمیت بشناسند. همچنین به توزیع متعادل قدرت در میان نیروهای اجتماعی سخت اندیشیده و به توانمندی و قدرتمندی همهجانبه اقشار مختلف مردم مبادرت ورزند که اگر چنین نشود ادامه وضعیت موجود حاصلی جز فروپاشی اجتماعی نخواهد داشت.
منابع
اکو ایران (1401)، آمارهای اشتغال: https://ecoiran.com
Department for International Development (2005), Reducing poverty by tackling social exclusion, https://www2.ohchr.org/english/issues/development/docs/socialexclusion.pdf
Falk, A. Kuhn, J. Zweimüller (2011), Unemployment and right-wing extremist crime. Scand. J. Econ., 113 (2) (2011), pp. 260-285
Machin, S. (1998), Childhood disadvantage and intergenerational transmissions of economic status. Atkinson A.B., Hills J. (Eds.), Exclusion, Employment and Opportunity, CASE Paper 4, London (1998), pp. 1-20.
Pohlan, L. (2019), Unemployment and social exclusion. Journal of Economic Behavior & Organization. Volume 164: 273-299.
Saith, R (2001), Social Exclusion: the Concept and Application to Developing Countries. QEH Working Papers qehwps72, Queen Elizabeth House, University of Oxford.https://ideas.repec.org/p/qeh/qehwps/qehwps72.html
Scheff, Thomas. J (2000). Shame and the Social Bond: A Sociological Theory, Sociological Theory. Volume 18 Issue 1: 84–99.
Stewart, F (), Social exclusion and conflict: analysis and policy implications, Centre for Research on Inequality, Human Security and Ethnicity, CRISE Queen Elizabeth House, University of Oxford
Un women (2023). Economic empowerment. https://www.unwomen.org/en/what-we-do/economic-empowerment.
UNITED NATIONS Program (2020), Human Development Report
World Economic Forum (2021), the Global Gender Gap Report
Yang, Guobin (2007), emotions and social lmovements, https://www.unige.ch/sciences-societe/socio/files/7714/0533/5986/Yang_2007.pdf
Bailey, N. (2017) Employment, poverty and social exclusion, in Bramley, G. and Bailey, N. (eds) Poverty and social exclusion in the UK: volume 2 - the dimensions of disadvantage, 159-178. Bristol: Policy Press.