علل کاهش مقبولیت دولت ها: آسیب شناسی ناکارآمدی حکمرانی در ترازوی اعتماد عمومی

24 خرداد 1405 - خواندن 2 دقیقه - 43 بازدید

 در ادبیات دانش حکمرانی، مقوله «مقبولیت» دولت ها نه صرفا یک مفهوم سیاسی، بلکه پیوندی تنگاتنگ با «کارآمدی نهادی» و «سرمایه اجتماعی» دارد. دولت هایی که در تبیین و اجرای سیاست های کلان خود دچار ناکارآمدی می شوند، به طور طبیعی با بحران فرسایش اعتماد مواجه می گردند. در تحلیل علمی این پدیده، نخستین عامل کاهش مقبولیت، شکاف بنیادین میان «تصمیم سازی بروکراتیک» و «واقعیت های زیست اجتماعی» است. هنگامی که نخبگان حاکم از درک چالش های ملموس جامعه (نظیر بحران های معیشتی و ناپایداری های اقتصادی) باز می مانند، مشروعیت کارکردی آنان به شدت تضعیف می شود.

دومین عامل در این زنجیره ی ناکارآمدی، «فقدان شفافیت پاسخ گو» است. در حکمرانی های موفق، فرآیندهای تصمیم گیری شفاف بوده و دولت نسبت به پیامدهای سیاست های خود احساس مسئولیت می کند؛ حال آنکه در دولت های ناکارآمد، اغلب شاهد گریز از پاسخ گویی، توجیه خطاهای مدیریتی و عدم استفاده از نظرات کارشناسی مستقل هستیم. این رویکرد، بستر را برای رشد نارضایتی های پنهان فراهم می آورد. سومین عامل، «ضعف در تخصیص بهینه منابع و توزیع ناعادلانه فرصت ها» است؛ وضعیتی که در آن فقدان عدالت ساختاری، احساس بی عدالتی اجتماعی را در لایه های مختلف جامعه تشدید می کند.

افزون بر این، در جوامع مدرن، «ارتباطات راهبردی» نقشی حیاتی در حفظ مقبولیت ایفا می کند. دولت های ناکارآمد، با اتخاذ رویکرد های تک گویانه و ناتوانی در اقناع افکار عمومی، پیوند میان حاکمیت و جامعه مدنی را گسسته و جامعه را به سمت بی اعتمادی سیستماتیک سوق می دهند. بنابراین، ناکارآمدی، پدیده ای تک بعدی نیست، بلکه معلول پیوند نامبارک ضعف برنامه ریزی، عدم انعطاف پذیری نهادی و فاصله گرفتن از اصول حکمرانی خوب (Good Governance) است. برای بازگرداندن مقبولیت، تنها راهکار علمی، اصلاح ساختارهای تصمیم گیری، استقرار سازوکارهای نظارتی مستقل و نهادینه سازی پاسخ گویی شفاف است. حکمرانی پایدار، بیش از آنکه بر قدرت اجرایی تکیه داشته باشد، بر اعتماد متقابل دولت و ملت استوار است؛ اعتمادی که تنها در سایه ی کارآمدی مشهود و عدالت توزیعی عادلانه تبلور می یابد.

کلمات کلیدی: مقبولیت سیاسی، حکمرانی خوب، اعتماد عمومی، کارآمدی نهادی، پاسخ گویی شفاف، سرمایه اجتماعی، عدالت توزیعی، آسیب شناسی سیاسی.