آسیب شناسی عدول از گزارش های بازرسی بر اعتماد عمومی و اقتدار سازمانی

18 خرداد 1405 - خواندن 6 دقیقه - 67 بازدید



سازمان های نظارتی، به عنوان چشم بینای حاکمیت و پناهگاه شهروندان در برابر تخلفات و مفاسد شناخته می شوند. اعتبار این سازمان ها وام دار «ثبات»، «قاطعیت» و «صحت» گزارش ها و آرایی است که صادر می کنند. با این حال، پدیده ای حقوقی و اداری تحت عنوان «عدول از رای یا گزارش بازرسی» وجود دارد که اگرچه در مواردی برای احقاق حق و تصحیح اشتباهات ناگزیر است، اما تکرار یا بی مبنا بودن آن، آسیب های عمیقی به بدنه نظارت وارد می کند. این یادداشت به واکاوی پیامدهای منفی این پدیده بر دو رکن «اعتماد عمومی» و «اقتدار سازمانی» می پردازد.

بخش اول: تاراج اعتماد عمومی و مشروعیت اجتماعی

اعتماد عمومی، سرمایه نمادین نظام های اداری است. پدیده عدول مکرر یا شبهه برانگیز از گزارش های بازرسی، این سرمایه را از سه مسیر عمده تخریب می کند:

۱. شکل گیری شائبه فساد و مصلحت گرایی سیاسی

زمانی که یک نهاد بازرسی پس از بررسی های دقیق، گزارشی مبنی بر وقوع تخلف یا جرم صادر می کند اما مدتی بعد از آن عدول می نماید، ذهن جامعه به سمت سناریوهای پشت پرده متمایل می شود. افکار عمومی این بازگشت از نظر را ناشی از «فشارهای سیاسی»، «توصیه های سفارشی» یا «معاملات پشت پرده» قلمداد می کند. در چنین بستر روانی، فلسفه وجودی نهاد نظارتی که باید مستقل باشد، در نظر مردم زیر سوال می رود.

۲. احساس بی پناهی حقوقی و ناامنی شهروندان

شاکیان، افشاگران فساد (سوت زن ها) و شهروندانی که به امید تظلم خواهی به سازمان های بازرسی مراجعه می کنند، نیازمند یک تکیه گاه مستحکم هستند. وقتی رای یا گزارش نظارتی که به نفع حق و عدالت صادر شده، به سادگی دچار عدول و تغییر می شود، شهروندان دچار نوعی سرخوردگی حقوقی می شوند. این حس که «حتی نظارت هم ثبات ندارد»، انگیزه جامعه را برای گزارش تخلفات و همکاری با نهادهای بازرسی به شدت کاهش می دهد.

۳. ترویج نیهیلیسم (پوچ گرایی) اداری

وقتی عالی ترین مراجع بازرسی از مواضع و گزارش های رسمی خود عقب نشینی کنند، جامعه به این نتیجه می رسد که ضوابط اداری، خطوطی لرزان و سلیقه ای هستند. این پدیده به بازتولید این باور غلط در جامعه کمک می کند که در نظام اداری، ضابطه فاقد ارزش است و رابطه و قدرت، حرف آخر را می زنند.

بخش دوم: فرسایش اقتدار سازمانی و تضعیف بدنه نظارت

علاوه بر ابعاد اجتماعی، عدول از گزارش ها ضربه ای کاری به ساختار داخلی، هویت حرفه ای و قدرت نافذ سازمان بازرسی وارد می سازد:

۱. لوث شدن ارزش کار کارشناسی و تضعیف انگیزه بازرسان

پشتوانه هر گزارش بازرسی، ساعت ها ممیزی، سندرسی و کار کارشناسی است. وقتی لایه های مدیریتی یا مراجع عالی بدون دلایل قاطع حقوقی، روی گزارش بازرس خط بطلان می کشند و از آن عدول می کنند، انگیزه و جسارت حرفه ای بازرسان سرکوب می شود. بازرسان در پرونده های بعدی ترجیح می دهند به جای کشف حقیقت، گزارش هایی خنثی، مبهم و بی خطر بنویسند تا بعدا مجبور به عقب نشینی نشوند؛ پدیده ای که به آن «محافظه کاری نظارتی» می گویند.

۲. کاهش قدرت بازدارندگی سازمان در برابر متخلفان

اقتدار یک نهاد نظارتی به این است که متخلفان از نام و گزارش آن واهمه داشته باشند. اگر مدیران متخلف و دستگاه های تحت نظارت بدانند که گزارش های بازرسی قطعی نیستند و می توان با لابی گری، جنجال رسانه ای یا فشار اداری، سازمان را به «عدول» واداشت، دیگر تره هم برای هشدارهای نظارتی خرد نخواهند کرد. در واقع، عدول بی مبنا، سیگنال ضعف به متخلفان ارسال می کند.

۳. تزلزل حرفه ای و فرسایش حقوقی دستگاه نظارت

سازمانی که مدام از نظرات خود برمی گردد، به عنوان سازمانی «غیرحرفه ای»، «عجول» و «فاقد تخصص کافی» در نظام حکمرانی شناخته می شود. این وضعیت، وزن و جایگاه سازمان بازرسی را در تعامل با سایر قوا (قوه مجریه و قضاییه) تضعیف کرده و اعتبار حقوقی مکاتبات و گزارش های آن را در محاکم دادگستری از بین می برد.

نتیجه گیری و ارائه راهکار

عدول از رای یا گزارش بازرسی، تیغ دو دمی است که اگرچه برای اصلاح خطاهای احتمالی طراحی شده، اما استفاده نامتوازن و مبهم از آن، ساختار نظارت را از درون تهی می کند. برای جلوگیری از آسیب های ذکر شده، نظام های اداری باید به سمت «سخت گیرانه کردن فرایند عدول» حرکت کنند.

اگر قرار است از گزارش یا رایی عدول شود، این اقدام نباید به صورت فردی یا در اتاق های بسته صورت گیرد؛ بلکه باید:

  1. صرفا بر اساس کشف ادله مادی و ملموس جدید باشد، نه تغییر تفسیر حقوقی.
  2. در یک هیئت عالی تخصصی و چندجانبه (شامل بازرسان ارشد و قضات مستقل) بررسی و تصویب شود.
  3. دلایل عدول به صورت شفاف و مکتوب در پرونده ثبت و در صورت لزوم برای ذینفعان تبیین شود تا جلوی شایعات گرفته شود.

تنها از این طریق است که می توان مرز میان «انعطاف عدالت خواهانه» و «عقب نشینی مصلحت گرایانه» را حفظ کرد و اقتدار سازمان و اعتماد جامعه را نجات داد.