گردشگری تمدنی کویر؛ بازخوانی یک ظرفیت فراموش شده

17 خرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 228 بازدید

گردشگری تمدنی کویر؛ بازخوانی یک ظرفیت فراموش شده علی اکبر بنی اسدی / دکترای تخصصی گردشگری

کافی است یک شب در سکوت کویر بایستید؛ جایی میان آسمان پرستاره و زمین خاموش، جایی که باد بر دیواره های خشتی شهری قدیمی می وزد و ردپای کاروان هایی را یادآوری می کند که روزگاری از قلب ایران عبور می کردند. در همان سکوت شبانه، چشم دوختن به آسمانی که در کمتر نقطه ای از جهان چنین شفاف و پرستاره دیده می شود، خود بخشی از تجربه منحصربه فرد کویر است؛ تجربه ای که از دیرباز با دانش نجوم، جهت یابی کاروان ها و فهم زمان و فصل در سرزمین های خشک پیوند داشته است. شاید بزرگ ترین سوءبرداشت ما درباره کویر این باشد که آن را «فضایی خالی» تصور می کنیم؛ حال آنکه کویر ایران سرزمین تراکم تجربه های تمدنی است؛ جغرافیایی که آب، معماری، تجارت، دانش بومی، نجوم و فرهنگ را در سخت ترین شرایط به هم پیوند زده است.

در چنین بستری، مفهوم «گردشگری تمدنی» اهمیت می یابد. گردشگری تمدنی را می توان نوعی از گردشگری دانست که فراتر از بازدید صرف از جاذبه ها، بر فهم روایت شکل گیری یک تمدن، شیوه زیست، دانش بومی، نظام های اجتماعی، الگوهای سکونت و تجربه تاریخی یک سرزمین تمرکز دارد. برخلاف گردشگری فرهنگی که غالبا بر مشاهده میراث، آیین ها یا بناهای تاریخی متمرکز است، گردشگری تمدنی بر درک «منطق شکل گیری زندگی» در یک سرزمین استوار است؛ اینکه انسان چگونه توانسته در دل محدودیت ها، الگوهای بقا، تولید، تجارت و زیست پایدار خلق کند. از این منظر، کویر ایران کتابی زنده برای فهم تمدن ایرانی است. بخش مهمی از این روایت تمدنی، در پیوند با مسیرهای تاریخی جاده ابریشم معنا پیدا می کند. برخلاف تصور رایج، جاده ابریشم صرفا یک مسیر تجاری نبود؛ شبکه ای تمدنی بود که از دل بسیاری از پهنه های کویری ایران عبور می کرد و شهرهای کویری را به کانون هایی برای تبادل کالا، فرهنگ، اندیشه، زبان، فناوری و حتی دانش نجوم تبدیل می ساخت. کاروان هایی که از این مسیرها عبور می کردند، در کنار ابریشم و ادویه، روایت ها، ایده ها و شیوه های زیست را نیز جابه جا می کردند.

با این حال، گردشگری کویر در ایران طی سال های اخیر بیشتر با تصویر رصد ستارگان، آفرود، کمپینگ یا اقامتگاه های بوم گردی شناخته شده است. بی تردید، آسمان تاریک و کم نظیر کویر ایران ظرفیتی ممتاز برای گردشگری نجومی و رصد آسمان شب محسوب می شود و می تواند علاقه مندان بسیاری را جذب کند. در بسیاری از کشورها، گردشگری مبتنی بر «آسمان تاریک» به یکی از الگوهای نوظهور توسعه پایدار گردشگری تبدیل شده است؛ الگویی که بر حفاظت از محیط طبیعی و خلق تجربه های آرامش بخش استوار است. اما این تجربه ها، هرچند ارزشمند، تنها بخشی از ظرفیت واقعی کویر را بازنمایی می کنند. پرسش مهم تر آن است که آیا توانسته ایم کویر را به عنوان یک «میراث تمدنی» معرفی کنیم؟ آیا گردشگر داخلی و خارجی می داند که بسیاری از شهرهای کویری ایران حاصل قرن ها دانش بومی برای بقا، مدیریت آب و همزیستی با طبیعت سخت بوده اند؟

اگر از منظر گردشگری تمدنی به موضوع نگاه کنیم، کویر ایران روایتی زنده از سازگاری انسان با کم آبی و محدودیت های محیطی است. از دل کویر مرکزی ایران تا حاشیه های دشت کویر، شبکه ای از شهرها، آب انبارها، قنوات، بازارها، بادگیرها، باغ های ایرانی، کاروانسراها و مسیرهای تاریخی شکل گرفته که هرکدام بخشی از داستان تمدنی ایران را روایت می کنند. آیین های بومی، خوراک سنتی، کشاورزی در اقلیم خشک، صنایع دستی و حتی الگوهای معماری خشتی نیز در این روایت جای دارند. شهرهای کویری همچون سمنان، یزد، طبس، دامغان، نائین و کاشان تنها مقصدهای تاریخی نیستند؛ آن ها «آزمایشگاه های تمدنی» اند؛ نمونه هایی زنده از اینکه چگونه جامعه ای توانسته در اقلیمی سخت، نظام زندگی پایدار خلق کند.

در این میان، کاروانسراها جایگاهی فراتر از یک بنای تاریخی دارند. آن ها زیرساخت های ارتباطی تمدن ایران بوده اند؛ مکان هایی برای تبادل کالا، فرهنگ، زبان و اندیشه. کاروانسرای قصر بهرام در نزدیکی سمنان، واقع در قلب پارک ملی کویر، نمونه ای کم نظیر از این میراث است؛ بنایی سنگی و باشکوه که زمانی محل استراحت کاروان های عبوری در مسیرهای تجاری بوده و امروز می تواند به یکی از مهم ترین نقاط تجربه محور گردشگری تمدنی بدل شود. تصور کنید گردشگری که شب را در سکوت کویر، زیر آسمان پرستاره و در فضایی تاریخی سپری می کند، همزمان درباره مسیرهای جاده ابریشم، شیوه های تامین آب، دانش ستاره شناسی در سفرهای کاروانی و سبک زیست در اقلیم خشک روایت می شنود؛ این دیگر صرفا سفر نیست، بلکه تجربه ای از فهم تمدن است. در واقع، بسیاری از کاروانسراهای کویری ایران را می توان ایستگاه های تمدنی جاده ابریشم دانست؛ فضاهایی که در آن ها، سفر مواجهه ای میان فرهنگ ها و دانش های گوناگون شکل می گرفت. از این منظر، احیای کاروانسراها جدا از حفاظت از بنا ، بازآفرینی بخشی از حافظه تمدنی ایران در مسیرهای تاریخی جاده ابریشم است.

اما مسئله تنها میراث فرهنگی نیست؛ موضوع توسعه نیز هست. گردشگری تمدنی کویر می تواند به احیای اقتصاد محلی کمک کند؛ از رونق اقامتگاه های بومی و بازار صنایع دستی تا ایجاد اشتغال برای جوانان محلی به عنوان راهنمایان روایت گر، مربیان نجوم، راهبران مسیرهای طبیعت گردی و ارائه دهندگان خوراک سنتی. در بسیاری از مناطق کویری که با کاهش جمعیت یا مهاجرت مواجه اند، چنین رویکردی می تواند به باززنده سازی اقتصاد محلی و حفظ سرمایه های فرهنگی کمک کند.

در عین حال، باید به یک خطر جدی نیز توجه داشت: یکنواخت سازی تجربه کویر. امروز در برخی مناطق، تجربه گردشگری کویری به مجموعه ای مشابه از آفرود، کمپینگ، موسیقی شبانه و اقامت محدود شده است؛ تجربه ای که گاه تفاوت میان کویرهای ایران را کم رنگ می کند. اگر روایت تمدنی جایگزین نشود، بیم آن می رود که کویر ایران به تجربه ای تکراری و فاقد هویت محلی فروکاسته شود؛ درحالی که هر پهنه کویری ایران روایت خاص خود را از آب، معماری، معیشت و تاریخ دارد.

از سوی دیگر، کویر تنها میراث گذشته نیست؛ می تواند آزمایشگاه آینده ایران نیز باشد. در عصر تغییرات اقلیمی و بحران آب، شهرهای کویری ایران صرفا کلاس های زنده ای برای فهم تاب آوری، مدیریت منابع، صرفه جویی و سازگاری با اقلیم به شمار می روند. جهانی که با کمبود آب و چالش های زیست محیطی روبه روست، بیش از گذشته به تجربه های مبتنی بر دانش بومی و زیست پایدار توجه نشان می دهد. این دقیقا همان نقطه ای است که کویر ایران می تواند حرفی برای گفتن داشته باشد.

تپه های میرک سمنان با قدمت بیش از 63 هزار سال بزرگترین محوطه روباز پارینه سنگی ایران


با این حال، چنین ظرفیتی هنوز به یک جریان ملی در گردشگری تبدیل نشده است. بخشی از پاسخ را باید در نگاه جزیره ای به توسعه گردشگری جست وجو کرد. کویر غالبا یا به عنوان مقصد ماجراجویی دیده شده، یا صرفا فضایی طبیعی و نهایتا محلی برای رصد ستارگان. کمتر به طراحی «مسیرهای گردشگری تمدنی کویر» اندیشیده ایم؛ مسیرهایی که شهرهای کویری، کاروانسراها، میراث آب، جاذبه های نجومی، آیین های محلی، خوراک سنتی و صنایع دستی را در قالب یک روایت منسجم به هم متصل کنند.

ضعف زیرساخت های دسترسی، نبود روایت گری حرفه ای، کمبود اقامتگاه های متناسب با استانداردهای گردشگری فرهنگی و فقدان یک برند ملی برای گردشگری کویری نیز از دیگر چالش هاست. از سوی دیگر، توسعه بی ضابطه می تواند به تخریب محیط طبیعی، آلودگی نوری آسمان شب و آسیب به میراث فرهنگی منجر شود؛ موضوعی که ضرورت مدیریت پایدار گردشگری کویر را دوچندان می کند.

شاید زمان آن رسیده باشد که وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با همکاری دانشگاه ها، مدیریت های محلی و بخش خصوصی، طراحی «مسیرهای گردشگری تمدنی کویر ایران» را به عنوان یک برنامه ملی در دستور کار قرار دهد؛ مسیری که در آن، کویر بستری برای فهم ایران باشد.

اگر تمدن ایرانی در بسیاری از لایه های خود در دل کویر شکل گرفته، چرا کویر هنوز در ذهن ما بیشتر یک «فضای عبوری» است تا «روایتی برای فهم ایران»؟ شاید پاسخ به این پرسش، آینده ای تازه برای شهرهای کویری و میراث خاموش آن ها رقم بزند.