📕🛑یادگیری فعال و مرز میان مدرسه و دانشگاه: از دانش آموز هدایت پذیر به دانشجو خودراهبر در آموزش نوین📕🛑

16 خرداد 1405 - خواندن 3 دقیقه - 165 بازدید

یادگیری فقط حفظ کردن درس ها و بازگو کردن آن ها نیست. انسان زمانی واقعا یاد می گیرد که بتواند از اطلاعات، معنا بسازد؛ یعنی آنچه رامی شنود، با تجربه های قبلی خود پیوند بزند، درباره اش فکر کند و در موقعیت های واقعی از آن استفاده کند. از این زاویه، یادگیری یک فرآیندزنده و پویاست، نه یک کار مکانیکی و تکراری. به همین دلیل است که دو نفر ممکن است یک مطلب را بخوانند، اما تنها یکی از آن ها به فهم عمیقبرسد.

در این میان، تفاوت دانش آموز و دانشجو فقط در نام و مقطع تحصیلی خلاصه نمی شود. دانش آموز معمولا در فضایی قرار دارد که مسیریادگیری برای او از پیش طراحی شده است؛ او باید پایه ها را بیاموزد، نظم فکری پیدا کند و مهارت های اولیه را در خود تقویت کند. اما دانشجووارد مرحله ای می شود که در آن دیگر کافی نیست فقط منتظر آموزش بماند. او باید خودش جست وجو کند، سوال بپرسد، مقایسه کند، نقد کند واز دل اطلاعات، فهم تازه ای به دست آورد. به زبان ساده، دانش آموز بیشتر یادگیرنده ای است که هدایت می شود، اما دانشجو باید کم کم بهیادگیرنده ای تبدیل شود که خودش مسیر را پیدا می کند.

این تفاوت، یک تفاوت ظریف اما بسیار مهم است. در مدرسه، آموزش بیشتر بر پایه آموختن مبانی و شکل گیری عادت های درست یادگیری است. اما در دانشگاه، هدف این است که فرد فقط دانا نباشد، بلکه اندیشمند شود. یعنی بتواند از دانسته های خود برای تحلیل مسئله، حل چالش ها وحتی تولید ایده های تازه استفاده کند. اگر دانشجو همچنان با همان نگاه دانش آموزی وارد دانشگاه شود و فقط منتظر بماند که استاد همه چیزرا آماده در اختیارش بگذارد، بخش بزرگی از فرصت رشد را از دست می دهد.

از طرف دیگر، نقش استاد هم در این مسیر تغییر می کند. استاد دیگر فقط کسی نیست که مطالب را منتقل می کند؛ او بیشتر به یک راهنماشباهت دارد، کسی که مسیر فکر کردن را نشان می دهد، پرسش های درست مطرح می کند و دانشجو را به سمت استقلال فکری می برد. درحقیقت، آموزش خوب آن نیست که ذهن ها را از اطلاعات پر کند، بلکه آن است که ذهن ها را به حرکت درآورد.

شاید بتوان گفت دانش آموز برای ورود به جهان دانش آماده می شود، اما دانشجو باید در این جهان قدم بزند، تجربه کند و سهمی در ساختن آنداشته باشد. یادگیری در سطح دانشگاهی، زمانی ارزشمند است که فرد از مرحله دریافت عبور کند و به مرحله تحلیل، انتخاب و تولید برسد. اینهمان نقطه ای است که آموزش از یک وظیفه معمولی، به یک تجربه رشد تبدیل می شود.

اگر بخواهم این را در یک جمله خلاصه کنم، می گویم: دانش آموز می آموزد تا بداند، اما دانشجو می آموزد تا بیاندیشد و بیافریند.