از تربیت فردی تا سلامت ساختاری
پارادوکس تخصص و هوای نفس؛ راهبرد عبور از دوقطبی گری در نظام جمهوری اسلامی
از تربیت فردی تا سلامت ساختاری
در نظام جمهوری اسلامی، مفهوم «تربیت نفس» تنها یک بحث اخلاق فردی و معنوی نیست؛ بلکه یک «ضرورت سیاسی و ساختاری»است.
اگر در انقلاب اول (کربلا)، مبارزه با هوای نفس، مبارزه با «خود» انسان برای رسیدن به حقیقت بود، در انقلاب دوم (جمهوری اسلامی)، مبارزه با هوای نفس به معنای مبارزه با «فساد ساختاری» برای حفظ سلامت نظام است. برای رسیدن به بلوغ سیاسی، باید میان «تمایلات شخصی» و «وظایف عمومی» مرزی نفوذناپذیر ترسیم کرد.
.هوای نفس در جایگاه قدرت: تیشه به ریشه ساختار
بزرگترین تهدید برای هر نظامی که ادعای پیوند با اسلام و مردم دارد، تبدیل شدن «جایگاه های عمومی» به «املاک شخصی» است.
هوای نفس در نظام سیاسی، خود را در قالب های زیر نشان می دهد:
رانت و پارتی بازی: وقتی جایگاه های مدیریتی، نه بر اساس «تخصص»، بلکه بر اساس «ارتباطات» یا «منافع شخصی» پر می شود، در واقع هوای نفس بر «عدالت» پیروز شده است.
تخصص گریزی: جایگزین کردن «وفاداری کور» به جای «شایستگی علمی»، یکی از مصادیق عینی مبارزه با هوای نفس در سطح کلان است.
۲. رهایی از دوقطبی گری داخلی؛ راهبرد «تخصص محوری»
یکی از بزرگترین آسیب های اجتماعی که به دلیل عدم رعایت تخصص و اجازه دادن به هوای نفس رخ می دهد، «دوقطبی سازی جامعه» است.
وقتی در انتخاب مسئولین و کارگزاران، معیارها از «شایستگی» به «ایدئولوژی صلب یا وابستگی های فکری» تغییر می کند، جامعه به دو قطب متضاد تقسیم می شود:
1. قطبی که تنها به دنبال «وفاداری ظاهری» است (حتی به قیمت نادیده گرفتن تخصص).
2. قطبی که به دلیل نادیده گرفته شدن صلاحیت های علمی و فنی، از نظام حکومتی گسسته می شود.
راه حل در «تخصص» است: اگر معیار برگزیدن هرآنکه باید، تنها بر اساس «تخصص» و «شایستگی» در بستر ارزش های اسلامی باشد، دوقطبی گری فرو می ریزد.
زیرا در این حالت، «مردم» (رکن جمهوری) حس می کنند که نظام، نه یک بازی قدرت محدود، بلکه یک ماشین کارآمد برای مدیریت زندگی شان است.
۳. تلاقی «تربیت نفس» و «انتخاب شایسته»
ما باید مفهومی نو برای «تربیت نفس سیاسی» تعریف کنیم. در این مفهوم:
* برای مسئول: تربیت نفس یعنی «خودکنفی» نکردن و آگاهی از اینکه جایگاه، متعلق به «مردم» است و او تنها یک «امانت دار» است. او باید با جنگیدن با میل خود به «قدرت طلبی»، به سمت «خدمت گری» حرکت کند.
برای جامعه: تربیت نفس یعنی «ایمان به تخصص». جامعه نباید با احساسات زودگذر یا دوقطبی های کاذب، تخصص را فدای احساسات کند.