نرگس بیگدلی
40 یادداشت منتشر شدهتاب آوری ملی چیست؟
تاب آوری ملی چیست؟
تاب آوری ملی مفهومی کلیدی در فهم توان یک کشور برای دوام آوردن، سازگاری و بازسازی در برابر بحران ها، تهدیدها و شوک های گوناگون است.
این مفهوم در سال های اخیر جایگاه مهمی در ادبیات توسعه، امنیت، حکمرانی و مدیریت بحران پیدا کرده، چون جهان امروز با موجی از ناپایداری ها روبه رو است؛ از جنگ و تحریم گرفته تا بلایای طبیعی، بحران های اقتصادی، تغییرات اقلیمی، حملات سایبری، همه گیری بیماری ها و آشفتگی های اجتماعی. در چنین شرایطی، کشوری موفق تر است که تنها به پیشگیری از بحران اکتفا نکند، بلکه ظرفیت عبور از بحران، حفظ کارکردهای اصلی و بازگشت هوشمندانه به وضعیت پایدار را نیز داشته باشد. این ظرفیت همان چیزی است که از آن با عنوان تاب آوری ملی یاد می شود.

اگر بخواهیم تعریف ساده ای ارائه دهیم،
تاب آوری ملی یعنی توان یک ملت و ساختارهای حاکمیتی آن برای مقاومت در برابر اختلال، انطباق با شرایط تازه و بازیابی سریع و موثر پس از بحران.
در این تعریف، سه عنصر مهم دیده می شود: مقاومت، سازگاری و بازیابی. مقاومت به معنای ایستادگی در برابر فشار است، سازگاری به معنای تغییر روش ها و تصمیم ها بر اساس واقعیت های جدید است و بازیابی به معنای بازگرداندن عملکردهای حیاتی جامعه و دولت در کوتاه ترین زمان ممکن است. پس تاب آوری ملی تنها به استحکام فیزیکی یا توان امنیتی محدود نیست، بلکه یک ویژگی چندبعدی است که اقتصاد، جامعه، فرهنگ، زیرساخت، سیاست، آموزش، سلامت عمومی و سرمایه اجتماعی را نیز در بر می گیرد.
در بحث تاب آوری ملی، نقش دولت بسیار مهم است، اما این موضوع فقط به دولت مربوط نمی شود. جامعه ای تاب آور است که مردم آن از آگاهی، اعتماد، مشارکت و آمادگی کافی برخوردار باشند. اگر شهروندان در برابر اخبار نادرست، تنش های اجتماعی، فشارهای اقتصادی و رخدادهای غیرمنتظره توان واکنش منطقی داشته باشند، بخش بزرگی از تاب آوری ملی تقویت می شود. از سوی دیگر، هر اندازه نهادهای حکومتی شفاف تر، پاسخ گوتر و کارآمدتر باشند، امکان مدیریت بحران و کاهش آسیب ها بیشتر خواهد شد. بنابراین، تاب آوری ملی در نقطه تلاقی میان حاکمیت توانمند و جامعه منسجم شکل می گیرد.
یکی از مهم ترین ابعاد تاب آوری ملی، تاب آوری اقتصادی است. کشوری که اقتصاد آن وابستگی شدید به یک منبع محدود داشته باشد، در برابر شوک های بیرونی آسیب پذیرتر است. برای نمونه، اگر درآمدهای کشور تنها بر پایه یک کالای صادراتی باشد، کاهش قیمت جهانی آن کالا می تواند کل ساختار مالی و رفاهی جامعه را دچار تزلزل کند. در مقابل، اقتصادی که متنوع، دانش بنیان، تولیدمحور و برخوردار از نظام مالی سالم باشد، بهتر می تواند در برابر بحران ها ایستادگی کند. تاب آوری اقتصادی به معنای توان کنترل تورم، پایداری اشتغال, حفظ قدرت خرید مردم، تامین امنیت غذایی، تداوم زنجیره تامین و حمایت هدفمند از اقشار آسیب پذیر در دوره های بحرانی است. هر اندازه این شاخص ها تقویت شوند، پایه های تاب آوری ملی محکم تر می شود.
بعد دیگر تاب آوری ملی، تاب آوری اجتماعی است. جامعه ای که در آن احساس تعلق، اعتماد عمومی، همبستگی و امید اجتماعی وجود داشته باشد، در زمان بحران کمتر دچار فروپاشی روانی و رفتاری می شود. در بسیاری از کشورها مشاهده شده که در هنگام وقوع زلزله، سیل، جنگ یا بحران اقتصادی، مهم ترین سرمایه برای عبور از شرایط دشوار، فقط امکانات مادی نیست، بلکه روحیه همکاری، مسئولیت پذیری و پیوند میان مردم است. تاب آوری اجتماعی زمانی تقویت می شود که شکاف های عمیق اجتماعی کاهش یابد، عدالت نسبی برقرار باشد، گروه های مختلف احساس دیده شدن داشته باشند و امکان مشارکت واقعی در عرصه عمومی فراهم شود. جامعه ای که در آن بی اعتمادی، نابرابری شدید و طرد اجتماعی گسترده باشد، حتی در برابر بحران های کوچک نیز ممکن است با تنش های بزرگ روبه رو شود.
در کنار اقتصاد و جامعه، حکمرانی نیز ستون اصلی تاب آوری ملی است. حکمرانی تاب آور به این معناست که ساختار تصمیم گیری کشور در شرایط دشوار بتواند سریع، دقیق، هماهنگ و مبتنی بر داده عمل کند. مدیریت بحران زمانی موفق است که میان نهادهای مختلف تعارض و سردرگمی وجود نداشته باشد. نظام اداری کارآمد، قوانین روشن، شفافیت اطلاعات، برنامه ریزی بلندمدت و توان یادگیری از تجربه های قبلی، همگی در تقویت تاب آوری ملی نقش دارند. کشوری که برای بحران فقط پس از وقوع آن برنامه ریزی می کند، معمولا هزینه بیشتری می پردازد. اما کشوری که سناریوهای مختلف را از پیش بررسی می کند، آموزش های لازم را ارائه می دهد و ذخایر راهبردی خود را حفظ می کند، در زمان وقوع بحران با آمادگی بیشتری وارد عمل می شود.
زیرساخت ها نیز بخش مهمی از مفهوم تاب آوری ملی را تشکیل می دهند. وقتی از زیرساخت سخن می گوییم، منظور تنها جاده، پل، سد یا شبکه برق نیست، بلکه مجموعه ای از سامانه های حیاتی مانند آب، انرژی، ارتباطات، حمل ونقل، بهداشت، آموزش، بانکداری و فناوری اطلاعات را شامل می شود. اگر این زیرساخت ها در برابر حوادث طبیعی، خرابکاری، حملات سایبری یا فرسودگی مقاوم نباشند، کشور در هنگام بحران با اختلال های زنجیره ای مواجه می شود. برای نمونه، قطع گسترده برق می تواند خدمات درمانی، حمل ونقل، تولید صنعتی، ارتباطات و امنیت عمومی را هم زمان تحت تاثیر قرار دهد. از این رو، تقویت زیرساخت های هوشمند، ایمن و دارای طرح پشتیبان، یکی از الزامات جدی برای افزایش تاب آوری ملی است.
در دنیای جدید، امنیت سایبری هم به یکی از ارکان اصلی تاب آوری ملی تبدیل شده است. بسیاری از خدمات حیاتی کشورها به سامانه های دیجیتال وابسته اند. بانک ها، فرودگاه ها، نیروگاه ها، بیمارستان ها، شبکه های ارتباطی و سامانه های دولتی اگر در برابر حملات سایبری آسیب پذیر باشند، امنیت و ثبات کشور به خطر می افتد. تاب آوری ملی در عصر دیجیتال یعنی توان پیشگیری، شناسایی، مهار و بازیابی در برابر تهدیدهای سایبری. این امر نیازمند سرمایه گذاری در فناوری، تربیت نیروی متخصص، ارتقای سواد دیجیتال و تدوین سیاست های منسجم دفاع سایبری است.
نمی توان از تاب آوری ملی سخن گفت و نقش آموزش و فرهنگ را نادیده گرفت. جامعه ای که آموزش باکیفیت، رسانه های مسئول و فرهنگ گفت وگو در آن تقویت شده باشد، در برابر شایعه، ترس جمعی و آشفتگی رفتاری مقاوم تر خواهد بود. آموزش عمومی درباره مدیریت بحران، رفتارهای ایمن، صرفه جویی در منابع، همکاری مدنی و تفکر انتقادی، نقش بزرگی در افزایش آمادگی ملی دارد. فرهنگ ملی نیز وقتی تاب آور می شود که بر پایه هویت، امید، اعتماد به نفس جمعی و روحیه مسئله محور استوار باشد. ملتی که خود را ناتوان و آینده را تیره ببیند، در برابر مشکلات زودتر فرسوده می شود. اما ملتی که تجربه عبور از دشواری ها را به سرمایه ذهنی تبدیل کند، می تواند بحران را به فرصتی برای بازسازی و پیشرفت بدل سازد.
سلامت عمومی و نظام درمانی نیز از اجزای بسیار مهم تاب آوری ملی هستند. تجربه همه گیری ها نشان داد که قدرت بیمارستان ها، شبکه بهداشت، زنجیره تامین دارو، ظرفیت واکنش سریع و اعتماد مردم به توصیه های پزشکی، چگونه می تواند سرنوشت یک کشور را در بحران تعیین کند. کشوری که نظام سلامت آن پوشش مناسب، دسترسی عادلانه و مدیریت یکپارچه داشته باشد، در شرایط اضطراری تلفات و آسیب های کمتری خواهد داشت. همچنین سلامت روان جامعه نیز باید بخشی از برنامه تاب آوری ملی باشد، چون بحران های طولانی مدت می توانند اضطراب، فرسودگی، افسردگی و تنش اجتماعی را افزایش دهند.
یکی دیگر از ابعاد مهم این موضوع، تاب آوری زیست محیطی است. تغییرات اقلیمی، کمبود آب، فرسایش خاک، آلودگی هوا، کاهش تنوع زیستی و تخریب منابع طبیعی، تهدیدهایی خاموش اما بسیار عمیق برای آینده کشورها هستند. اگر یک کشور مدیریت درستی بر منابع طبیعی خود نداشته باشد، در سال های بعد با بحران های پیچیده تری روبه رو خواهد شد که اقتصاد، سلامت، مهاجرت داخلی و امنیت غذایی را هم تحت تاثیر قرار می دهند. از این رو، تاب آوری ملی بدون نگاه محیط زیستی کامل نمی شود. مدیریت پایدار آب، توسعه انرژی های پاک، اصلاح الگوی مصرف، حفاظت از منابع طبیعی و آمادگی در برابر بلایای اقلیمی، پایه های مهم پایداری ملی را شکل می دهند.
برای درک بهتر اینکه چرا تاب آوری ملی اهمیت دارد، باید به این نکته توجه کنیم که در جهان امروز، بحران ها دیگر تک بعدی نیستند. یک حادثه می تواند چندین حوزه را هم زمان دچار اختلال کند. برای نمونه، یک خشکسالی طولانی ممکن است تولید کشاورزی را کاهش دهد، قیمت مواد غذایی را بالا ببرد، نارضایتی اجتماعی ایجاد کند، مهاجرت داخلی را افزایش دهد و فشار بیشتری بر خدمات شهری وارد کند. یا یک حمله سایبری می تواند نظام بانکی، اعتماد عمومی و فعالیت اقتصادی را هم زمان مختل سازد. در چنین شرایطی، کشورهایی موفق ترند که نگاه شبکه ای و یکپارچه به مسئله داشته باشند. تاب آوری ملی دقیقا بر همین توان یکپارچگی، هماهنگی و پیش بینی تکیه دارد.
سنجش تاب آوری ملی کار ساده ای نیست، چون با یک شاخص واحد قابل اندازه گیری نیست. برای ارزیابی آن باید مجموعه ای از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، نهادی، زیرساختی، زیست محیطی و امنیتی را در کنار هم بررسی کرد. میزان اعتماد عمومی، کیفیت حکمرانی، تنوع اقتصادی، آمادگی زیرساخت ها، سطح آموزش، توان نظام سلامت، ضریب نابرابری، ظرفیت مدیریت بحران و حتی سطح امید اجتماعی، همگی می توانند در برآورد وضعیت تاب آوری ملی موثر باشند. به همین دلیل، سیاست گذاران باید به جای نگاه بخشی و کوتاه مدت، رویکردی جامع و آینده نگر اتخاذ کنند.
در مسیر تقویت تاب آوری ملی، چند اصل اساسی اهمیت زیادی دارد. نخست، واقع بینی در شناخت تهدیدها است. هیچ کشوری با انکار آسیب پذیری های خود تاب آور نمی شود. دوم، سرمایه گذاری پیوسته در زیرساخت، آموزش، فناوری و سرمایه اجتماعی است. سوم، تقویت مشارکت مردم و بخش خصوصی در فرایند تصمیم سازی و مدیریت بحران است. چهارم، یادگیری از تجربه های گذشته و تبدیل خطاها به اصلاحات ساختاری است. پنجم، ایجاد تعادل میان امنیت، توسعه، عدالت و پایداری است. اگر هر یک از این عناصر نادیده گرفته شود، ظرفیت ملی برای عبور از بحران کاهش می یابد.
در ایران نیز بحث تاب آوری ملی از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چون کشور با مجموعه ای از چالش های هم زمان روبه رو است؛ از فشارهای اقتصادی و تحولات منطقه ای تا کم آبی، فرونشست زمین، آلودگی هوا، زلزله خیزی و مسائل زیرساختی. در چنین شرایطی، نگاه به تاب آوری ملی باید از سطح شعار فراتر برود و به برنامه ریزی عملیاتی تبدیل شود. توسعه متوازن منطقه ای، نوسازی زیرساخت ها، اصلاح الگوی حکمرانی، حمایت از تولید، ارتقای سرمایه اجتماعی، بهبود آموزش عمومی و تقویت مدیریت علمی بحران، از جمله گام هایی هستند که می توانند این ظرفیت را افزایش دهند. هر قدر پیوند میان مردم، نهادهای تخصصی و ساختار اجرایی کشور قوی تر شود، امکان عبور از بحران ها با هزینه کمتر بیشتر خواهد شد.
نکته مهم این است که تاب آوری ملی به معنای حذف کامل بحران نیست. هیچ کشوری در جهان از بحران مصون نیست. تفاوت کشورها در این است که برخی در برابر بحران ها فرو می ریزند و برخی دیگر با وجود آسیب دیدن، سریع تر خود را ترمیم می کنند و حتی از تجربه بحران برای اصلاح و پیشرفت بهره می برند. پس هدف اصلی تاب آوری ملی، ساختن جامعه ای نیست که هرگز دچار مشکل نشود، بلکه ساختن کشوری است که در برابر مشکل از هم نپاشد و بتواند مسیر خود را با عقلانیت، انسجام و توان بازسازی ادامه دهد.
در جمع بندی می توان گفت که تاب آوری ملی یکی از مهم ترین پایه های پایداری و پیشرفت هر کشور در عصر پرریسک کنونی است. این مفهوم، تنها یک اصطلاح دانشگاهی یا مدیریتی نیست، بلکه چارچوبی عملی برای حفظ ثبات، امنیت، رفاه و امید در سطح ملی به شمار می رود. کشوری تاب آور است که اقتصاد آن انعطاف پذیر باشد، جامعه آن همبستگی داشته باشد، نظام حکمرانی آن کارآمد و پاسخ گو عمل کند، زیرساخت های آن مقاوم باشند، آموزش و سلامت در آن جایگاه واقعی داشته باشند و منابع طبیعی آن با نگاه پایدار مدیریت شوند. در نهایت، تاب آوری ملی یعنی توان یک ملت برای ایستادن، آموختن، بازسازی و ادامه دادن؛ حتی زمانی که شرایط سخت، پیچیده و فرساینده است. همین توان است که آینده کشور را در برابر نااطمینانی های جهان امروز تضمین می کند.
