فناوری دفاعی بومی از جنگ چالدران تا جنگ رمضان

5 خرداد 1405 - خواندن 8 دقیقه - 69 بازدید
  • شاید در تاریخ این مرز و بوم، اولین مواجه جدی با فناوری دفاعی متفاوت و اثر گذار به اوایل دوران صفویه برگردد. در آن زمان اکثر ارتش های متعارف با شمشیر و تیر و کمان و سر نیزه می جنگیدند و مواجه آن ها با تفنگ و توپ در جنگ با عثمانی و بعدها در تصرف جنوب در جدال با پرتغالی ها که کشتی های جنگی دارای توپ داشتند، این آرزو و اندیشه بزرگ را در تمام شاهان این کشور و چه بسا کشورهای دیگر ایجاد کرد که روزی بتوانند بدون وابستگی به دیگران، خود دست برتر را در نحوه جنگیدن و ابزارهای لازم آن داشته باشند. 
  • بعدها با گذشت زمان، کم کم کارگاه های اسلحه سازی در کشورها توسعه پیدا کرد، اما فناوری بالاتر دست عده ای بود که «استعمارگر» نامیده می شدند. خیلی اوقات علت بسیاری از خیانت های استعمارگران در کشورهایی نظیر ایران، این بود که زنجیره تولید محصولات دفاعی و صنایع مادر آن هم در کشورها ایجاد نشود. هرچند پادشاهانی مثل شاه عباس توانستند با زیرکی به کمک انگلیس، پرتغال را بیرون کنند و با کمک هلندی که تازه قد علم کرده بود، رقیبی برای جلوگیری از چپاول انگلیس ایجاد کند، اما شاهان بعدی در تهیه ملزومات معمولی جنگی تا حد زیادی وابسته بودند و رفته رفته حضور انگلیس پر رنگ تر شد. 
  • شاید در کتب تاریخ معاصر و بسیاری از جاهای دیگر، سبب قتل امیرکبیر را تاسیس دارالفنون و کم کردن مواجب شاهزاده ها گزارش کنند؛ اما واقعیت جدی آن است که اقدامات امیرکبیر در ساماندهی ارتش و توسعه کارگاه های اسلحه سازی و توپ سازی برای آنکه بتواند مستقل از قدرت ها از کیان مملکت دفاع کند، منجر به حساسیت انگلیس و بقیه ماجرایی که می دانید شد. شاهد این مساله ایجاد اولین جنگ رسانه ای و دو قطبی سازی علیه امیرکبیر در آن زمان است که چنین چیزی حداقل در مملکت ما پیشینه تاریخی نداشته است. امیرکبیری که از کشورش توسط بریتانیا به اسم "dead land" یا «سرزمین مرده» یاد می شود؛ تنها بدرد ساخت جاده و مسیر سرکشی به مستعمرات می خورد و نباید از خودش چیزی داشته باشد؛ لذا فولاد و فلزات فرآوری شده چندانی ندارد. 
  • امیرکبیر برای ساخت توپ در خفا نیاز به فلزات و تجهیزات دارد؛ فراخوان می دهد که مردم دیگ و ظروف فلزی که نیاز ندارند را، برای کمک به ارتش تحویل دهند و شاید اولین دوگانه تاریخ توسط انگلیس که حدس میزده برای چه کاری بوده است؛ ساخته می شود: «امیرکبیر از غذای شما می کاهد تا جنگ راه بیندازد پول شما را خرج می کند تا توپ بخرد» و متاسفانه این حربه جواب می دهد و امیر شهید؛ استقلال فناوری دفاعی اش؛ ناکام میماند. چندسال بعد هم امیر به قتل می رسد، هرات جدا می شود و حتی در جنگ هرات را پس می گیرند. اما انگلیس کشتی های توپ دارش را در نزدیکی بوشهر مستقر می کند که اگر هرات را نبخشی؛ بوشهر را میگیریم؛ بوشهری که اگر توپ امیرکبیر ساخته می شد نمی توانست تهدید شود و هرات هم باقی می ماند.
  • بستن جدی با کدخدا از رضاخان شروع شد؛ برای آنکه فناوری دفاعی مناسب وجود داشته باشد؛ تولید پیگیری نشد و ابزار آلات و شیوه جنگاوری از فرنگ به ایران آمد و نخستین بار واژه «ارتش» در ایران ساخته شد. این ارتش مجهز که بخش خوبی از بودجه سال های حکمرانی رضاخان خرجش شده بود، چندساعت هم در جنگ جهانی دوام نیاورد و از هم پاشید. مسیری که شاید با همین مدل توسط محمدرضا هم ادامه پیدا کرد، فقط بجای انگلیس، آمریکا جایگزین شد. اما گرچه دل خوشی از پهلوی ها نداریم اما خودشان هم حسرت ارتش مستقل در دلشان مانده بود؛ استفاده از تجهیزات و ارتش توسط آمریکا در ویتنام، بدون اطلاع شاه و اعتراض نسبی شاه، گواه این مساله است .
  • شاید برایتان جالب باشد در خلال جنگ جهانی دوم به بعد؛ بین استعمارگران هم چنین رقابتی برای بدست آوردن دست برتر وجود داشته است . فناوری دفاعی برتر در جنگ جهانی دوم؛ هواپیمای جنگنده و رادار بود. هیلتر با همین فناوری توانست پاریس را بگیرد و لندن را تا مرز سقوط بکشاند. حتی دانشمندان و فناوری های اصلی انگلیس در روزهای آخر که بیم سقوط داشتند؛ مثل «لامپ مگنترون» که عنصر اصلی رادارهای توان بالا است؛ این عنصر طی پروازی به آمریکا فرستاده می شود که اگر لندن هم سقوط کرد؛ دست آلمان به آنها نرسد. البته شانس با آلمان ها یار نبود و اختراع «فیوز مجاورتی» در موشک های زمین به هوای آن موقع و رساندن نرخ اصابت موشک به هواپیما به حدود ۷۰ درصد،مانع از سقوط لندن شد؛ جایی که گویا چرچیل در جمله معروفی می گوید: «فیوز مجاورتی لندن را آزاد کرد» که البته مقایسه این نوع نگاه مادی گرایانه با سخن امام خمینی (ره) در قضیه آزادی خرمشهر نیز جالب است.
  •  بعد از جنگ جهانی دوم؛ گرچه فرانسه و انگلیس هم پیروز بودند؛ اما زیرساخت تولید فناوری دفاعی شان از بین رفته بود؛ بعلاوه بسیاری از دانشمندان آلمان؛ انگلیس و فرانسه به آمریکا مهاجرت کرده بودند و با جایگیری آمریکا در بلوک غرب؛ عملا فناوری دفاعی برتر به بمب هسته ای؛ جنگنده ها و ناوهای هواپیمابر تبدیل شد .
  • بقیه داستان را تا حد زیادی می دانید و طبیعتا کشورهایی مثل ما اجازه داشتن مقدمات این حرفها را نداشتند چه برسد به خودشان و هر تلاشی که اگر از چارچوب استعمارگران جدید فراتر می رفت با کودتا و جنگ و تحریم؛ روبرو می شد. 
  • جمهوری اسلامی تازه کار بعد از جنگ تحمیلی ۸ ساله؛ آرزوی دیگری در سر داشت؛ جدای از باورهای انقلابی و مکتبی و تلاش برای ظهور منجی؛ آرزوی حداقل ۴۰۰ ساله حکمرانان ایران برای داشتن فناوری دفاعی مستقل و رفع پایدار علت شکست کشور در جنگ های متمادی که منجر به جداسازی دو سوم خاک کشور و چپاول منابع توسط غارتگران کراواتی در سر آن ها بود. اما در این میدان نابرابر که هم از نظر علمی کاستی های شدیدی وجود داشت و هم از نظر منابع مالی قابل رقابت نبودیم و هم در داخل جریانات غربگرا مانع از تحقق این آرزو می شدند؛ همت سرداران و سربازان از تهرانی مقدم تا حاجی زاده و سلیمانی و تنگسیری با دم ملکوتی رهبر شهید باعث شد که اولین بار، برای سالیانی مرزهای معنوی این کشور از خلیج فارس و کاسپین تا دریای مدیترانه برسد و برای نخستین بار فناوری دفاعی بومی نامتقارنی، دست برتری را از جنگنده و ناو هواپیما بر برباید. اما این تازه اول ماجرا است.
  • به نظرم واقعیت مساله فناوری دفاعی برتر ؛ حضور مردم در صحنه است؛ چه در لایه نخبگانی و چه در لایه عمومی. اگر ما این جدیت امروز مردم در جنگ رمضان را در سال ۹۲ داشتیم؛ هیچگاه در رآکتورها بتن ریخته نمی شد؛ پرتاب ماهواره عقب نمی افتاد و شاید سوریه هم سقوط نمی کرد. انسان های نخبه انقلابی و وطن دوست همیشه در تاریخ بوده اند؛ حکمرانانی چون شاه عباس و کریمخان و امیرکبیر هم در کشور بوده اند؛ اما اگر مردم در صحنه نباشند؛ نه آن نخبه جسارت پرواز دارد و نه آن حکمران وطن دوست یا انقلابی؛ جسارت پشتیبانی و حمایت. قدر آن چیزی که الان در آن هستیم بدانیم که در بعد معنوی اش سال ها منتظران حضرتش در حسرتش بوده اند و در بعد ملی اش؛ سال ها حکمرانان مختلف کشور در آرزوی رسیدنش؛ چهره در نقاب خاک کشیده اند.