«ثروت ملل» در بوته اقتصاد ایران

در روزهایی که ایران با تورمی بیش از ۵۰ درصد، فشار شدید تحریم ها دست وپنجه نرم می کند، شاید بد نباشد که نگاهی دوباره به کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت بیندازیم. کتابی که ۲۵۰ سال پیش نوشته شده، اما گویی برای امروز ایران حرف دارد. در ادامه، با تکیه بر مفاهیم کلیدی کتاب اسمیت و تطبیق آن با واقعیت های امروز ایران، نگاهی متفاوت به این بحران خواهیم داشت.
«کالای ایرانی» و تقسیم کار: از حفاظت تا انزوا
اسمیت می نویسد: «تقسیم کار محدود است به وسعت بازار». یعنی هرچه بازار بزرگ تر باشد، تولید بیشتر و ثروت افزون تر. اما ایران امروز، بر اثر تحریم ها، از بازارهای جهانی جدا افتاده است. بازار داخلی نیز به دلیل تورم و کاهش قدرت خرید، توان جذب تولید را ندارد. طبیعی است که در چنین شرایطی، «اولویت مصرف کالای ایرانی» فراتر از یک کار حمایتی، یک ضرورت بقاست. اما از نگاه اسمیت، این یک راه حل موقتی است، نه یک استراتژی توسعه. وی در ادامه به ما هشدار می دهد که هر نوع مانعی بر سر راه تجارت، مانند «موانع مصنوعی» عمل می کند که نه تنها ثروت نمی آفریند، بلکه فقر را نهادینه می سازد.
غنا و فقر ملت ها: رکود یا پیشرفت؟
ثروت یک کشور به میزان «کار مولد» آن بستگی دارد. کشورها به سه دسته تقسیم می شوند: پیشرفته، ساکن و قهقرایی. اسمیت درباره جوامع راکد می نویسد: «وضع گرسنگی کارگران علامت این است که کشور به سرعت روبه قهقرا می رود.» امروز در ایران، آمارهایی مانند تورم ۵۰ درصدی، ضمضمه اخراج کارگران و ریزش ارزش ریال همگی نشانه هایی از یک اقتصاد قهقرایی در حال ظهور است. اقتصاد ایران از حالت «رکود» به سمت «قهقرا» حرکت کرده است؛ جایی که اسمیت می گوید «راه نجات فقط با افزایش سرمایه و کار مولد ممکن است».
مزد کارگر و نقش دولت: تجربه رانتیر و انحصار دولتی
در اقتصاد سیاسی ایران، دولت بزرگترین کارفرما و بزرگترین توزیع کننده رانت (به ویژه از طریق یارانه ها) است. از نظر اسمیت ، مزد حقیقی کارگر زمانی بالاست که سرمایه در حال انباشت باشد و تقاضا برای کار بیشتر از عرضه. اما در اقتصاد رانتی ایران، مزدها به بودجه نفت و تصمیمات اداری گره خورده، نه به بهره وری. اسمیت به شدت به دستکاری دولت در بازار کار حمله می کند و می گوید: «هیچ آدم فقیری نیست که از این قوانین ظالمانه در امان باشد». انحصار دولت در بنگاه داری (قیمت گذاری دستوری و...) داستانی مشابه همان «قوانین شرکتی» اسمیت را تداعی می کند که «قیمت را در سطحی بالاتر از قیمت طبیعی نگه می دارد.»
انحصارها به کام کیستند؟
اسمیت در پاسخ به این سوال که «آیا انحصارها به نفع ما هستند؟» قاطعانه می گوید نه. «قیمت انحصاری بالاترین قیمت است، در حالی که قیمت رقابت آزاد کمترین قیمت است». در ایران، انحصار دوگانه «دولت» و «بنیادهای شبه دولتی» در بسیاری از صنایع کلیدی (نفت، پتروشیمی، خودرو، دارو) وجود دارد. نتیجه آن، کیفیت پایین، قیمت بالا و فساد است. دولت برای شکستن انحصار، در شرایط جنگی، برای واردات دارو و کالاهای اساسی با ارز ترجیحی چاره ای ندارد؛ اما این مکانیسم خود به رانت و قاچاق دامن می زند. اسمیت پیشنهاد می کند تنها راه تضعیف انحصار، «آزادی تجارت» است. یعنی اجازه دهیم رقبای خارجی (در شرایط عادی) یا رقبای داخلی واقعی (در شرایط تحریم) وارد میدان شوند. تجربه خصوصی سازی در ایران نشان داده که واگذاری انحصار دولتی به بخش خصوصی رانتی، تنها نام انحصار را عوض کرده است.
تحلیل تطبیقی: راهبرد 'اقتصاد مقاومتی' در ترازوی اسمیت
دولت بارها بر «اقتصاد مقاومتی» تاکید کرده اند که تجلی عملی آن، «جهاد اقتصادی» و «مصرف کالای داخلی» است . این سیاست در کوتاه مدت، پاسخی به تحریم های خفه کننده و تلاشی برای حفظ اشتغال است. دولت در بسته حمایتی جدید خود، تمرکز را بر صنایع دستی و روستاها گذاشته و سعی دارد با وام های بدون ضامن، تولید خرد را زنده نگه دارد .
اما از منظر اسمیت، این یک «اقتصاد پادگانی» است، نه یک اقتصاد بازار. اسمیت معتقد است دولت فقط وظیفه «دفاع، عدالت و تاسیسات عمومی» را دارد در الگوی اسمیت، «دست نامرئی» (نفع شخصی) ثروت را توزیع می کند. اما در اقتصاد جنگی ایران، «دست مرئی» دولت است که تخصیص ارز، سهمیه و مجوز را تعیین می کند.با این حال، نکته قابل تامل این است که اسمیت هرگز طرفدار دولت حداقلی مطلق نبود. اسمیت از «نقض آزادی طبیعی» توسط انحصارهای خصوصی انتقاد می کند. اگر انحصار دولت در ایران ناشی از تهدید خارجی و ضرورت هماهنگی در جنگ اقتصادی است؛ از دیدگاه اسمیت، این انحصار موقتی، شر ضروری است. اما خط قرمز اسمیت جایی است که این انحصار دائمی شود و رانت خواری را نهادینه کند. افشای مداوم فساد در نهادهای انحصاری نشان می دهد که این اقتصاد به جای «مقاومت»، به سمت «فساد» و «نابرابری» پیش رفته است.
نتیجه گیری
به نظر می رسد اقتصاد ایران امروز در تنگنای تاریخی «مکتب مرکانتیلیسم» (ثروت در طلا و نقره/دلار) و «واقعیت های جنگ اقتصادی» گرفتار شده است. اسمیت نشان می دهد که ثروت واقعی در «کار مولد» است. امروز مهم ترین سرمایه ایران، نیروی کار تحصیل کرده و ارزان آن است. اما تا زمانی که این نیروی کار در پشت دیوارهای انحصار و تحریم محبوس باشد و نتواند به بازارهای جهانی متصل شود و ارزش افزوده ایجاد کند، فقر و تداوم خواهد یافت. سیاست «اقتصاد مقاومتی» از نگاه واقع گرایانه، تنها سپر دفاعی در برابر هجوم است. اما چشم انداز اسمیت خوش بین، به ما می گوید که «کوشش یکسان و مستمر هر فرد برای بهبود زندگی خود... آنچنان نیرومند است که می تواند موانع بزرگ را کنار بزند» . شاید تنها راه عبور از این بحران، کاهش تدریجی وابستگی به درآمدهای نفتی (منبع رانت)، تقویت حاکمیت قانون و آزادسازی تدریجی تجارت در داخل و خارج است تا «دست نامرئی» اجازه نفس کشیدن پیدا کند.
کانال در بله:
کانال در ایتا: