ضرورت عدالت فراقضایی در عرصه خشونت های سیستمی جنسیتی

30 اردیبهشت 1405 - خواندن 5 دقیقه - 104 بازدید

مطالبه عدالت فرا قضایی در عرصه خشونت های سیستمی جنسیتی، نه صرفا یک راهکار موقت یا جایگزینی ضعیف برای نظام کیفری بین المللی، بلکه سازوکاری مستقل و مکمل است که می تواند سه کارکرد اساسی ایفا می کند: مستندسازی برای آینده

شکستن سکون نهادهای رسمی 

و تغییر روایت های هژمونیک قدرت.

مداقه در این مطالبه نشان می دهد که کارزارهای فرا قضایی در مواردی که دیوان کیفری بین المللی یا شورای امنیت به دلیل موانع ژئوپلیتیک، مصونیت سران کشورها یا فقدان صلاحیت تکمیلی موثر قادر به اقدام نبوده اند، توانسته اند از طریق مکانیسم هایی همچون تحریم های مدنی، دادگاه های نمادین افکار عمومی، گزارش دهی موازی و شبکه سازی فراملی و نظایر آن به نتایج ملموسی دست یابند: از ثبت مفهوم «آپارتاید جنسیتی» در ادبیات حقوقی سازمان ملل تا ایجاد شرمساری عمومی و عقب نشینی تاکتیکی نهادهای خشونت گر. با این همه، عدالت فرا قضایی با چالش های بنیادینی روبه رو است: فقدان ضمانت اجرایی نهایی، وابستگی به افکار عمومی غربی (و در نتیجه خطر بازتولید سلسله مراتب شمال-جنوب)، امکان خستگی کنشگران در بلندمدت، و آسیب پذیری در برابر اتهام «دخالت خارجی» که گاه به سرکوب بیشتر داخلی در کشورها می انجامد. بنابراین، ادعای مطرح شده به این معنی نیست که عدالت فراقضایی می تواند به تنهایی نظام کیفری را نجات دهد، بلکه استدلال اصلی این است که در شرایط بن بست ساختاری، «عدالت ناقص و ترجیحی» بسیار برتر از «عدالت معوق و ناممکن» است و باید مکمل گرایی سه وجهی شامل نهادهای قضایی، سازوکارهای شبه قضایی (مانند کمیته های معاهده ای) و کنشگری فرا قضایی مدنی را در این موضوع به رسمیت شناخت.
از سوی دیگر لازم است تا باز اندیشی در مفاهیم بنیادین عدالت نیز صورت گیرد و با تعریف مفهوم «عدالت» خود در پرتو تجارب کارزارهای فراقضایی جنسیتی است چراکه در حقوق بین الملل کلاسیک، عدالت عمدتا معنایی رویه ای و نهادی دارد: دادگاه صالح، آیین دادرسی عادلانه، حکم الزام آور و ضمانت اجرای کیفری یا جبرانی. اما برای قربانیان خشونت سیستمی جنسیتی، عدالت ممکن است وجوه دیگری نیز داشته باشد که در نهادهای رسمی کمتر دیده می شوند:

عدالت به مثابه دیده شدن: صرف ثبت نام یک عامل خشونت در گزارشی بین المللی، حتی بدون محاکمه، برای بسیاری از بازماندگان نوعی بازگرداندن کرامت از دست رفته است. کارزار «#MeToo» در سطح بین الملل نشان داد که «شفافیت» خود می تواند نوعی مجازات باشد.

عدالت به مثابه تغییر روایت: وقتی یک کارزار فراقضایی موفق می شود گفتمان غالب را از «خشونت های خصوصی و پراکنده» به «سیستم سازمان یافته آپارتاید جنسیتی» تغییر دهد، نوعی عدالت معرفتی رخ داده است. این تغییر روایت، پیش شرط هر عدالت نهادی آینده است.

عدالت به مثابه بازدارندگی ناقص: گاه کارزارهای فراقضایی نمی توانند یک عامل خشونت را به زندان بیندازند، اما می توانند او را از بسیاری از بهره ها و مواهب فردی محروم کنند. این «بازدارندگی جزئی» هرچند ناقص است، اما کیفیت زندگی عامل خشونت را کاهش داده و انگیزه دیگران برای تکرار را محدود می کند.
بنابراین، پیشنهاد می شود که نظریه پردازان حقوق بین الملل از «الگوی تک بعدی عدالت کیفری» به «الگوی کثرت گرای عدالت» حرکت کنند؛ الگویی که در آن، عدالت فراقضایی نه به عنوان شکست عدالت، بلکه به عنوان تجلی دیگری از عدالت در شرایط عدم امکان عدالت کامل، به رسمیت شناخته می شود.

به جای نتیجه:
در دنیای ایده آل، خشونت های سیستمی جنسیتی نه رخ می دهند و نه بدون مجازات می مانند. اما ما در دنیای ایده آل زندگی نمی کنیم. در دنیای واقعی زندگی می کنیم که زنان بسیاری دچار خشونت های سیستمی می شوند و البته دیگر نمی توانند تا «روزی که عدالت کیفری به خانه شان بیاید» صبر کنند. آن ها اکنون نیز با کمترین امکانات و ترس های عمیق؛ مشغول مستندسازی، شهادت دادن، به اشتراک گذاشتن و فریاد زدن هستند.
عدالت فرا قضایی، صدای همین فریادها در خلا نهادهای ساکت است. کارزارهای بین المللی علیه خشونت های سیستمی، هرچند ناقص، پرهزینه و آسیب پذیر، در بحرانی ترین دهه حقوق بشر در یک نسل، تنها چیزی بوده اند که میان سکوت و نابودی ایستاده اند. وظیفه نظریه و سیاست در سال های پیش رو، نه ستایش بی نقد این کارزارها و نه نادیده گرفتن نقص هایشان است، بلکه تجهیز، حمایت و نهادینه سازی آن ها به گونه ای است که هم اثربخشی را افزایش دهد و هم استثمار و فرسایش کنشگران را کاهش دهد.
این مختصر، دعوتی است به بازاندیشی در مفهوم عدالت در عصر همزمانی خشونت های سیستمی و رسانه های دیجیتال. راه پیش رو طولانی است اما کارزارهای فرا قضایی ثابت کرده اند که حتی در تاریک ترین ایام نیز می توان با صدای جمعی، خشونت گران را به چالش بی آبرویی جمعی هدایت کرد. 

بیش باد!