کنفرانس ECSWR ۲۰۲۶؛ بررسی تاثیر استعمار بر سلامت روان و آینده مددکاری اجتماعی

20 اردیبهشت 1405 - خواندن 13 دقیقه - 86 بازدید

کنفرانس ECSWR 2026؛ بررسی تاثیر استعمار بر سلامت روان و آینده مددکاری اجتماعی





European Conference for Social Work Research (ECSWR) یا کنفرانس اروپایی پژوهش در مددکاری اجتماعی یکی از مهم ترین رویدادهای علمی بین المللی در حوزه پژوهش های مددکاری اجتماعی است.


این کنفرانس هر سال در یکی از کشورهای اروپایی برگزار می شود و پژوهشگران، استادان دانشگاه، دانشجویان دکتری، سیاست گذاران اجتماعی و متخصصان حوزه رفاه اجتماعی از کشورهای مختلف در آن شرکت می کنند. هدف اصلی این رویداد، ارائه و تبادل جدیدترین تحقیقات علمی در حوزه مددکاری اجتماعی، سیاست های رفاه اجتماعی، عدالت اجتماعی و سلامت روان است.


این کنفرانس توسط انجمن اروپایی پژوهش در مددکاری اجتماعی (European Social Work Research Association – ESWRA) سازماندهی می شود و یکی از مهم ترین فضاها برای گفت وگوی علمی میان پژوهشگران این حوزه به شمار می آید.


در این کنفرانس معمولا موضوعاتی مانند موارد زیر بررسی می شود:

- روش های نوین پژوهش در مددکاری اجتماعی 

- سیاست های رفاه اجتماعی و کاهش نابرابری 

- سلامت روان و خدمات اجتماعی 

- مهاجرت، فقر و آسیب های اجتماعی 

- عدالت اجتماعی و حقوق بشر 

- بومی سازی و استعمارزدایی از دانش مددکاری اجتماعی 


پژوهشگران در قالب ارائه مقاله، پنل های تخصصی، کارگاه های علمی و نشست های تخصصی یافته های پژوهشی خود را ارائه می کنند و درباره روندهای جدید این حوزه بحث می شود.

به طور خلاصه، ECSWR یکی از معتبرترین کنفرانس های بین المللی در زمینه تحقیقات مددکاری اجتماعی است که نقش مهمی در توسعه دانش و تبادل تجربه میان متخصصان این حوزه در جهان دارد.

در سال های اخیر، حرفه مددکاری اجتماعی در سراسر جهان با تحولات عمیق نظری و عملی روبه رو شده است. پیچیده تر شدن مسائل اجتماعی، افزایش نابرابری های اقتصادی و فرهنگی، رشد مهاجرت های بین المللی، گسترش بحران های سلامت روان و تغییرات سریع اجتماعی باعث شده است که پژوهشگران و متخصصان این حوزه به بازاندیشی در مبانی دانش و شیوه های مداخله اجتماعی بپردازند. در چنین شرایطی، نیاز به رویکردهای نوین در تحلیل آسیب های اجتماعی و طراحی سیاست های رفاهی بیش از گذشته احساس می شود. از همین رو، کنفرانس های علمی بین المللی به یکی از مهم ترین فضاها برای تبادل دانش، ارائه نتایج پژوهش های جدید و بررسی روندهای آینده در حوزه مددکاری اجتماعی تبدیل شده اند. این رویدادها به متخصصان این امکان را می دهند که تجربه های علمی و عملی خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و مسیرهای تازه ای برای ارتقای رفاه اجتماعی و سلامت روان در جوامع مختلف ترسیم کنند.


در میان این رویدادهای علمی، کنفرانس اروپایی پژوهش در مددکاری اجتماعی با عنوان European Conference for Social Work Research که به اختصار ECSWR نامیده می شود، یکی از مهم ترین گردهمایی های علمی در سطح جهان به شمار می رود. این کنفرانس هر سال با حضور صدها پژوهشگر، استاد دانشگاه، سیاست گذار اجتماعی و متخصص حوزه رفاه اجتماعی از کشورهای مختلف برگزار می شود و بستری برای بررسی تازه ترین یافته های پژوهشی در حوزه مددکاری اجتماعی فراهم می کند. در سال ۲۰۲۶ نیز این کنفرانس با عنوان ECSWR 2026 برگزار شد و توجه بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی را به خود جلب کرد. محور اصلی این نشست علمی بررسی یکی از عمیق ترین ریشه های مشکلات اجتماعی در جهان معاصر بود؛ یعنی اثرات دیرپای استعمار بر سلامت روان و رفاه اجتماعی جوامع.


اهمیت کنفرانس ECSWR 2026 از آن جهت است که این رویداد تلاش کرده است مسئله استعمار را به عنوان ساختاری تاثیرگذار در زندگی امروز انسان ها بررسی کند. بسیاری از پژوهشگران معتقدند که بخش مهمی از نابرابری های اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی در جهان امروز ریشه در ساختارهای تاریخی دارد که در دوران استعمار شکل گرفته اند. این ساختارها تنها منابع اقتصادی کشورها را تحت تاثیر قرار نداده اند، بلکه بر نظام های فرهنگی، الگوهای حکمرانی، ساختارهای اجتماعی و حتی شیوه های تولید دانش نیز اثر گذاشته اند. به همین دلیل، بررسی ارتباط میان استعمار، سلامت روان و رفاه اجتماعی به یکی از موضوعات مهم در پژوهش های معاصر مددکاری اجتماعی تبدیل شده است.


یکی از مهم ترین مباحث مطرح شده در کنفرانس ECSWR 2026، موضوع استعمارزدایی از دانش مددکاری اجتماعی بود. بسیاری از سخنرانان این نشست علمی تاکید کردند که بخش قابل توجهی از نظریه ها و مدل های کلاسیک مددکاری اجتماعی در بستر تاریخی و فرهنگی کشورهای غربی در قرن بیستم شکل گرفته اند. این نظریه ها در زمان خود نقش مهمی در توسعه دانش مددکاری اجتماعی ایفا کرده اند، اما لزوما برای همه جوامع جهان مناسب نیستند. بسیاری از جوامع در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین تجربه های تاریخی متفاوتی از استعمار، توسعه نامتوازن و نابرابری های ساختاری داشته اند. بنابراین استفاده مستقیم از مدل های غربی در این جوامع گاهی نمی تواند پاسخگوی پیچیدگی های واقعی مسائل اجتماعی باشد.


در همین راستا، پژوهشگران حاضر در این کنفرانس بر ضرورت حرکت به سوی رویکردهای چندصدایی در دانش مددکاری اجتماعی تاکید کردند. منظور از چندصدایی آن است که تولید دانش اجتماعی باید از تجربه ها، روایت ها و دانش های بومی جوامع مختلف بهره ببرد. به عبارت دیگر، دانش مددکاری اجتماعی در قرن بیست و یکم باید فراتر از یک چارچوب نظری محدود حرکت کند و به سمت درک عمیق تر از تنوع فرهنگی و اجتماعی جهان پیش برود. چنین رویکردی می تواند به توسعه مدل هایی منجر شود که با واقعیت های زندگی مردم در مناطق مختلف جهان سازگارتر باشند.


یکی از موضوعات مهمی که در پنل های تخصصی کنفرانس ECSWR 2026 مورد بحث قرار گرفت، نقد نقش تاریخی برخی نهادهای اجتماعی در بازتولید نابرابری ها بود. برخی از پژوهشگران معتقدند که در دوره های تاریخی خاص، برخی از سیاست های اجتماعی و رفاهی به جای توانمندسازی جوامع محلی، به ابزاری برای کنترل اجتماعی تبدیل شده اند. در دوران استعمار، بسیاری از سیاست های رفاهی و آموزشی با هدف مدیریت جمعیت های تحت سلطه طراحی شده بودند. به همین دلیل، یکی از اهداف اصلی رویکردهای جدید در مددکاری اجتماعی، بازنگری در این میراث تاریخی و حرکت به سمت مدل هایی است که بر عدالت اجتماعی و توانمندسازی جوامع تمرکز دارند.


موضوع بومی سازی مدل های مددکاری اجتماعی نیز از دیگر محورهای مهم این کنفرانس بود. بسیاری از پژوهشگران تاکید کردند که مداخلات اجتماعی زمانی بیشترین اثربخشی را خواهند داشت که با فرهنگ، زبان و نظام ارزشی جوامع محلی هماهنگ باشند. در بسیاری از جوامع، ساختارهای حمایتی سنتی مانند خانواده گسترده، شبکه های خویشاوندی، انجمن های محلی و ارزش های فرهنگی نقش مهمی در حفظ رفاه اجتماعی دارند. نادیده گرفتن این ظرفیت ها می تواند باعث شود که برنامه های رفاهی و مداخلات اجتماعی نتوانند به نتایج مطلوب دست یابند. به همین دلیل، بسیاری از متخصصان معتقدند که تلفیق دانش علمی با دانش بومی می تواند مسیر موثرتری برای حل مشکلات اجتماعی ایجاد کند.


در بخش دیگری از کنفرانس ECSWR 2026، موضوع تروماهای بین نسلی مورد توجه قرار گرفت. پژوهش های جدید در حوزه روان شناسی اجتماعی و علوم زیستی نشان می دهند که تجربه های تاریخی مانند استعمار، جنگ، تبعیض های ساختاری و خشونت های جمعی می توانند آثار بلندمدتی بر سلامت روان جوامع داشته باشند. این آثار گاهی تنها به نسل های اولیه محدود نمی شوند و ممکن است از طریق فرآیندهای اجتماعی و حتی زیستی به نسل های بعدی منتقل شوند. مفهوم تروماهای نسلی به همین پدیده اشاره دارد؛ یعنی انتقال آثار روانی و اجتماعی یک تجربه آسیب زا از نسلی به نسل دیگر.


برخی از پژوهشگران در این کنفرانس به مطالعات حوزه اپی ژنتیک اشاره کردند که نشان می دهد تجربه های شدید استرس و فشار اجتماعی می تواند بر نحوه بیان برخی ژن ها تاثیر بگذارد. این تغییرات ممکن است در نسل های بعدی نیز مشاهده شوند و بر سلامت روانی افراد اثر بگذارند. اگرچه این حوزه هنوز در حال توسعه علمی است، اما شواهد موجود نشان می دهد که عوامل تاریخی و اجتماعی می توانند تاثیرات عمیقی بر زندگی انسان ها داشته باشند.


در یکی از سخنرانی های مهم این کنفرانس، دکتر ماریا سانتوس که از پژوهشگران برجسته حوزه تروما و سلامت روان است، تاکید کرد که بررسی مشکلات اجتماعی بدون توجه به زمینه های تاریخی آن ها می تواند به تحلیل های ناقص منجر شود. به گفته او، بسیاری از مشکلاتی که امروزه به عنوان مسائل فردی شناخته می شوند، در واقع ریشه های ساختاری دارند. فقر مزمن، اعتیاد، خشونت های خانوادگی و برخی مشکلات سلامت روان در بسیاری از جوامع، نتیجه فرآیندهای تاریخی طولانی مدتی هستند که نابرابری های اجتماعی را شکل داده اند. بنابراین مددکاران اجتماعی باید در تحلیل مسائل اجتماعی به بستر تاریخی و فرهنگی جوامع نیز توجه داشته باشند.


در پاسخ به این چالش ها، یکی از مهم ترین راهکارهایی که در کنفرانس ECSWR 2026 مطرح شد، توسعه رویکرد «مراقبت های حساس به فرهنگ» یا Culturally Responsive Care بود. این رویکرد تاکید می کند که مددکاران اجتماعی باید درک عمیقی از فرهنگ، زبان، ارزش ها و ساختارهای اجتماعی مراجعان خود داشته باشند. در این چارچوب، مداخلات اجتماعی باید به گونه ای طراحی شوند که با هویت فرهنگی افراد و جوامع سازگار باشند.


یکی از مفاهیمی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفت، مفهوم «تواضع فرهنگی» است. در گذشته معمولا از اصطلاح «صلاحیت فرهنگی» استفاده می شد، اما بسیاری از پژوهشگران اکنون معتقدند که هیچ متخصصی نمی تواند ادعا کند که به طور کامل بر فرهنگ های مختلف تسلط دارد. به همین دلیل، تواضع فرهنگی به معنای پذیرش محدودیت های دانشی و تلاش مستمر برای یادگیری از مراجعان و جوامع محلی تعریف می شود. این نگرش می تواند به ایجاد رابطه ای محترمانه تر و موثرتر میان مددکاران اجتماعی و جامعه هدف منجر شود.


از سوی دیگر، بسیاری از پژوهشگران در این کنفرانس تاکید کردند که در بسیاری از فرهنگ های غیرغربی، سلامت فردی به طور جدایی ناپذیری با خانواده و جامعه پیوند دارد. در حالی که بسیاری از مدل های درمانی غربی بر فرد تمرکز دارند، در بسیاری از جوامع دیگر شبکه های حمایتی خانوادگی، پیوندهای اجتماعی و همبستگی جمعی نقش مهمی در حفظ سلامت روان دارند. بنابراین رویکردهای جدید در مددکاری اجتماعی تلاش می کنند این ابعاد جمعی را نیز در فرآیند مداخله اجتماعی در نظر بگیرند.


تحولات مطرح شده در کنفرانس ECSWR 2026 پیام های مهمی برای کشورهای مختلف از جمله ایران نیز به همراه دارد. ایران به عنوان کشوری با پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی، دارای ظرفیت های قابل توجهی برای توسعه مدل های بومی مددکاری اجتماعی است. بسیاری از ارزش های فرهنگی ایرانی مانند همبستگی اجتماعی، حمایت خانوادگی، مشارکت های محلی و مسئولیت پذیری اجتماعی می توانند به عنوان منابع مهمی برای مداخلات اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند.


در سال های اخیر نیز برخی پژوهشگران ایرانی تلاش کرده اند تا نظریه ها و مدل های مددکاری اجتماعی را با شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران تطبیق دهند. با این حال، هنوز فاصله قابل توجهی میان برخی از نظریه های وارداتی و واقعیت های میدانی جامعه ایران وجود دارد. توجه به مباحثی مانند بومی سازی دانش مددکاری اجتماعی، شناخت زمینه های تاریخی مسائل اجتماعی و استفاده از ظرفیت های فرهنگی می تواند به توسعه رویکردهای موثرتر در حوزه رفاه اجتماعی کمک کند.


 آنچه کنفرانس ECSWR 2026 به روشنی نشان می دهد این است که دانش مددکاری اجتماعی در حال ورود به مرحله ای تازه از تحول است. در این مرحله، توجه به عدالت اجتماعی، درک زمینه های تاریخی نابرابری ها، احترام به تنوع فرهنگی و استفاده از دانش بومی به عناصر کلیدی در پژوهش و عمل اجتماعی تبدیل شده اند. این تغییر رویکرد می تواند به شکل گیری مدل های مداخله ای جدیدی منجر شود که نه تنها اثربخشی بیشتری دارند، بلکه با واقعیت های فرهنگی و اجتماعی جوامع مختلف نیز سازگارتر هستند. چنین مسیری می تواند آینده ای پایدارتر برای ارتقای سلامت روان و رفاه اجتماعی در جهان فراهم کند و نقش مددکاری اجتماعی را به عنوان یکی از مهم ترین حرفه های انسانی در حل مشکلات اجتماعی تقویت نماید.