رسانه، مردم و میدان؛ مثلث قدرت ایران در زمان جنگ تحمیلی سوم

14 اردیبهشت 1405 - خواندن 7 دقیقه - 179 بازدید

✍حمیدرضا ثابت نسب؛ با آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه کشورمان، تمامی لشکر آمریکایی صهیونی نه تنها در میدان رزم بلکه در میدان جنگ نرم پا به عرصه نبرد گذاشت و با رسانه های قوی برای پیشبرد اهداف خود وارد گود مبارزه شد و در مقابل، جبهه جمهوری اسلامی ایران با تمام قوا وارد عرصه دفاع شد تا دست متجاوزان را از این مرز و بوم کوتاه کند.


🔹 در این میان با بررسی آنچه که تا امروز رخ داده می توان دو یار «مردم» و «رسانه» را برای میدان نبرد سخت و رزمندگان ایرانی متصور بود. مردمی که از روز های نخست این جنگ تحمیلی و پس از شهادت قائد شهیدشان پابه میدان گذاشتند و در هر گوشه و کنار این سرزمین، در شهرها و روستا ها هر شب برای دفاع و لبیک به فرمان سومین رهبر انقلاب اسلامی تجمعات خیابانی برگزار کردند.


🔹حضور ملت غیور ایران هر شب در معابر پیامد های گوناگون سیاسی، اجتماعی و دیپلماتیک در سطح داخل کشور و حتی عرصه بین الملل به همراه داشت و حتی باعث شد تا تحولات بنیادین در این عرصه رقم بخورد.


🔹 اینک مجال توصیف تمامی ابعاد این جنگ عظیم نیست اما آنچه که به عنوان مقصود در این یادداشت متصور هستیم، بررسی نقش رسانه به عنوان یار بعدی دفاع مقدس است.


🔹در این بین مردم لحظه به لحظه رسانه ها را دنبال می کنند و مصرف رسانه ای در اوج قرار دارد اما مگر اطلاع رسانی صرف اتمام ماجرا است؟


🔹شاید همگان و یا حتی نخبگان، رسانه و کارکرد های آن را صرفا در مخابره اخبار و ثبت تحولات در تاریخ بدانند اما باید بگویم که رسانه در اینجا صرفا به معنی یک «آینه» برای انعکاس وقایع نیست بلکه به مثابه عامل مداخله گر و پلی ارتباط بین میدان، مردم و دولت (سیاسیون) قلمداد می شود.


🔹گزارش لحظه لحظه میدان جنگ توسط فرماندهان به صورت مستقیم یا از زبان سخنگوی نیروهای مسلح از رسانه ها پس از اقدام در هر موج موشکی یا پهپادی به مردم می توان گفت یکی از اقدامات فوق العاده کم نظیر در عصر فضای مجازی و ارتباطات به شمار می رود که در مقابل پشتیبانی مردم از اقدامات نیروهای مسلح و کنش میدان خیابان و میدان نبرد را به همراه داشت و به اتفاق نظر تمامی کارشناسان یک وحدت رویه ای را به وجود آورد.

🔹لبیک سردار سید مجید موسوی فرمانده هوا و فضا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به درخواست دختربچه مبنی بر پرتاب یک موشک صورتی به سوی دشمنان در تجمعات شبانه یک نمونه بسیار کوچک و شیرین از تعامل بین میدان جنگ، رسانه و میدان خیابان ها(مردم) است. 


🔹باید در ادامه اشاره کنم که بر اساس نظریه «اثر سی ان ان» که توسط پیرس رابینسون بسط یافته، پوشش رسانه ای پیوسته و آنی می تواند به عنوان یک کاتالیزور عمل کرده و سیاست گذاران یا فرماندهان نظامی را به واکنش به افکار عمومی وادار کند بنابراین در این جنگ حضور غیرتمندانه و فیزیکی مردم به یک حمایت ملموس تبدیل کند. وقتی رسانه این حضور را بازنمایی می کند، پیامی دوگانه مخابره می شود که از یک سو به نیروهای نظامی در میدان پیام همبستگی می دهد که به لحاظ روان شناسی اجتماعی، تاب آوری و روحیه رزمی را به شدت ارتقا می بخشد و از سوی دیگر، به طرف مقابل و جامعه جهانی، پیام انسجام داخلی را ارسال می کند که خود یک اهرم قدرتمند دیپلماتیک است.


🔹پیوند این پدیده با نظریه «فضای جریان ها» و «شبکه های خشم و امید» اثر مانوئل کاستلز هم می تواند نقش رسانه و خیابان را به خوبی معنا کند. کاستلز استدلال می کند که وقتی فضای کالبدی (خیابان) با فضای شبکه ای (رسانه) پیوند می خورد، قدرتی بی بدیل خلق می شود. واکنش فرماندهان نظامی به درخواست های مردم در این تجمعات نیز مصداق بارز تبدیل این قدرت شبکه ای به تصمیمات سخت به شمار می رود. 


🔹از منظر جامعه شناختی، فرمانده نظامی با پاسخگویی به خواسته های بازتاب یافته در رسانه، مشروعیت عملیات خود را از یک دستور صرفا حاکمیتی، به یک «اراده عمومی» ارتقا می دهد و به بیان پیر بوردیو، رسانه در این فرایند حضور فیزیکی و احساسات خیابان را به یک «سرمایه نمادین» تبدیل می کند که این سرمایه نمادین سپس توسط دیپلمات ها در میز مذاکره و توسط فرماندهان در استراتژی های نظامی، قابلیت «نقدشوندگی» پیدا کرده و به قدرت سخت و دستاوردهای ژئوپلیتیک ترجمه می شود.


🔹اما در این میان با بررسی عملکرد دستگاه دیپلماسی کشورمان در دور اول مذاکرات با دشمنان در می یابیم که علی رغم حضور افراد رسانه ای بیشمار همراه در آن تیم اما ارتباط میدان دیپلماسی با مردم از طریق رسانه به نظر می رسد مقصود حاصل نشد و مردم دچار سردرگمی محسوسی شدند که سکوت معنا دار مقامات به همراه افزایش شایعات، گمانه زنی های بی پایه و اساس را در خیابان ها هرچند کم میان مردم بیشتر کرد.

🔹گویی که قدرت انسجام ملی و تاب آوری ایرانیان نه تنها به دشمن بلکه به مسئولین نیز به عنوان «روایت ملت» از طریق رسانه به خوب تفهیم نشده است. آنچنان سکوت های رسانه ای دستگاه دیپلماسی در جریان مذاکرات رنج آور شد که صدای نخبگان را نیز در آورد و اطلاع رسانی به مطالبه جدی تبدیل شد.


🔹حال راه چاره را کمی مختصر اشاره خواهم کرد که اولین آن این است که ما باید بدانیم و آگاه باشیم که «رسانه» یکی از راه هایی است که می تواند با ضریب دادن به حفظ انسجام و اتحاد ۳ رکن اصلی یعنی مردم، میدان نظامی و میدان دیپلماسی دست آورد پیروزی را رقم بزند.


🔹دوم اینکه مسئولان میدان دیپلماسی با مردم پیوسته در ارتباط باشند و با استفاده از رسانه ها بتوانند مسیر آنچه که در مذاکرات و هر اقدام دیگر مرتبط رقم می خورد را به مردم برساند تا ضمن انتشار روایت صحیح، شایعات را برچیند و حمایت مردم را کمافی سابق داشته باشد همچنین از آن طرف مطالبات مردم را نیز بشنود.


🔹سوم اینکه روایت آنچه که از میدان رزمگاه توسط رزمندگان رقم می خورد به اطلاع مردم برسد تا آن اتحاد و وحدتی که پیش تر از آن سخن گفتیم، حفظ بماند.


پایان/