کاربرد هوش مصنوعی از دیدگاه نظریه هژمونی آنتونیو گرامشی

12 اردیبهشت 1405 - خواندن 2 دقیقه - 158 بازدید

مقدمه

ورود هوش مصنوعی به عرصه حسابداری، این پرسش بنیادین را ایجاد کرده است که آیا هوش مصنوعی را به عنوان یک مرجع مطلق در تصمیم گیری و تصمیم سازی بپذیریم، یا آن را کمکی برای بهبود قضاوت انسانی تلقی کنیم؟ نظریه هژمونی (برگرفته از آنتونیو گرامشی) می تواند چارچوبی جالب برای تحلیل این دو رویکرد ارائه دهد: هژمونی وقتی شکل می گیرد که یک الگو چنان در ذهن ها نهادینه شود که به عنوان تنها راه صحیح پذیرفته گردد.

هوش مصنوعی مطلق؛ شکل گیری هژمونی الگوریتمی

اگر سیستم های هوش مصنوعی در حسابداری، از طبقه بندی اسناد تا تشخیص رویدادهای حسابرسی، به عنوان جانشین تصمیم ساز و تصمیم گیرنده فرض شوند، به تدریج یک هژمونی الگوریتمی حاکم خواهد شد. در این حالت، حسابدار به مصرف کننده منفعل خروجی های سیاه جعبه ای تبدیل می شود و منطق مسلط (همان الگوریتم های پنهان) جایگزین استدلال حرفه ای می گردد. خطر چنین هژمونی ای، کاهش مسئولیت پذیری، تکرار سوگیری های گذشته و حذف خلاقیت قضاوت انسانی است.

هوش مصنوعی کمکی؛ شکستن هژمونی

در مقابل، اگر هوش مصنوعی به عنوان کمک کننده هوشمند طراحی شود، که داده ها را خلاصه می کند، سناریوهای محتمل را شبیه سازی می کند و ریسک های آماری را اعلام می کند اما تصمیم نهایی و (تصمیم سازی) یا به عبارتی همان (تعریف مسئله و گزینه ها) در اختیار انسان باقی می ماند. آنگاه نه تنها هژمونی شکل نمی گیرد، بلکه توانمندسازی حسابدار برای مقابله با هژمونی های ضمنی (مثل سوگیری های شناختی یا فشارهای سازمانی) نیز فراهم می شود. این همان (هوش مصنوعی پاسخگو) است که به جای حاکمیت، خدمت می کند.

نتیجه گیری برای حرفه حسابداری می توان گرفت:

یادداشت حاضر پیشنهاد می کند که حسابداران حرفه ای و نهادهای تدوین کننده استاندارد، هوش مصنوعی را نه به مثابه یک مطلق بی چون وچرا، بلکه به عنوان دستیاری توانمندساز تعریف کنند. پذیرش ناآگاهانه یک هژمونی الگوریتمی، استقلال حرفه حسابداری را تضعیف می کند، در حالی که کاربرد متوازن آن، تصمیم گیری و تصمیم سازی را هوشمندانه تر، شفاف تر و قابل دفاع تر می سازد.