هویت در برابر تروما

12 اردیبهشت 1405 - خواندن 4 دقیقه - 243 بازدید


هویت در برابر تروما


وقتی سوگ به معنا تبدیل می شود...

روایت ۵ قلوهای شهید علیرضا دهقانی سانیج در جنگ رمضان از منظر روان شناسی

به قلم حجت الاسلام حمیدرضا سعیدی (محقق حوزه رفتارشناسی نوجوان)

داستان خانواده دهقانی (پنج قلوهای تفت) یکی از نمونه های بسیار تکان دهنده و در عین حال الهام بخش از مفهوم «
تاب آوری» و «عشق بی قید و شرط» است.

از دست دادن پدر (شهید علیرضا دهقانی) در شرایطی که پنج فرزند نوجوان در سن ۱۶ سالگی بزرگترین بحران های بلوغ را تجربه می کنند، بار سنگینی بر دوش خانواده گذاشته که تحلیل آن از منظر روان شناسی بسیار غنی است.

مقاله ای کوتاه با رویکرد روان شناسی:

تاب آوری در دل طوفان: واکاوی روان شناختی خانواده پنج قلوهای تفت


در روان شناسی سلامت، مفهوم «تاب آوری» (Resilience) به توانایی فرد یا خانواده برای بازگشت به حالت تعادل پس از مواجهه با بحران های شدید، مانند سوگ، فقر یا از دست دادن نان آور و تکیه گاه زندگی، اطلاق می شود. داستان خانواده شهید علیرضا دهقانی و پنج فرزند ایشان، تنها یک روایت اجتماعی نیست، بلکه یک مطالعه موردی (Case Study) عمیق در مورد چگونگی مدیریت تروما (Trauma) در ساختار خانواده است.


۱. مدیریت سوگ جمعی و انفرادی
وقتی رکن اصلی و تنها نان آور خانواده در سنین جوانی از میان می رود، خانواده با «سوگ پیچیده» روبه رو می شود. در مورد پنج قلوها، چالش دوچندان است؛ چرا که همزمان باید با سوگ از دست دادن پدر و در عین حال، مدیریت نیازهای رشد همزمان پنج نوجوان مواجه بود!
از منظر روان شناسی رشد، حضور والدین (به ویژه مادر) در این مرحله، نقش «تنظیم کننده هیجانی» را ایفا می کند تا از بروز اختلالات دلبستگی و خودآسیبی جلوگیری شود.

۲. نقش سیستم حمایتی (Social Support System)
یکی از عوامل کلیدی که باعث می شود یک خانواده در برابر فروپاشی قرار نگیرد، وجود یک سیستم حمایتی قدرتمند است. در داستان این خانواده، اعتقادات مذهبی و همبستگی اجتماعی ، نقش «ضربه گیر» را در برابر ضربات روانی و اقتصادی ایفا کرده است. در روان شناسی خانواده، تاکید بر این است که تاب آوری یک ویژگی فردی نیست، بلکه یک ویژگی «سیستمی» است؛ یعنی توانایی کل شبکه اطرافیان برای حفظ ثبات روانی واحد خانواده.



۳. معنابخشی به رنج (Meaning-Making)
یکی از نظریات مهم ویکتور فرانکل در لوگوتراپی (Logotherapy) بیان می کند که انسان می تواند با یافتن «معنا» در رنج، بر آن غلبه کند. در این خانواده، هویت «فرزندان شهید» به جای آنکه صرفا یک بار روانی باشد، به یک سرمایه هویتی و انگیزه ای تبدیل شده است. این تغییر نگرش از «قربانی بودن» به «میراث دار بودن»، یکی از قدرتمندترین مکانیسم های دفاعی سازگارانه است.

نتیجه گیری:
داستان پنج قلوهای تفت به ما می آموزد که آسیب های شدید لزوما به معنای فروپاشی نیستند.
اگر سیستم حمایتی تقویت شود و معنای زندگی در دل سوگ بازیافته شود، خانواده ها می توانند از دل تروما، ساختاری حتی منسجم تر و مقاوم تر بیرون بیایند.

این روایت، یادآور قدرت «عشق سازمان یافته» در برابر آشوب های زندگی است که در این مورد و موارد مشابه
به دلیل اعتقاد قوی به دین و مفاهیم دینی همچون ایثار، شهادت و دفاع از وطن می باشد که موجب تاب آوری فوق العاده عمیقی می شود،
و در روایت های این چنینی عشق والا، یعنی عشق به رهبر، شهادت و در معنای واحد خدا(
عشق بی قید و شرط)، همان عشق سازمان یافته ای ست که ترومای محروم شدن از عشق پدر را پر می کند.