رقیه پورغفار
77 یادداشت منتشر شدهسقوط غول ها

سقوط غول ها
همیشه برایم سوال بوده است که چرا ابرقدرتها در تاریخ شکست می خورند؟چگونه قدرت هایی که روزی لرزه بر جهان می انداختند، در لحظه ای نه چندان قابل پیش بینی به زمین می خورند. تاریخ بارها نشان داده است که «ابرقدرت بودن» تضمینی برای «پیروزی» نیست. گاهی یک اشتباه کوچک، گاهی یک سوء برداشت از محیط، و گاهی اعتماد به نفس بیش از حد، همان لحظه ای را می سازد که یک امپراتوری را از تخت پایین می کشد. وقتی تاریخ را ورق می زنم، نمونه ها بسیارند: از فروریختن ارتش داریوش سوم در برابر اسکندر گرفته تا نابودی لژیون های روم در جنگ توتبورگ (Wells, 2003)، و بعدها فروپاشی ارتش ناپلئون در سرمای روسیه (Zamoyski, 2004). اما در میان همه این روایت ها، گالیپولی برای من نمونه ای روشن از جایی است که یک قدرت بزرگ، بیش از آنکه «شکست بخورد»، «درک نکرد» — و همین نادانی، تله ای ساخت که راه نجات از آن به مراتب دشوارتر از ورودش بود. از جمله دلایل چنین شکستهایی به شرح ذیل می باشد:
۱) غرور راهبردی: نخستین لایه شکست ابرقدرت ها
سال ها پژوهش در تاریخ نظامی یک الگو ارائه داده است، اینکه ابرقدرت ها اغلب نه به دست دشمن، بلکه به دست تصمیم های خودشان شکست می خورند. در بسیاری از موارد، آنان تصور می کنند برتری نظامی یا تکنولوژیک شان تضمین کننده نتیجه است؛ اما محیط، زمین، فرهنگ و اراده محلی ها چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت. نمونه کلاسیک آن شکست رومیان در جنگ توتبورگ است؛ جایی که برتری نظامی شان در جنگل های بارانی ژرمنی بی ارزش شد (Wells, 2003). این همان الگویی است که بعدتر در جنگ های استعماری قرن نوزدهم و بیستم نیز تکرار شد.
۲) گالیپولی: تله ای که برای ابرقدرت ها بسته شد
نبرد گالیپولی (۱۹۱۴–۱۹۱۶) برای من مصداق کامل این الگوست. قدرت های بزرگ آن زمان—بریتانیا، فرانسه و متحدانشان—در اوج قدرت و اعتماد به نفس بودند. برنامه ریزان لندن بر این باور بودند که با چند حمله دریایی می توانند داردانل را بشکنند و راه را تا استانبول باز کنند (Strachan, 2001). اما آنچه رخ داد، تصویری کاملا متفاوت بود:
- ارزیابی ها از زمین و توپخانه عثمانی کاملا خوش بینانه بود (Prior, 2009).
- میدان های مین در تنگه، که متفقین تصور می کردند پاکسازی شده، به کابوسی برای ناوگان تبدیل شد (Hart, 2011).
- و شاید مهم ترین نکته: آنان توان و اراده دفاعی عثمانی را دست کم گرفته بودند.
پیتر هارت با استناد به نامه ها و اسناد نظامی می نویسد که متفقین «در محیطی فرود آمدند که نه می شناختند و نه برایش آماده بودند» (Hart, 2011). زمین بلند، کمبود آب، گرمای خردکننده و ضدحملات دقیق، فرودهای ۲۵ آوریل را به نقطه آغاز یک بن بست خونین تبدیل کرد. برای من، گالیپولی تنها یک شکست نظامی نیست؛ درسی درباره خطر اعتماد به قدرت ظاهری و نادیده گرفتن واقعیت های میدان است. از این منظر، شکست گالیپولی نه صرفا یک شکست، بلکه رویدادی بود که نشان داد حتی بزرگ ترین قدرت ها نیز اگر واقعیت را کم اهمیت بشمارند، در تله ای می افتند که خود ساخته اند.
۳) تکرار الگو در تاریخ: وقتی قدرت بیش از اندازه مطمئن می شود
هرچه بیشتر به این الگو نگاه می کنم، بیشتر درمی یابم که شکست ابرقدرت ها معمولا محصول مشترک سه عامل است:
1) برآورد غلط از توان دشمن
2) نادیده گرفتن محیط و محدودیت ها
3) تصمیم گیری شتاب زده از موضع برتری
این الگو را می توان در بسیاری از رخدادهای تاریخی دید؛ از حمله ناپلئون به روسیه (Zamoyski, 2004) تا جنگ های استعماری بریتانیا در آفریقا (Doyle, 2014). هیچ یک از این شکست ها نتیجه کمبود نیرو یا تجهیزات نبود؛ نتیجه نادیده گرفتن واقعیت بود.
۴) گالیپولی به عنوان تصویری از سرنوشت ابرقدرت ها هنگامی که گالیپولی را در کنار شکست های دیگر تاریخ قرار می دهم، به یک نتیجه شخصی می رسم: ابرقدرت ها زمانی سقوط می کنند که «قدرت شان» چشمشان را بر «محدودیت شان» می بندد. متفقین در گالیپولی نه کمبود نیرو داشتند و نه کمبود ناو. شکست آن ها محصول نادیده گرفتن زمین، اطمینان بیش از حد به حمله دریایی و عدم شناخت روحیه و توان مدافعان عثمانی بود (Carlyon, 2001). این درس تاریخی برای من یادآوری می کند که قدرت، اگر با شناخت همراه نباشد، نه یک مزیت بلکه آغاز سقوط است لذا تاریخ شکست ابرقدرت ها بیش از آنکه داستان نبردها باشد، داستان غفلت ها است. گالیپولی یکی از برجسته ترین نمونه هاست؛ جایی که چند اشتباه کوچک، مجموعه ای از فرضیات نادرست و عدم شناخت دشمن، سرنوشت یکی از بزرگ ترین عملیات های جنگ جهانی اول را رقم زد. تاریخ هشدار می دهد: ابرقدرت ها زمانی می بازند که بیش از حد مطمئن شوند. و گالیپولی، یکی از بلندترین این هشدارهاست
رقیه پورغفار ۱۴۰۵/۲/۸
یا حق
منابع:
- Carlyon, L. (2001). *Gallipoli*. Macmillan. - Doyle, W. (2014). *Great Empires and Their Decline*. Routledge. - Hart, P. (2011). *Gallipoli*. Oxford University Press. - Prior, R. (2009). *Gallipoli: The End of the Myth*. UNSW Press. - Strachan, H. (2001). *The First World War: Volume I: To Arms*. Oxford University Press. - Wells, P. (2003). *The Battle that Stopped Rome*. W.W. Norton. - Zamoyski, A. (2004). *1812: Napoleon’s Fatal March on Moscow*. HarperCollins.