سید نوید شهیدی نیا نویسنده کتاب های مدیریتی
سید نوید شهیدی نیا نویسنده کتاب دارایی های مصنوعی و آینده تامین مالی غیر متمرکز در دو جلد میباشد
خلاصه کتاب جلد 2
کتاب با این ایده شروع می شود که دنیای امروز وارد دوره ای شده است که در آن کاربران فقط مصرف کننده نیستند، بلکه تولیدکننده داده، سرمایه، اعتماد و ارزش اند. در گذشته، اگر کسی می خواست در فعالیت های مالی مشارکت کند، معمولا باید از طریق بانک ها، شرکت های بزرگ، یا واسطه های مختلف وارد می شد. اما در دیفای، کاربران مستقیما می توانند نقش سرمایه گذار، مشارکت کننده، تامین کننده نقدینگی، یا حتی تصمیم گیرنده یک شبکه را داشته باشند. همین موضوع باعث شده که نگاه های قدیمی به پول و سرمایه زیر سوال برود. کتاب می گوید این تغییر فقط یک انقلاب تکنولوژیک نیست؛ یک انقلاب در شیوه همکاری انسان هاست.
فصل اول درباره فرصت های سرمایه گذاری و مدل های درآمدی جدید است. نویسنده توضیح می دهد که در سیستم سنتی، درآمد بیشتر وابسته به مالکیت سرمایه، بهره بانکی، یا سود فعالیت اقتصادی بود. اما در دیفای، «درآمد» معنای جدیدی پیدا کرده است. برای مثال، فردی ممکن است از طریق مشارکت در شبکه، تامین نقدینگی، استیکینگ، یا شرکت در رای گیری ها درآمد کسب کند. یعنی فقط داشتن پول مهم نیست؛ مشارکت فعال هم می تواند درآمد ایجاد کند. نویسنده نکته جالبی را مطرح می کند: در دیفای، کاربران به نوعی هم سرمایه دار هستند و هم کاربر عادی؛ هم صاحب دارایی اند و هم بخشی از یک سیستم مشارکتی. این مدل های جدید درآمدی، نگاه افراد به سرمایه گذاری را کاملا دگرگون می کند.
اما کتاب در همین فصل هشدار می دهد که جذابیت دیفای نباید باعث شود افراد ریسک های آن را نادیده بگیرند. قراردادهای هوشمند ممکن است باگ داشته باشند، قیمت دارایی های دیجیتال ممکن است به شدت نوسان کند، پروژه ها ممکن است کلاه برداری باشند یا نقدینگی کافی نداشته باشند. به همین دلیل نویسنده می گوید دیفای به آموزش و سواد مالی نیاز دارد، وگرنه ممکن است افراد بدون آگاهی وارد شوند و سرمایه شان را از دست بدهند. این مساله یکی از نکته های مهم کتاب است: هیچ نوآوری مالی بدون آموزش و آگاهی دوام نمی آورد.
فصل دوم به چالش ها و مشکلات دیفای می پردازد. در این فصل توضیح داده می شود که همه چیز در دیفای آن قدر هم رویایی نیست. از یک طرف، سیستم غیرمتمرکز مزیت هایی مثل شفافیت، حذف واسطه ها و آزادی بیشتر دارد؛ اما از طرف دیگر مشکلات زیادی هم دارد. امنیت یکی از بزرگ ترین این مشکلات است. قراردادهای هوشمند هرچند شفاف اند، اما اگر اشتباهی در کد وجود داشته باشد یا اگر فردی بتواند از نقص های آن سوءاستفاده کند، ممکن است میلیون ها دلار به راحتی از بین برود.
نویسنده از چالش های حقوقی نیز صحبت می کند. برای مثال، اگر در یک پروژه غیرمتمرکز کلاه برداری شود یا مشکلی پیش بیاید، چه کسی مسئول است؟ وقتی هیچ شرکت و مدیری وجود ندارد، کاربران چگونه باید از حقوق خود دفاع کنند؟ این موضوع یکی از بحث های بزرگ امروز جهان است که کشورها چگونه باید با چنین سیستم هایی برخورد کنند. برخی کشورها سعی می کنند همه چیز را محدود کنند؛ برخی دیگر قوانین حمایت گرانه وضع می کنند؛ و بعضی کشورها هنوز به جمع بندی نرسیده اند.
یکی دیگر از چالش هایی که کتاب مطرح می کند، رفتار کاربران است. بسیاری از افراد بدون آگاهی وارد سرمایه گذاری در پروژه ها می شوند. وقتی سودهای عجیب می شنوند، فکر می کنند این سیستم راهی سریع برای ثروتمند شدن است. همین رفتارهای هیجانی باعث می شود بسیاری از پروژه ها بادکنکی رشد کنند و سپس ناگهان سقوط کنند و کاربران زیادی ضرر ببینند. نویسنده می گوید دیفای اگر بخواهد آینده داشته باشد، باید به بلوغ رفتاری برسد. یعنی کاربران باید آموزش ببینند و با دید منطقی تصمیم بگیرند، نه با احساسات.
در بخش بعد، نویسنده به تنش مهمی اشاره می کند: تنش میان مقیاس پذیری و غیرمتمرکز بودن. یعنی هرچقدر یک شبکه بزرگ تر شود، برای پاسخ دادن به تعداد زیاد کاربران نیاز به کارایی بیشتری دارد؛ اما افزایش کارایی معمولا به معنای افزایش تمرکز است. مثال ساده این است که برخی پروژه ها برای سریع تر شدن، بخشی از کنترل شبکه را از حالت کاملا غیرمتمرکز خارج می کنند. این وضعیت باعث می شود شبکه کارآمدتر شود، اما استقلال و ماهیت غیرمتمرکز آن کاهش یابد. کتاب می گوید آینده دیفای تا حد زیادی به این بستگی دارد که چگونه این تعادل را برقرار کند.
فصل سوم نگاهی به آینده دیفای می اندازد. نویسنده می گوید که دیفای اکنون دیگر فقط یک آزمایش نیست؛ بلکه در حال حرکت به سمت دوران بلوغ است. با این حال آینده آن کاملا روشن نیست و مسیرهای مختلفی پیش روی آن وجود دارد. یک مسیر این است که دیفای با بانک ها، دولت ها و قوانین رسمی کنار بیاید و تعامل پیدا کند. در این حالت، ممکن است برخی ویژگی های دیفای تغییر کند، اما در مقابل وارد جریان اصلی اقتصاد جهان شود. مسیر دیگر این است که دیفای بخشی مستقل باقی بماند و مقاومت کند، اما در این حالت ممکن است فشارهای شدید قانونی یا ریسک های درونی باعث شود رشد آن محدود شود.
کتاب درباره پول دیجیتال بانک مرکزی (CBDC) نیز صحبت می کند و می گوید این دارایی های دیجیتال دولتی احتمالا در آینده نقش مهمی در تنظیم رابطه میان دیفای و نظام مالی رسمی بازی خواهند کرد. با ورود CBDCها، ممکن است برخی کاربردهای دیفای از حالت غیرقانونی یا مبهم خارج شده و در چارچوب جدیدی تعریف شوند. البته هنوز مشخص نیست که این تعامل دقیقا چگونه خواهد بود.
در فصل سوم همچنین بحث می شود که آینده دیفای فقط وابسته به فناوری نیست؛ بلکه اعتماد عمومی و سیاست های دولت ها نیز نقش تعیین کننده دارند. اگر پروژه های بزرگ یکی پس از دیگری دچار بحران شوند یا کلاه برداری ها ادامه پیدا کند، ممکن است اعتماد عمومی از بین برود و دیفای نتواند به مرحله بلوغ برسد. از سوی دیگر، اگر قوانین بیش از حد سخت گیرانه باشند، نوآوری خفه می شود. بنابراین تعادل میان نوآوری و قانون گذاری بسیار مهم است.
کتاب در بخشی دیگر توضیح می دهد که دیفای بخشی از یک تغییر بزرگ تر در جهان امروز است؛ تغییری که مرز میان کد و قانون، میان بازار و جامعه، و میان پول و داده را به تدریج از بین می برد. در گذشته پول فقط وسیله مبادله بود؛ اما امروز داده، مالکیت دیجیتال، هویت آنلاین و مشارکت در شبکه نیز می توانند ارزش اقتصادی داشته باشند. این تغییرات، دیفای را از یک ابزار تکنیکی به یک پدیده اجتماعی و اقتصادی گسترده تبدیل می کند.
فصل چهارم درباره مطالعات موردی است. در این فصل، پروژه های واقعی دیفای بررسی می شوند تا مشخص شود چه عواملی باعث موفقیت یا شکست آن ها می شود. نویسنده توضیح می دهد که برخی پروژه ها به دلیل شفافیت، طراحی خوب توکن، امنیت مناسب و انگیزه های اصولی توانسته اند اعتماد کاربران را جلب کنند و رشد کنند. در مقابل، پروژه هایی که وعده سودهای غیرواقعی داده اند یا شفافیت نداشته اند یا امنیت ضعیفی داشته اند، معمولا شکست خورده اند یا تبدیل به کلاه برداری شده اند.
این فصل به خواننده نشان می دهد که در دیفای، «ایده بزرگ» کافی نیست؛ بلکه اجرای دقیق، طراحی درست و پایبندی به اصول اهمیت دارد. حتی پروژه هایی که ایده خوبی داشته اند، اگر نتوانسته اند نقدینگی کافی جذب کنند یا از حملات جلوگیری کنند، شکست خورده اند. در نتیجه، مطالعه این پروژه ها می تواند درس های ارزشمندی برای تحلیل آینده دیفای داشته باشد.
فصل پنجم به تنظیم گری ملی اختصاص دارد. در این فصل نویسنده می گوید دولت ها نمی توانند نسبت به دیفای بی تفاوت باشند. اگر دیفای بدون قانون رشد کند، ممکن است به بستری برای کلاه برداری، پول شویی یا بی ثباتی مالی تبدیل شود. از طرف دیگر، اگر دولت ها بسیار سخت گیرانه برخورد کنند، ممکن است نوآوری متوقف شود و کشور از فناوری های جدید عقب بماند.
بنابراین کتاب پیشنهاد می کند که کشورها باید چارچوب هایی طراحی کنند که هم از کاربران محافظت کند و هم به نوآوری اجازه رشد بدهد. این چارچوب باید شفاف باشد، نیازهای بازار را بشناسد، و بر اساس درک واقعی از فناوری نوشته شود. یعنی قانون گذاران نیز باید درباره دیفای آموزش ببینند؛ همان طور که کاربران و توسعه دهندگان نیاز به آموزش دارند.
در این فصل گفته می شود که هدف قانون گذاری نباید کنترل مطلق باشد، بلکه ایجاد تعادل میان آزادی و مسئولیت است. قوانین باید تضمین کنند که پروژه ها شفافیت لازم را داشته باشند، ریسک ها قابل مدیریت باشند، و کاربران ناآگاه قربانی نشوند. در عین حال باید اجازه داد نوآوری ادامه یابد و فرصت های اقتصادی جدید ایجاد شود.
فصل آخر کتاب به جمع بندی می پردازد و درباره آینده تحقیق و توسعه در حوزه دیفای صحبت می کند. نویسنده تاکید می کند که دیفای هنوز در آغاز راه است و بسیاری از مسائل آن هنوز حل نشده اند. پرسش هایی درباره عدالت، دسترسی برابر، حفاظت از داده ها، امنیت، پایداری اقتصادی و شکل آینده مالکیت دیجیتال وجود دارد که نیاز به پژوهش بیشتر دارند. نویسنده می گوید دیفای در حال آزمایش یک مدل جدید برای سازمان دهی اعتماد و ارزش است و نتیجه این آزمایش می تواند آینده اقتصاد جهانی را شکل دهد.
در پایان، کتاب نتیجه گیری می کند که دیفای را نباید به عنوان یک موج زودگذر یا یک تهدید برای اقتصاد سنتی دید، بلکه باید آن را فرصتی برای ساخت یک سیستم مالی انعطاف پذیرتر، شفاف تر و مشارکتی تر دانست. اما این فرصت تنها زمانی بالفعل می شود که سه عامل مهم وجود داشته باشد: اعتماد، آموزش و قانون گذاری مناسب.
اگر بخواهیم خلاصه خلاصه کتاب را بیان کنیم، باید گفت:
دیفای یک فناوری نیست؛ یک تحول در شیوه تولید اعتماد است.
دیفای یک بازار نیست؛ میدان جدیدی برای مشارکت اقتصادی است.
دیفای یک تهدید نیست؛ یک فرصت است، اگر درست فهمیده و درست مدیریت شود.