توتم و تابو: سفری به تاریک ترین اعماق روان بشر

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا در بیشتر فرهنگ ها، رابطه با محارم شدیدترین تابوهاست؟ چرا ما با دیدن جمجمه احساس وحشت می کنیم؟ چرا پادشاهان و رهبران، هم مورد پرستش اند و هم محدود به سخت ترین قوانین تشریفاتی؟ و مهم تر از همه، «وجدان» از کجا می آید و چرا ما را از انجام کارهایی بازمی دارد که شاید هیچ گاه قصد انجامشان را نداشته ایم؟زیگموند فروید در کتاب «توتم و تابو» (۱۹۱۳) پاسخی انقلابی و شگفت انگیز به این پرسش ها می دهد. او در این اثر، که از چهار مقاله تشکیل شده، با جسارتی کم نظیر، یافته های روانکاوی را به قلمرو مردم شناسی و تاریخ فرهنگ می برد. نتیجه، نظریه ای است درباره منشا دین، اخلاق و جامعه که همچنان پس از بیش از یک قرن، خواننده را به چالش می کشد و به وجد می آورد.
از اعماق روان رنجور تا فرهنگ بدوی
شگرد فروید در این کتاب، مقایسه سه حوزه است: روان رنجوری های بیماران مدرن، زندگی روانی کودکان، و آداب و رسوم اقوام به اصطلاح «بدوی». شباهت هایی که او میان این سه می یابد، حیرت آور است. بیمار مبتلا به وسواس، بی آنکه دلیل منطقی داشته باشد، از دست زدن به یک شیء خاص وحشت دارد؛ این وحشت به هر چیزی که با آن شیء تماس یافته باشد سرایت می کند، و با انجام تشریفاتی پیچیده، موقتا فروکش می کند. آیا این، دقیقا همان چیزی نیست که در مفهوم «تابو» می بینیم؟تابو، آن نیروی مرموز پولینزیایی، یعنی یک «نه» بی دلیل و مطلق. چیزی که هم مقدس است و هم نجس، هم پربرکت و هم مرگ آور. شما نمی توانید به شاه دست بزنید، نه به خاطر اینکه او نجس است، بلکه به خاطر اینکه «مانا» یا نیروی جادویی او آنقدر قوی است که شما عادی را نابود می کند. در عین حال، خود شاه در شبکه ای از تابوها گرفتار است: نمی تواند پای برهنه بر زمین بگذارد، موهایش را کوتاه کند یا حتی به جهتی خاص نگاه کند. چرا؟ فروید پاسخ می دهد: چون رعایا، هم شاه را می پرستند و هم در ناخودآگاه خود آرزوی گرفتن جایگاه او را دارند. تابوها، دیواری اند برای محافظت از شاه در برابر خشم ناخودآگاه مردم و مردم در برابر قدرت مهلک شاه.
دوگانگی عواطف: عشق و نفرت همزمان
هسته مرکزی نظریه فروید در این کتاب، مفهوم «دوگانگی عواطف» است. ما نسبت به مهم ترین افراد زندگیمان – پدر، مادر، رهبر، حتی دشمن کشته شده – همزمان احساس عشق و نفرت داریم. این تناقض در رفتار بدویان با دشمنان مقتولشان کاملا مشهود است: آنها را می کشند، سپس ماه ها برایشان عزاداری می کنند، از روحشان طلب بخشش می کنند و جمجمه شان را چون عزیزی گرامی می دارند. فروید نشان می دهد که این، ریاکاری یا ترس خرافی صرف نیست؛ بلکه ابراز صادقانه همان دوگانگی عواطفی است که در سوگواری ما برای عزیزان ازدست رفته نیز وجود دارد: ما هم اندوهگینیم و هم – در ناخودآگاه – از رهایی از قید و بندهای تحمیل شده توسط متوفی، احساس رضایت خاموشی داریم.اما این احساسات از کجا می آیند؟ فروید ما را به مفهوم «عقده ادیپ» ارجاع می دهد: هر پسری، در اعماق ناخودآگاه خود، آرزوی مرگ پدر و جایگزینی با او را دارد تا بتواند مادر را از آن خود کند. این آرزو، چنان ممنوع و ترسناک است که سرکوب می شود، اما هرگز نابود نمی شود. و اینجاست که فروید جسورانه ترین گام خود را برمی دارد: او این تعارض روانی فردی را به سطح کل یک قبیله تعمیم می دهد و «افسانه علمی» (یا بهتر بگوییم، روایت روانکاوانه) خود را درباره منشا تمدن مطرح می کند.
قتل پدر بدوی: روایت بنیادین
تصور کنید: در آغاز، گروهی کوچک از انسان های اولیه، زیر سلطه مطلق یک نر مسن و حسود زندگی می کنند. او بر تمام زنان گروه تسلط دارد و پسران جوان را به محض رسیدن به سن بلوغ، بیرون می راند. این پسران رانده شده، مملو از خشم و آرزوی تصاحب زنان پدر. تا اینکه یک روز، برادران متحد می شوند، پدر را می کشند و... می خورند.آدمخواری در اینجا بی معنا نیست. با خوردن پدر، هر برادر می خواهد بخشی از قدرت او را به خود جذب کند و با او یکی شود. اما بلافاصله پس از این جنایت، وحشت و پشیمانی سراسر وجودشان را فرا می گیرد. آنها عاشق پدری بودند که کشتند، و اکنون عشق سرکوب شده به صورت احساس گناهی سهمگین بازمی گردد. برای کفاره این گناه و مهم تر، برای جلوگیری از تکرار آن (و نابودی کل گروه در رقابت های داخلی)، دو قانون اساسی وضع می کنند:
۱. منع کشتن نیا: به یاد پدر مقتول، کشتن حیوانی که بعدها به عنوان جانشین او (توتم) انتخاب می شود، ممنوع می گردد.
۲. منع ازدواج با محارم: برای جلوگیری از کشمکش بر سر زنان پدر، ازدواج با زنان درون قبیله ممنوع می شود و مردان ناگزیر می گردند به دنبال همسر از قبایل دیگر بروند.
بدین ترتیب، دو تابوی بنیادین توتمیسم و قانون ازدواج با غیر اقارب زاده می شوند. توتم، جانشین پدر است و قبیله، پیمانی مقدس با پدر مرده بسته است: «ما تو را نکشتیم، تو را به عنوان نیای مقدس خود گرامی می داریم».
ضیافت توتمی و زایش دین
اما این پیمان، یک راز شگفت انگیز در دل خود دارد: جشن دوره ای «ضیافت توتمی». در این جشن، همه اعضای قبیله دور هم جمع می شوند و... حیوان توتمی را قربانی می کنند و با شور و وجدی وصف ناپذیر، گوشت و خونش را می خورند و سپس بر او مویه و سوگواری می کنند. این مراسم، بازسازی نمادین و مجاز قتل پدر بدوی است. در این روز، جامعه به خود اجازه می دهد تا یک بار دیگر میل ناخودآگاه خود را برای کشتن پدر ارضا کند و با خوردن گوشت او، با او یکی شود. سوگواری نیز ابراز پشیمانی ابدی از آن عمل است.
فروید با شگفتی نشان می دهد که این مراسم، الگویی است که تا به امروز در ادیان زنده باقی مانده است: از قربانی های حیوانی یونان باستان گرفته، تا عشای ربانی در مسیحیت. در مراسم مسیحی، پسر (عیسی) خود را قربانی می کند تا گناه پدران (بشر اولیه) را بزداید و با خوردن نان و شراب (نماد گوشت و خون مسیح)، مومنان با او یکی می شوند. فروید با صراحت می گوید: «عشای ربانی، بی تردید، میراث مستقیم و بازمانده ضیافت توتمی باستانی است.»
چرا باید این کتاب را خواند؟
«توتم و تابو» یک اثر صرفا آکادمیک نیست. این کتاب، روایتی حماسی از تمدن بشری است، پر از تعلیق، رمز و راز و ایده هایی که مرزهای تفکر را جابه جا می کنند. حتی اگر با همه نتایج فروید موافق نباشید – و بسیاری از مردم شناسان معاصر نیستند – خواندن این اثر به شما امکان می دهد تا:
۱. پیوندهای پنهان میان روان فردی و فرهنگ جمعی را ببینید: چگونه ترس ها، آرزوها و تعارضات یک کودک در اتاق خواب، می تواند در مقیاسی عظیم، منشا قوانین، ادیان و آیین های هزاران ساله باشد.
۲. به درکی تازه از «وجدان» و «احساس گناه» برسید: از نظر فروید، وجدان چیزی جز «اضطراب ناخودآگاه از دست دادن عشق پدر» نیست. و احساس گناه جمعی بشر، ریشه در یک «جرم» کهن و اسطوره ای دارد که تمام نسل ها را درگیر کرده است.
۳. با جسارت فکری فروید آشنا شوید: در این کتاب، فروید بی پروا از روانکاوی فردی فراتر می رود و به جراحی روح جمعی بشر می پردازد. این جسارت، الهام بخش هر اندیشمند خلاقی است.
۴. به عمق نمادها و آیین های فرهنگ خود پی ببرید: تابوهای کوچک روزمره، آداب سوگواری، احترام به رهبران، و حتی احساس گناه پس از یک آرزوی بد، همگی در این کتاب معنایی تازه و شگرف می یابند.
«توتم و تابو» خواندنش ساده نیست. فروید به دانش شما در زمینه روانکاوی و مردم شناسی اعتماد دارد و گاه با انبوهی از مثال های قوم شناختی از نقاط دوردست جهان (از استرالیا تا آمریکای شمالی و آفریقا) شما را به چالش می کشد. اما اگر از این چالش نهراسید، پاداش شما سفری است به تاریک ترین و بنیادین ترین لایه های روان بشر؛ سفری که در آن خواهید دید که چگونه «در ابتدا، عمل بود» و چگونه آن «عمل» اولیه، یعنی قتل پدر بدوی، همچنان سایه خود را بر اخلاق، دین و تمدن ما گسترانده است.
خواندن این کتاب را به همه کسانی که به دنبال درک عمیق تری از ریشه های تابوها، مذهب، اخلاق، و دیوانگی جمعی بشر هستند، اکیدا توصیه می شود. فروید در این اثر، نه فقط یک روانکاو، بلکه یک رمان نویس بزرگ تاریکی های روح انسانی است.کانال در بله:
کانال در ایتا: