نگاهی برحقوق و بهداشت روان کودکان در جنگ

2 اردیبهشت 1405 - خواندن 3 دقیقه - 53 بازدید

🔸این یادداشت با رویکردی تلفیقی به بررسی ضرورت رعایت حقوق و بهداشت روان کودکان در چارچوب منازعات اخیر می پردازد. در شرایط درگیری های شدید، کودکان به دلیل از دست دادن سرپرست، بی ثباتی خانوادگی، اختلال در شبکه های حمایتی و محدودیت های آموزشی، در معرض خطرات جانی- روانی- اجتماعی قرار می گیرند.
🔸از منظر علوم شناختی و اعصاب، مواجهه با استرس مزمن در دوران کودکی می تواند پاسخ محور HPA را دگرگون کند، با کاهش کارکردهای اجرایی، توجه و کنترل هیجان و نیز حافظه کاری همراه شود. چنین تغییراتی احتمالا منجر به آسیب های کوتاه مدت و درازمدت شناختی- هیجانی می شود و می تواند به ایجاد یا تشدید رفتارهای پرخاشگرانه، ناکامی های تحصیلی و کاهش توان سازگاری اجتماعی منجر شود. علاوه بر این، فشارهای مداوم محیطی و تضعیف ارتباطات خانوادگی می تواند به فرسایش امنیت سلامت روانی و تصویر فرد نسبت به آینده بیانجامد.
🔸در چارچوب حقوقی، کنوانسیون حقوق کودک و اصول حقوق بین الملل بشردوستانه دولت ها را مکلف می کند تا از جان، سلامت جسمانی و سلامت روان کودکان در مخاصمه ها حفاظت کنند و برای دسترسی به خدمات بهداشت روان، حمایت های آموزشی و بازتوانی خانوادگی تدابیر لازم بیندیشند. در ایران، با تکیه بر مبانی قانون اساسی و مقررات داخلی مربوط به حمایت از حقوق کودک و مسئولیت های والدین و نهادهای قضایی، اصول حفاظت از کودکان در شرایط بحران به عنوان بخشی از مسئولیت های ملی مطرح است و اجرای این اصول نیازمند تعامل کارآمد میان نهادهای حقوقی، بهداشت روان و آموزش است تا از تزلزل پیوند والد-کودک، قطع و وابستگی های آموزشی و عقب ماندگی های روانی- اجتماعی جلوگیری شود.
این چارچوب ها باید همسو با تعهدات بین المللی برای طراحی پروتکل های میدانی در مناطق بحران زده به کار رود تا دسترسی کودکان به خدمات حمایتی و فرصت های بازتوانی حفظ شود.
🔸نتیجه گیری و توصیه های کلیدی شامل ایجاد واحدهای حمایت از کودکان در مناطق بحران توسط نهادهای متولی هم چون بهزیستی ، فراهم کردن دسترسی سریع و مداوم به خدمات بهداشت روان برای کودکان و والدین، آموزش کارکنان قضایی و خدمات اجتماعی در تشخیص زودهنگام آسیب روانی و ارائه مداخلات حمایتی، و تقویت سازوکارهای آموزشی برای حفظ ارتباط با تحصیل و بازگشت ایمن کودکان به محیط مدرسه است. این رویکرد، با اتکا به شواهد علوم شناختی، روانشناسی و چارچوب های قانونی، می تواند از آسیب های مخاصمه بکاهد و امنیت روانی بلندمدت کودکان را فراهم سازد.