عدویی که سبب خیر شد.

1 اردیبهشت 1405 - خواندن 8 دقیقه - 103 بازدید

فرصت ها در دل محدودیت ها نهفته است و با استفاده از این فرصتهای به دست آمده می توان راه پیشرفت را باز کرد.جنگ یک محدودیت است ،محدودیتی که امنیت شما را به مخاطره انداخته است و تلاش های قبلی شما ،عزیزان شما و امید های شما را در یک چشم به هم زدن با یک بمب نابود می کند. انقلاب اسلامی ایران از زمان پیروزی درگیر جنگ بوده است ،هشت سال در جبهه جنگ سخت با مستکبران جنگید و پس از آن جبهه نرم ،که بسیار سخت تر و پیچیده تر بود .ولی این جنگ و اقداماتی که توسط مستکبران انجام شد ،زمینه عبور ایران اسلامی را از بسیاری از عملیاتهای مخرب نرم دشمن در قالب های روانی و شناختی پایان داد .عملیاتهایی که برای از بین بردن هویت ملی و دینی کودکان و نوجوانان این کشور طراحی شده بود و توسط رسانه ها و سربازان ستون پنجم آنها در کشور در حال اجرا بود در واقع می توان گفت که ایرانیان ابتکار عمل رادرآگاه سازی و تاب آوری که دو رکن اساسی برای مقابله با عملیاتهای شناختی دشمن است به خوبی به دست گرفتند و در کنار آن به جرات می توان ادعا کرد که خون رهبر و قائد امت در کنار دانش آموزان بیگناه مدرسه شجره طیبه میناب باطل السحر بسیاری از نقشه های شومی شد که دشمنان ایران سالها علیه این مردم اجرا می کردند.

از مهمترین اثرات اجتماعی و فرهنگی آن می توان به افزایش همدلی و همبستگی بین ایرانیان و نمایش اتحاد ملی ایرانیان در مقابل دشمن متجاوز اشاره کرد . اتحاد و همبستگی نه تنها بین مردم شکل گرفته بلکه بین مردم و حاکمیت نیز این امر کاملا مشهود است . حضور پرشور مردم در خیابانها و حمایت گسترده آنها از مسئولان و نیرو های نظامی کشور نمایشگر اتحاد بین مردم و حکومت است و شاید زیباترین و مهمترین جلوه این اتحاد بیعت مردم با رهبر جدید انقلاب اسلامی و اعلام حمایت و پشتیبانی از تصمیمات و بیانات ایشان بوده باشد.در کنار این حضور و همبستگی جلوه های زیبایی از تاب آوری بسیار بالای ایرانیان که درریشه در فرهنگ چند هزار ساله آنها و تحمل سالها تحریم دارد به خوبی به نمایش در آمد.

در این جنگ تحمیلی سوم سکوت بسیاری از چهره های شناخته شده ورزشی و هنری یا با اصطلاح سلبریتی ها و یا حمایت های قبلی آنها از طرح حمله دشمنان به خاک مقدس کشور حضور و جایگاه آنها را در ذهن مردم کمرنگ تر و حتی در بعضی موارد بی اثر کرد . از برکات این جنگ کمرنگ شدن این افراد به عنوان الگو و خط دهنده فکری در بسیاری از کودکان و نوجوانان کشور شد و آنها را از دایره اثر گذاری بر تصمیمات و فرهنگ رفتاری و فکری کودکان تا حد زیادی بیرون کرد در واقع این جنگ فرهنگ سلبریتی مداری و اثر گذاری آنها در واقع مهم را که ثمره فرهنگ لیبرالیسم است در ایران تا حد زیادی از بین برد و به جای این افراد اسطور ها و قهرمانان واقعی وطن در دل کودکان و نوجوان جای گرفتند . این جنگ به فرهنگ شهادت و شهادت طلبی در بین ایرانیان رنگ و بویی تازه داد و شاید بتوان گفت دوباره آنرا احیا کرد نه تنها در قشر مذهبی جامعه بلکه در بین تمام قشر های جامعه ،همه فدایی وطن شدند و آماده شهادت برای حفظ کیان ایران اسلامی و شاهد این ماجرا هم ثبت نام خیل کثیری از مردم در پویش جان فدا است که هرروز نیز به آمار ثبت نام کنندگان اضافه می شود.

این جنگ را شاید بتوان آغاز یک تولد جدید در فرهنگ رسانه در ایران قلمداد کرد .رسانه های ایران از حالت انفعال خارج شدند و ابتکار عمل را در جنگ رسانه ای و روانی به دست گرفتند و این عمل نه تنها در رسانه ملی بلکه در تمام ابعاد مختلف به وقوع پیوست . پیامها و نکاتی که توسط سران کشور به خصوص شهید لاریجانی و آقای قالیباف در این مدت منتشر می شد در واجهه با جنگ روانی که ترامپ به راه انداخته بود و کسب اعتماد جهانی نسبت به روایت وقایع از سوی مسئولان ایرانی شاید یکی از موفقیت آمیز ترین اقدامات رسانه ای مسئولان باشد در کنار آن فعالیت ها و واکنش های صفحات مجازی سفارتخانه های کشور نسبت به وقایع مختلف جنگ و عملیاتهای روانی آنها در ذهن مخاطب جهانی چه مخاطب خاص و چه مخاطب عام اثر گذاری به سزایی داشت و وجه کشور را در انظار جهانی دگرگون کرد در کنار آن شاید جالبترین قسمت ماجرا ،فعالیت های خودجوش مردمی و فرزندان ایران در قالب های گوناگون برای انتقال پیام ایران و مقابله با حملات دشمن باشد ،ساخت انیمه ها و لگو هایی که توسط هوش مصنوعی ساخته می شد آن هم نه برای اثر گذاری بر ذهن مخاطب داخلی بلکه به منظور آگاه سازی تمام مردم جهان به خصوص مردمان امریکا و اسراییل با توجه به آگاهی نسبت به فرهنگ و منش زندگی آنها از بهترین اقدامات بودی که صورت گرفت .در واقع این جنگ حس مسئولیت نسبت به کیان و آرمان انقلاب را در تک تک افراد جامعه بیدار کرد و حتی باعث شد که پای آنها به عملیاتهای روانی و شناختی باز شود و خود عهده دار انجام بخشی از این عملیاتها باشند .در کنارمردم ایران و جوانان غیور و دانای ایرانی بسیاری از آزادگان جهان نیز در سرتاسر جهان به صف مبارزان علیه استکبار پیوستند و یک جبهه مشترک رسانه ای تشکیل شد برای نشان دادن ضعف های دشمن و اوج حقارت آن در مقابل پیام آزادی و آزادگی خواهی مردم نقاط مختلف جهان و رساندن پیام مقاومت به گوش همه مردم .یکی دیگر از برکات رسانه ای این جنگ افزایش اعتماد مردم به روایت های داخلی و بیان اتفاقات از زبان مسئولان می باشد و شاید بتوان ادعا کرد که افزایش اعتماد به اخبار رسانه ملی افزایش یافت و اعتماد مردم نسبت به رسانه های خارجی و معاند را کاهش داد و حتی باعث تخریب چهره آنها در دید مردم ایران شد.

یکی دیگر از جبهه های فرهنگی که در این جنگ شکل گرفت .شعار نویسی بر روی پهبادها و موشک ها و همچنین انتشار پیامها و رجز های رزمندگان مقاوت در میدان عملیات بود . پیام های تشکر و یا انتقام خواهی و توجه به پیامها و سخنان مردم در کف خیابان ها جلوه های زیبایی از این کار فرهنگی بود که شاید زیباترین و و قشنگ ترین آن را توجه می توان به توجه به در خواست دخترک کوچک کشور برای ارسال موشک صورتی مشاهده کرد که بازتاب بسیاری هم در مخاطبان خارجی داشت که نشان دهنده رافت و مهربانی رزمندگان مقاومت نسبت به کودکان و مردم است و سرسختی و انتقام خواهی آنها از مستکبران عالم.

همه این عوامل در کنار هم باعث باز تعریف هویت دینی و ملی در ذهن کودکان و نوجوانان ایرانی شد و آنها را نسبت به آینده کشور امیدوار کرد .در واقع این جنگ سبب شد که خط بطلانی بر سالها خود تحقیری که ایرانیان نسبت به پیشرفت کشور احساس می کردند کشیده شود و جلوه های متفاوتی از پیشرفت و اقتدار کشور را به چشم ببینند و به ایرانی بودن خود و در خط مقاومت بودن خود نه تنها افتخار کنند بلکه هر یک به سهم و توان خود قدمی در این راه بردارند.