در جستجوی اسلام گمشده در پیچ وخم سیاست

1 اردیبهشت 1405 - خواندن 5 دقیقه - 37 بازدید


اگر تنها یک کتاب بخواهید که نه شیفته آرمان شهر اسلامی باشد و نه دشمن آن، نه غرب زده باشد و نه سنت زده، و با دقت و بی طرفی یک پژوهشگر برجسته، پرونده پرفرازونشیب رابطه اسلام و سیاست در دو قرن اخیر را پیش رویتان بگشاید، آن کتاب بی گمان «اندیشه سیاسی در اسلام معاصر» است. این اثر که در زمره کلاسیک های بی بدیل مطالعات اسلامی به شمار می رود، نقشه ای راهنما برای ورود به هزارتوی اندیشه ای است که امروز نیز خاورمیانه و جهان اسلام را تکان می دهد: از اخوان المسلمین و القاعده گرفته تا جمهوری اسلامی ایران و طالبان.

عنایت، پژوهشگر نامدار ایرانی، در این کتاب نشان می دهد که فهم بحران های سیاسی کنونی جهان اسلام بدون شناخت ریشه های کلامی و فقهی آن در قرون نخستین اسلامی ممکن نیست. اما او هرگز در تاریخ گرفتار نمی شود؛ بلکه با چیره دستی، گذشته را به حال پیوند می زند و نشان می دهد که چگونه مناقشه بر سر جانشینی پیامبر در سقیفه، امروز به مناقشه بر سر «حکومت اسلامی» و «ولایت فقیه» تبدیل شده است. کتاب او روایتی است از تراژدی مدرنیته در جهان اسلام: تلاشی جانکاه برای احیای گذشته ای که دیگر هرگز بازنخواهد گشت، و در عین حال ناتوانی از پذیرش کامل تجدد به دلیل چارچوب های معرفتی سنتی.

یکی از مهمترین ویژگی های این کتاب، بررسی موازنه دو شاخه اصلی اسلام یعنی تشیع و تسنن است. عنایت با ظرافت تمام نشان می دهد که چرا شیعه با «روحیه اقلیت بودن»، «تقیه» و «انتظار فرج»، دیرتر از سنی ها وارد عرصه نظریه پردازی سیاسی مدرن شد، اما در نهایت بنیادین ترین نظریه را تولید کرد: «ولایت فقیه». در مقابل، اهل سنت با «واقع گرایی سیاسی» خود، زودتر با دولت-ملت مدرن کنار آمدند، اما همین انعطاف نیز زمینه ساز ظهور جریان های خشن «تکفیری» شد. این مقایسه موازی، کتاب را به منبعی بی نظیر برای فهم رقابت ایران و عربستان، شیعه و سنی، و انقلاب و سازش تبدیل کرده است.

اما آنچه این کتاب را از صدها اثر مشابه متمایز می کند، نگاه بی طرفانه و در عین حال نقادانه عنایت به هر دو جبهه اصولگرایان و تجددخواهان است. او با سردی و آرامش یک جراح، پیکره اندیشه کسانی چون مودودی، سید قطب، امام خمینی، و نیز عبدالرازق و طه حسین را می شکافد. از یک سو، بی پروایی اصولگرایان در «تکفیر» مخالفان و آرزوی «حاکمیت خدا» را به چالش می کشد و نشان می دهد که این مفاهیم چگونه در عمل به دیکتاتوری روحانیون انجامیده است. از سوی دیگر، به سکولاریست ها می آموزد که نادیده گرفتن سنت دینی مردم، آرزویی بیهوده و غیرممکن است. او در جایی می نویسد: «هیچ اندیشه سیاسی مدرنی در جهان اسلام بدون پوشش سنتی و دینی نتوانسته مقبولیت عام پیدا کند.»

یکی از درخشان ترین بخش های کتاب، تحلیل مساله حقوق زنان است. عنایت نشان می دهد که چگونه اصولگرایانی چون مودودی با استناد به ظاهر آیات، بر محدودیت هایی چون حجاب اجباری و عدم تصدی مناصب عالی پافشاری می کنند، اما در عمل گاه ناگزیر از انعطاف می شوند (همانند حمایت مودودی از فاطمه جناح در انتخابات ریاست جمهوری پاکستان). در مقابل، تجددخواهانی چون قاسم امین و مهربانگیزکار استدلال می کنند که این محدودیت ها ناظر به بستر تاریخی خاصی بوده و قابل تغییر است. عنایت خود با استناد به نهج البلاغه و نامه های امام علی (ع) نشان می دهد که می توان «کرامت زن» را از درون خود سنت اسلامی استخراج کرد، بی آنکه متهم به غرب زدگی شد.

نکته قابل تامل دیگر، پیش بینی های شگفت انگیز عنایت است. او این کتاب را در اواخر دهه ۱۹۷۰ و پیش از انقلاب ایران نوشته، اما با هوشمندی تمام پیامدهای نظریه «ولایت فقیه» و جنبش های بنیادگرا را ترسیم کرده است. او هشدار می دهد که اگر نظام های سیاسی سکولار و خودکامه به سرکوب اسلامگرایان ادامه دهند، افراط گرایی رشد خواهد کرد. این جمله امروز، پس از ظهور داعش و طالبان مانند پیشگویی دقیق یک جامعه شناس عمل می کند.

با این همه، عنایت نه بدبین است و نه خوشبین. او راه برونرفت از بحران را در «اجتهاد پویا» و «تفسیر عقلانی» از منابع دینی می داند. کتاب با این پرسش به پایان می رسد که آیا مسلمانان می توانند میان «ثوابت» (اصول تغییرناپذیر) و «متغیرات» (احکام قابل تغییر) تمایز قائل شوند و نظام سیاسی مبتنی بر شورا، عدالت و کرامت انسانی برپا کنند؟ پاسخ به این پرسش، امروز بیش از هر زمان دیگری به کار جهان اسلام می آید.