ناپایداری اصلاح طلبان سد راه توسعه و پیشرفت ایران

31 فروردین 1405 - خواندن 5 دقیقه - 25 بازدید


در سال های اخیر، بررسی دقیق مواضع و واکنش های جریان های سیاسی، به ویژه طیف های مختلف اصلاح طلب، نشان می دهد که ناپیوستگی و تغییر مکرر تحلیل ها، همراه با گرایش مفرط به غرب در ابعاد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، به یکی از ویژگی های بارز این طیف تبدیل شده است. این رویکرد نه تنها افکار عمومی را سردرگم کرده، بلکه ریشه اصلی بحران اقتصادی، بی ثباتی و مشکلات معیشتی کنونی در ایران را نیز می توان در سیاست های بی پایه و اساس این گروه جست وجو کرد.

در مقطعی که تحریم ها علیه ایران تشدید شد، این تحلیل از سوی این طیف مطرح گردید که ریشه اصلی این فشارها، «دشمنی و تقابل با ایالات متحده» است. اما با پیشنهاد و تصویب و اجرای برجام و پس از خروج آمریکا از آن، همین روایت دستخوش تغییر شد و این بار برخی اقدامات منطقه ای از جمله ماجرای حمله به سفارت عربستان به عنوان عامل اصلی تشدید فشارها معرفی گردید.

در ادامه، با روی کار آمدن دولت شهید رئیسی و تلاش برای کاهش اثر تحریم ها با تکیه بر توان داخلی و بدون تکیه مستقیم بر برجام، انتقادات به سمت دیگری سوق پیدا کرد. این بار گفته شد که حتی اگر تحریم ها دور زده شود، «دسترسی به منابع مالی و انتقال پول» امکان پذیر نیست و در نتیجه این اقدامات فاقد فایده عملی است. اما زمانی که بخشی از منابع مالی آزاد شد، روایت بار دیگر تغییر کرد و این پرسش مطرح شد که «این منابع در کجا و چگونه هزینه می شود؟» و حتی ادعاهایی درباره تخصیص آن به خارج از کشور مطرح گردید.

در حوزه سلامت و مدیریت بحران کرونا نیز شاهد همین الگو بودیم. زمانی که دانشمندان داخلی موفق به تولید واکسن شدند، برخی این دستاورد را زیر سوال برده و آن را بی کیفیت یا حتی «آب مقطر» توصیف کردند. در مقابل، هنگامی که با پیگیری دولت وقت، واردات واکسن در دستور کار قرار گرفت، همان جریان ها این بار به منشا واکسن ها به ویژه چینی بودن آن ها ایراد وارد کرده و کارآمدی آن را زیر سوال بردند.

در عرصه سیاست خارجی، زمانی که روابط با عربستان سعودی دچار تنش و قطع ارتباط بود، انتقادها بر «ناتوانی در دیپلماسی و مدیریت روابط منطقه ای» متمرکز بود. اما با آغاز روند احیای روابط و بازگشت به تعامل دیپلماتیک، همان اقدام به عنوان «عقب نشینی از آرمان ها و شعارهای انقلاب» تعبیر شد.

در حوزه اجتماعی و فرهنگی نیز این دوگانگی به وضوح قابل مشاهده است. از یک سو بر لزوم افزایش نشاط اجتماعی و کاهش فضای یکنواخت تاکید می شد و مراسم های مذهبی مورد نقد قرار می گرفت که «جامعه نیاز به شادی دارد». اما هنگامی که برنامه های گسترده ای همچون جشن های مردمی، نظیر برگزاری جشن های بزرگ غدیر شکل گرفت، این بار همان اقدامات با تعابیری چون «سطحی نگری» یا «بی توجهی به اولویت های مهم تر» مورد انتقاد قرار گرفت.

در حوزه علم و فناوری، پیشرفت هایی مانند پرتاب ماهواره به فضا، به جای آنکه به عنوان نشانه ای از توان علمی کشور مورد توجه قرار گیرد، با این استدلال مواجه شد که «در شرایطی که مردم با مشکلات معیشتی و مسکن دست وپنجه نرم می کنند، چنین اقداماتی چه اولویتی دارد؟» پیش از آن نیز، در مقایسه با پیشرفت های کشورهای منطقه، همین فقدان دستاوردها به عنوان نقطه ضعف مطرح می شد.

در زمینه همکاری های بین المللی، انعقاد قراردادهایی با کشورهایی چون چین و روسیه نیز از این قاعده مستثنا نبود. از یک سو بر ضرورت گسترش روابط خارجی و خروج از انزوا تاکید می شد، اما از سوی دیگر، همین توافق ها با برچسب هایی نظیر «وابستگی» یا «فروش کشور» مورد نقد قرار گرفت.

در عرصه نظامی و امنیتی نیز تناقض در تحلیل ها به روشنی دیده می شود. زمانی که اخباری درباره فروش تجهیزات یا همکاری های نظامی مطرح شد، برخی آن را به عنوان «ورود به جنگ های دیگر کشورها» تعبیر کردند. در مقابل، هنگامی که موضع رسمی «بی طرفی» اعلام شد، این رویکرد به عنوان «نشانه ترس یا انفعال» مورد انتقاد قرار گرفت.

حتی در مواجهه با تهدیدات مستقیم، این الگوی متناقض ادامه یافت: اگر واکنشی صورت نمی گرفت، تعبیر «ضعف و ترس» مطرح می شد و اگر اقدام متقابل انجام می شد، همان اقدام به «ماجراجویی، جنگ طلبی یا تحریک تنش» نسبت داده می شد. در برخی موارد نیز، با وجود انجام عملیات، میزان موفقیت آن زیر سوال رفته و تلاش شد تا اثرگذاری آن کم اهمیت جلوه داده شود.

مجموع این رویکردها، تصویری از مواجهه ای متغیر و گزینشی با مسائل کلان کشور ارائه می دهد که همزمان جانبدارانه و نشان دهنده سرسپردگی و وابستگی این گروه است. این رویکرد، به جای تکیه بر استقلال کشور و توان داخلی، بیشتر تابع شرایط مقطعی، رقابت های سیاسی، ملاحظات جناحی و غرب گرایی آنهاست. پرسش اصلی این است: آیا با چنین شیوه ای می توان مسائل پیچیده کشور را حل نمود؟ یا اینکه این نوع مواجهه بیش از هر چیز، دوگانگی ها را تشدید کرده و افکار عمومی را سردرگم و کشور را به قهقرا می برد؟ بی تردید، آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، رویکردی که منافع ملی را فراتر از رقابت های سیاسی در مرکز توجه قرار دهد.


دکتر علی دادور