رقیه پورغفار
80 یادداشت منتشر شدهروزنگار جنگی
⭐️روزنگار جنگی
💥تهدید به بازگرداندن یک ملت به عصر حجر
✍ رقیه پورغفار،
فکر کردن به این تهدید مذبوحانه ترامپ کله زرد خبیث، تمرکز بر خیلی از قوانین بین المللی رو مورد تاکید قرار می دهد.
تهدید به «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر» از سوی ترامپ رئیس جمهور عصر حجری آمریکا، در ذات خود، صرف نظر از اینکه از سوی چه فرد یا دولتی مطرح شود، فراتر از یک گزاره سیاسی است؛ این تعبیر مستقیما به هدف قرار دادن مردم، زیرساخت های حیاتی و امکان ادامه زندگی مدنی اشاره دارد. چنین رفتاری در ادبیات حقوق بین الملل ذیل «مجازات جمعی»، «حمله به غیرنظامیان» و «تخریب عامدانه زیرساخت های ضروری بقا» تعریف می شود. مواردی که همگی در کنوانسیون های ژنو و اساسنامه دیوان کیفری بین المللی، مصداق روشن جنایت جنگی تلقی شده اند.
در جهان امروز، قدرت واقعی نه در ویران گری، بلکه در پایبندی به قانون، مسئولیت پذیری و احترام به کرامت انسانی سنجیده می شود. تهدید برای از بین بردن زیرساخت ها، یعنی ترور و تباهی نسل فعلی و آینده یک کشور. تاریخ بارها نشان داده است که سکوت در برابر تهدیدهایی از این جنس، هزینه های سنگینی برای همه جوامع انسانی داشته است؛ زیرا هر بار که جهان در برابر زبان خشونت بی تفاوت ایستاده، چرخه خشونت گسترده تر شده و بی ثباتی بیشتری به دنبال داشته است. بنابراین پاسخ منطقی و اصولی تنها یک جمله است: تهدید به نابودی یک ملت، نه نشانه قدرت، بلکه نشانه خروج از چارچوب قانون و اخلاق است و جامعه جهانی وقتی معنای این تهدیدها را جدی بگیرد، در واقع دارد از آینده و امنیت خود دفاع می کند. لذا در بررسی رویکردهای احساسی و انسانی این تهدید، آن زمان که حرف از «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر» به میان می آید، هم نهایت وحشیت تهدیدکننده را نشان می دهد و هم هر انسانی را متآسف می کند. زیرا این فقط یک تهدید نیست، بلکه فریادی است از اعماق ویرانی که می تواند گریبان گیر هزاران خانواده، کودکان، زنان و سالمندان و و آثار تمدن و معماری و هنری و منابع اقتصادی شود. تصور جهانی که در آن نور علم خاموش شده، صدای زندگی قطع شده و تنها غبار فلاکت باقی مانده، حقیقتا تکان دهنده است. اگر تاریخ را ورق بزنید؛ چه بسیارند آنهایی که در برابر فریاد مظلومان سکوت کردند و چه تاوان سنگینی دادند. اما ملت ها با اراده پولادین و روحیه همدلی، حتی از دل تاریکی ها، نور امید را پیدا کرده و بنای دوباره ساختن را آغاز کرده اند.
این اراده، قدرتی است که هیچ تهدیدی نمی تواند آن را خاموش کند. لذا لازم هست انسانهای باوجدان و آگاه در تمام دنیا، در کنار هم، صدای انسانیت باشند و اجازه ندهند تاریکی بر روشنایی غلبه کند.
از سوی دیگر با بررسی رسمی و حقوقی این تهدید عرعرگونه ترامپ و پارس کردن این مردک کله زرد اپستینی، باید گفت تهدید صریح به «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر» در چارچوب حقوق بین الملل بشردوستانه، قابلیت انطباق با تعاریف جنایات جنگی گسترده را داراست.
اصول بنیادین حقوق مخاصمات مسلحانه، همچون اصل تفکیک (تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی) و اصل تناسب، هرگونه حمله هدفمند به جمعیت غیرنظامی، زیرساخت های حیاتی مدنی (مانند منابع آب، برق، بهداشت و مسکن، آموزشی و فرهنگی) و میراث فرهنگی را ممنوع می سازد. بیان چنین تهدیدهایی، نه تنها حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را نقض می کند، بلکه ارزش های بنیادین حقوق بشری و نظم بین المللی را نیز به چالش می کشد.
تاریخ گواه آن است که بی اعتنایی به نقض قوانین و تهدیدهای آشکار، همواره زمینه ساز گسترش بی ثباتی و فجایع انسانی عمیق تر بوده است. لذا، جامعه بین المللی موظف است در قبال چنین اظهاراتی، با اتکا به موازین حقوقی و تعهدات بین المللی، موضعی قاطع اتخاذ نماید.
در حالت بررسی این نوع تهدید از منظر دیپلماتیک، در خصوص اظهارات اخیر ترامپ جنایتکار و درمانده و مستاصل در جنگ، مبنی بر «بازگرداندن یک ملت به عصر حجر»، نگرانی های را در خصوص تبعات حقوقی و انسانی آن در عرصه بین المللی برانگیخته است. البته بحمدالله ایران و ملت سربلند و قوی آن اصلا اعتنایی به این تهدیدات عرعرگونه نمی کند و ترامپ متجاوز را به حالت ضعف و بی آبرویی در عرصه جنگ انداخته؛ اما چنین رویکرد وحشیانه آمریکایی ها، که مستقیما به هدف قرار دادن جامعه مدنی و شالوده های حیاتی بقا اشاره دارد، با روح و نص اسناد بنیادین حقوق بین الملل بشردوستانه، از جمله کنوانسیون های ژنو، در تعارض آشکار است و از طرفی جامعه جهانی همواره بر لزوم پایبندی به اصول حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و احترام به حقوق بشر تاکید ورزیده است.