خدیجه پناهی
1 یادداشت منتشر شدهگذار به سوی عدالت جنسیتی در صنعت دریانوردی ایران: ضرورت ها و الزامات راهبردی
صنعت دریانوردی ، به عنوان شریان حیاتی اقتصاد جهانی و بازوی اصلی تجارت بین الملل، به طور سنتی با کلیشه های جنسیتی و فضای مردانه گره خورده است. با این حال، در دهه های اخیر، پارادایم های حاکم بر مدیریت منابع انسانی در بخش دریایی در حال تغییر می باشد. در این راستا کشور ایران نیزکه با داشتن سواحل گسترده در شمال و جنوب، پتانسیل های بی نظیری در حوزه اقتصاد دریاپایه دارد، لذا بازنگری در نقش آفرینی زنان در این صنعت نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای ارتقای بهره وری و نوآوری در این حوزه خواهد بود. به علاوه تحقیقات سازمان بین المللی دریانوردی (IMO) نشان می دهد که تنوع در نیروی کار، عاملی کلیدی در بهبود عملکرد عملیاتی و ایمنی در کشتی ها و بنادر می باشد. حضور زنان در ناوبری، مدیریت عملیات بندری یک هدف اجتماعی نیست، بلکه عاملی برای بهره گیری حداکثری از ظرفیت نیروی انسانی در کشور است. زنان نخبه ایرانی در رشته های علوم ناوبری، مهندسی برق، مهندسی مکانیک و مهندسی دریا با کسب مدارج عالی علمی، ثابت کرده اند که تفاوت های بیولوژیک هیچ گونه مانعی برای تسلط بر پیچیدگی های فنی ناوبری و مدیریت ایمنی کشتی ایجاد نمی کند که نشان از ظرفیت های مغفول و ضرورت حضور زنان در دریا می باشد. همچنین علیرغم پیشرفت های علمی، موانع نهادی و فرهنگی متعددی بر سر راه مشارکت حداکثری زنان در دریانوردی ایران وجود دارد که شامل ترکیبی از فقدان زیرساخت های رفاهی استاندارد در محیط های کار دریایی، سوگیری های ضمنی در فرآیندهای استخدام و نبود الگوهای موفق است، از طرفی نگاه سنتی به دریا به عنوان محیطی که با روحیه زنان سازگار نیست، منجر به هدررفت سرمایه های آموزشی کشور در رشته های مرتبط با دریانوردی شده است. با توجه به نقش زنان در حکمرانی دریایی و تاب آوری نشان می دهد که مدیریت زنان در عرصه های پیچیده، اغلب با رویکردهای تحلیلی مبتنی بر همدلی همراه است؛ مولفه هایی که در شرایط حساس ناوبری و جزئی نگر و مدیریت بحران مدیریت ترافیک دریایی حیاتی هستند. از سوی دیگر، مشارکت زنان در حکمرانی دریایی می تواند به تدوین سیاست های فراگیرتر و رعایت استانداردهای زیست محیطی در دریا کمک شایانی نماید، چرا که مطالعات نشان داده است حضور زنان در سطوح مدیریتی، همبستگی مثبت با مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان ها دارد.
پیشنهادات راهبردی
با توجه به آنچه که مطرح شد برای تحقق عدالت جنسیتی و بهره مندی از این ظرفیت عظیم، اقداماتی نظیر، زدودن کلیشه های جنسیتی از رشته ناوبری در دانشگاه های علوم دریایی و ایجاد مشوق های مالیاتی و سهمیه های رقابتی برای شرکت های کشتیرانی و ارگان های بندری جهت جذب متخصصان زن با در نظر گرفتن توسعه زیرساخت های ایمن جهت بازطراحی استانداردهای رفاهی و بهداشتی در بنادر و کشتی ها با هدف فراگیرسازی محیط کار و درنهایت شبکه سازی و حمایت حرفه ای برای ایجاد هم افزایی پیشنهاد می گردد و در انتها می توان بیان نمود که صنعت دریانوردی ایران برای عقب نماندن از تحولات جهانی و رقابت در بازارهای بین المللی، ناگزیر به پذیرش واقعیت های نوین نیروی کار است. گذار به سوی حضور فعال زنان در عرصه ناوبری و مدیریت دریایی، نه تنها گامی به سوی عدالت اجتماعی است، بلکه محرکی برای توسعه هوشمندانه اقتصاد دریاپایه خواهد بود. مطالعات علوم دریایی در ایران باید بیش از پیش به واکاوی داده های مربوط به حضور زنان پرداخته و با اتکا به پژوهش های میدانی، مسیر سیاست گذاری های کلان در این حوزه را هموار سازد. آینده دریانوردی ایران، در گرو بهره گیری از توانمندی تمامی متخصصان، صرف نظر از جنسیت آنان می باشد.